ترجمه امالي شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨٢ - مجلس سى و چهارم
خاله و عمه.
(١) ٨- فاطمه بنت محمد ٦ فرمود رسول خدا ٦ شب عرفه نزد ما آمد و فرمود براستى خداى تبارك و تعالى بشما مباهات دارد همه شما را عموما و بخصوص على را آمرزيده و من رسول خدايم بسوى شما و از راه دوستى و خويشاوندى نيست اين جبرئيل است كه بمن خبر مىدهد سعادتمند كامل كسى است كه على ٧ را دوست دارد در زندگى او و پس از مرگش و شقى تمام كسى است كه على را در زندگى و مردگى دشمن دارد.
(٢) ٩- انس بن مالك از مادرش نقل كرده كه فاطمه ٧ نه خون حيض ديد و نه خون زائيدن.
(٣) ١٠- امام پنجم فرمود چون مرگ پدرم در رسيد مرا بسينه چسبانيد فرمود پسر جان همان سفارشى را بتو كنم كه پدرم هنگام مرگش بمن كرد و گفت پدرش باو سفارش كرده و گفته پسر جان مبادا بكسى ستم كنى كه جز خدا يارى ندارد.
(٤) ١١- حرث بن مغيره نصرى گفت شنيدم امام صادق ٧ ميفرمود هر كه پس از نماز واجب پيش از