معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٧٨ - مقدمه
البلاذرى در گزارش خود از وحى به نقل از عايشه[١] تحنّث را تعبّد و تبرّر معنا مىكند. روشن است كه بلاذرى به توضيح مطرح شده در دو روايت مختلف اشاره كرده است.[٢]
واژهى مبهم تحنّث دشوارىهايى را براى واژهشناسان، فرهنگنويسان و شارحان حديث ايجاد كرده است. دانشمندان مشهور، ابن الاعرابى و ابن عمرو الشيبانى ٨ ابراز كردهاند كه معناى صحيح اصطلاح تحنّث را نمىدانند.[٣] معناى رايجى كه در اين باره داده شده، اين است كه تحنّث يعنى زدودن گناه (حنث) از خود؛ برخى نمونههاى ديگر از افعال مشابه بر وزن تَفَعَّلَ كه معنايى مخالف با ريشه خود دارند، آورده شدهاند. (تَأثَّمَ، تَحَرَّجَ، تَحَوَّبَ).[٤]
در روايت بخارى، تحنّث با واژه تعبّد معنا شده است. تعبّد، گسترهى معنايى وسيعى دارد و مفسران، سخت درتلاش هستند تا تعبّد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را معنا كنند. قسطلانى بيان مىدارد كه پيامبر، سه نوع عبادت به جا مىآورد: خلوت و تنهايى، تحنّث و نگريستن به كعبه. قسطلانى با مقايسهى اصطلاح به كار رفته در روايت ابن اسحاق (يعتكف شهر رمضان)- كه در آن تعريف روشنى از نوع تعبّد وجود ندارد- و اصطلاح به كار رفته در روايت عايشه، بيان مىكند كه
[١] . انساب الاشراف، تصحيح: محمد حميدالله، قاهره، ١٩٥٩، ج ١، ص ١٠٥، شماره ١٩١: ... فيتحنث فيه ويمكث الليالىَ قبلَ أن ...؛ در صحيح مسلم، قاهره، ١٣٣٤، ج ١، ص ٩٧ ... الليالى أولات العدد؛ تفسير الطبرى، بولاق، ١٣٢٩/ ١٩١١، ج ٣٠، ص ١٦١، و مصنف عبدالرزاق، نسخه خطى مراد ملا، ٦٠٤، عبارت ذوات العدد را دارد( مثل بخارى). شيوهاى كه عبدالرزاق به كار برده شايسته ذكر است: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تحنث را آغاز كرد و خلوت و تنهايى براى او دوستداشتنى شد، پس از آنكه برخى از دختران او به دنيا آمدند.( وطفق رسول الله صلى الله عليه وسلم بعدما ولدت له بعض بناته يتحنث همان، سطر ٦ از پايين.)
[٢] . ابنسعد، طبقات، بيروت، ١٩٦٠، ج ١، ص ١٩٤، روايتى را به نقل از عايشه آورده است، اما اصطلاح تحنث را شرح نمىدهد.
[٣] . الكرمانى، شرح صحيح البخارى، قاهره، ١٩٣٢، ج ١، ص ٣٢؛ العينى، عمده القارى، ج ١، ص ٥٨.
[٤] . راغبالإصفهانى، المفردات، قاهره، ١٣٢٤، ج ١٣٢، ذيل ريشهى" حنث"؛ ابن حجر، فتح البارى، ج ١، ص ١٨؛ الكرمانى، همان، ١، ٣٢؛ الزركشى، شرح صحيح البخارى، ج ١، ص ٦؛ الزمخشرى، الفائق، قاهره، ١٩٥٠، ج ١، ص ٢٥٠؛ ابن الأثير، النهايه، ذيل" حنث"؛ لسان العرب و تاج العروس، ذيل" حنث".