معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٣٨ - ٢ - ٢ قوانين جاهلى
ماه مهلت دارند؛ اگر رجوع كردند، خداوند آمرزنده مهربان است. اگر هم آهنگِ طلاق كردند، همانا خدا شنواى داناست.»[١] قرآن با محدودسازى ايلاء، فلسفه وجودى آن را كه افسارگسيخته انگاشتن مردان و آزار رسانى به زنان بود، از بين برد و رفتهرفته، اين سنت زشت از جامعه مسلمانان رخت بربست. قرآن از اين فرهنگ رايج بر عصر نزول پيروى نكرد، بلكه با تمهيداتى، آن را منسوخ ساخت؛ هرچند بنابر مصلحت، در ظاهر، چند قدمى با فرهنگ جاهلى مماشات كرد.
٢. زن در فرهنگ جاهليت موجودى پست و ضعيف شمرده مىشد و گاه در رديف حيوانات و بردگان قرار مىگرفت. هرگاه دخترى به دنيا مىآمد، چهره پدر از شدت ناراحتى، درهم فرو مىرفت و آن را ننگى براى خود مىپنداشت، بدين رو چهرهاش را در اجتماع مىپوشاند و در اين فكر فرو مىرفت كه دخترش را با خوارى نگه دارد يا زنده به گور كند. (نحل، ٥٩- ٥٨) در چنين شرايطى، زن از هيچ يك از حقوقش برخوردار نبود؛ از ارث محروم بود؛ پس از مرگ شوهر، حق ازدواج با كسى را نداشت، مگر با رضايت فرزند؛ مهريهاش به پدرش تعلق مىگرفت. اسلام در چنين فضايى ظهور كرد و با تغيير نگاه به زن، او را به سرحد جايگاه انسانىاش هدايت كرد. از جمله حقوقى كه اسلام به زن بازگرداند، حق ارث بود. قرآن كريم رسمهاى جاهلى محروميت زن از ميراث را كنار گذاشت و فرمود: «مردان را از آنچه پدر و مادر و خويشان بر جا نهادهاند، سهمى است و زنان را از آنچه پدر و مادر و خويشان گذاشتهاند، كم يا بسيار، سهمى مشخص است.»[٢]
بدينگونه اسلام عادتى جاهلى را كه در نهاد فرزندان جزيرة العرب حكمفرما بود، لغو كرد. بنابر گزارش ابنعباس، آيه ارث زن بر دلهاى جاهلى سنگين آمد، از اين رو، آهسته با يكديگر مىگفتند: «در اين باب سخن نگوييد؛ شايد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن را فراموش كند يا به پيشنهاد ما، آن را تغيير دهد.» برخى از ايشان نزد پيامبر رفته، گفتند: «چگونه دختر را سهمى از
[١] . لِلَّذِينَ يُؤْلُونَ مِنْ نِسائِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فاؤُ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ( بقره/ ٢٢٧- ٢٢٦)
[٢] . لِلرِّجالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ وَ لِلنِّساءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوالِدانِ وَ الْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيباً مَفْرُوضاً( نساء/ ٧)