معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٨١ - مقدمه
( Tor Andrae
، ١٩٣٢، )٥- ٣٤ توضيح بول از اين اصطلاح با توضيح آندرا متفاوت نيست. lhuB. F(، ٨، ١٣٤) اما وى آن را دقيقتر معنا مىكند:
«سنتى مذهبى كه مكّيان در طول ماه رمضان در كوه حراء به كار گرفته و در اين مدت روزه گرفته و از مباشرت جنسى با همسرانشان خوددارى مىكردند.»(Ibid ،p .٨٨)
هرشفلد بر آن است كه تحنّث، چيزى جز واژهى عبرى «تِحينُّت» به معناى دعا نيست، واژهاى بسيار رايج درميان يهوديان، براى عبادات اختيارى، صرف نظر از آيينهاى عبادى رسمى. هرشفلد مىگويد: ترديد كمى وجود دارد در اينكه محمد صلى الله عليه و آله و سلم اين واژه را اغلب در مدينه قبل از بيان گزارش خود از اين كار، شنيده باشد و آن را به دليل خصوصيت غير عادى و مقدس آن، به كار گيرد.(H .Hirs chfeld ، ١٩٠٢، ١٩)
لايل، نظر هرشفلد را دربارهى عبرى بودن ريشهى واژهى تَحَنُّث پذيرفته و ارتباط بين تَحَنُّث و تَحَنُّف را رد كرده و مىگويد: اين پيشنهاد كه تحنث را يك ساختار اختصاصى بگيريم كه به وسيله انجام آن گناه زايل مىشود غير ضرورى به نظر مىرسد.
( Ch. J. Lyall
، ١٩٠٣، ٧٨٠)
كائتانى تقريباً نظر هرشفلد را مىپذيرد؛ اما بيان مىدارد كه ممكن است آن اصطلاحى جديدتر باشد كه در داستان مشهور آغاز وحى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در نيمهى دوم قرن سوم هجرى به كار رفته است، اگرچه نمىتوان اين عقيده را كه اين واژه در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در مكه شناخته شده بود و معناى عزلت گزينى و نيايش مىداد، خارج كرد.(L .Caetani ، ١٩٠٥،I ، ٢٢٢)
ويليام مونتگمرى وات ديدگاهى تركيبى از نظريات گفته شده را بيان داشته است. او بر آن است كه رفتن محمد صلى الله عليه و آله و سلم به كوه حِراء ممكن است روشى براى گريز از گرماى مكه در يك فصل ناگوار براى افرادى بوده باشد كه قادر نبودهاند به طائف سفر كنند.[١](W .M .Watt ، ١٩٥٣، ٤٤) يا تحت تأثير يهوديان و مسيحيان مثل راهبان و يا يك تجربهى شخصى كه نياز و اشتياق به خلوت را نشان مىدهد.(Ibid ، ٤٤) ١٠ وات مىگويد:
[١] . اينعقيده وات يادآور مطلب اشپرنگر است كه در فوق ذكر شد، چيزى كه از سوى وات بدان اشاره نشده است.