معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٤٩٣ - تعريف سياق
٤- ابوعبداللّه محمّد بن احمد بن ابوبكر انصارى خزرجى اندلسى قرطبى (م ٦٧١ ه-) در تفسير الجامع لاحكام القرآن معروف به تفسير قرطبى، در موارد محدودى (كمتر از سى مرتبه) از مفهوم سياق در تفسير آيات استفاده كرده است. وى از دلالت، اقتضاء، شهادت و اعتضاد سياق نيز بهره مىگيرد.
قرن هشتم از نظر وسعت و نوع بهكارگيرى سياق در تاريخ تطور نقش سياق در تفسير قرآن نقطه عطف بهشمار مىرود. در تأليفات تفسيرى اين قرن، مانند: بحرالمحيط، تفسير ابن كثير و كتاب البرهان فى علوم القرآن، توجّه ويژهاى به مفهوم و كاربرد سياق از نظر كمّى و كيفى نسبت به تفاسير قرون قبلى مبذول شده است.
٥- ابو الفداء اسماعيل بن كثير قرشى دمشقى (م ٧٧٤ ه-) در كتاب تفسير خود حدوداً دويست و پنجاه بار از مفهوم سياق براى تفسير آيات استفاده كرده است .... (كنعانى، ١٣٨٤، ص ٣٤)
٦- علامه طباطبايى را مىتوان سرآمد مفسران در استفاده از سياق براى تفسير دانست، به گونهاى كه بيش از صدها بار از اين واژه و مشتقات آن در الميزان نام برده و در پرتو همين خصوصيت واژگانى، كاركردهاى فروانى را براى سياق ذكر نموده است؛ (سراقى، ١٣٨٧، ص ١١٠)
٧- در حيطه علوم قرآنى و تفسير نيز آيتالله معرفت به اهميت سياق اشاره داشتهاند.[١] اين مقاله به بررسى انديشه ايشان درباره سياق مىپردازد.
تعريف سياق
گرچه در منابع جديد و قديم از سياق تعريف خاصى كه بيانگر معناى دقيق آن باشد، ارائه نشده است، ولى مىتوان از تعابير متفاوتى از قبيل: سياق نص، سياق موقف، بافت كلام و ... به اين مقوله رهنمون شد و در دانشهاى مختلفى مانند: بلاغت، اصول، تفسير و غيره از تعبيراتى همچون: حال، مشاهده، قرائن حالى و ... براى فهم سياق استفاد كرد.
واژه «سياق» كه از ريشه «س و ق» و در اصل «سواق» است كه (واو) به دليل كسره سين، قلب به ياء شده است و در كتابهاى لغت به معانى ذيل آمده است:
[١] . آيتالله معرفت در كتابهايى مانند: التفسير الاثرى الجامع؛ التفسير و المفسرون؛ و ... به تبيين و بسط اين نظريه پرداختهاند.