معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٢٨ - ب - بررسى بنايىكوتاهى حضرتهارون عليه السلام
بلكه ايشان را تحت فشار قرار دهند و تصميم به قتل وى بگيرند. (اعراف/ ١٥٠) در اين موقعيت چند راهكار جلوى حضرت هارون عليه السلام وجود دارد:
الف- به همراه دوازده هزار نفرى كه گرفتار گوسالهپرستى نشدند (حسن بن على عسكرى، ١٤٠٩، ص ٢٥٥؛ طبرسى، ١٣٧٢، ج ٧، ص ٤٢)، قيام كنند و در برابر گوسالهپرستان بايستند كه در نتيجه يا كشته مىشدند يا بر آنها غلبه مىكردند و يا اينكه عزتمندانه مقاومت مىكردند.
ب- بنىاسرائيل را ترك كند و همراه با ياران خود به حضرت موسى عليه السلام ملحق شود.
ج- در ميان بنى اسرائيل بماند، آنها را به حال خود رها كند، از انجام هرگونه اقدام شديد يا مبارزه فيزيكى خوددارى كند و در نهايت منتظر حوادث آينده باشد؛ يا حضرت موسى عليه السلام به ميان بنىاسرائيل بر مىگردد و به نحوى اوضاع را سروسامان مىدهد و يا اينكه در صورت عدم برگشت ايشان، حركت توحيدى را به صورت كم رنگ ادامه دهد.
اما گزينه اول به چند دليل، قابل پيگيرى نبود:
اول، با توجه به فرموده خود حضرت هارون عليه السلام، بنى اسرائيل ايشان را تا سرحد كشتن تحت فشار قرار دادند و اگر كمى بيشتر مقاومت مىكرد، حتماً كشته مىشد. از اين رو مىتوان گفت زمينه به نحوى چيده شده بود كه در صورت قيام، در همان لحظات اول، قيام نابود مىشد. از اين رو احتمال غلبه يا مقاومت عزتمندانه تقريبا جايى ندارد. از طرف ديگر، جمعيت ياران حضرت هارون (دوازده هزار نفر) چيزى كمتر از يك پنجم جمعيت منحرفين (هفتاد هزار نفر) (قمى، ١٣٦٧، ج ٢، ص ٦٢) بود كه اين هم به نوبه خود، زمينه شكست قيام و مقاومت عزتمندانه را فراهم مىكرد.
از طرف ديگر كشتن انبياء براى بنىاسرائيل امرى عادى بود؛ چراكه خداوند درباره آنها مىفرمايد: وَ ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ وَ الْمَسْكَنَةُ وَ باؤُ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِّ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا يَعْتَدُونَ (بقره/ ٦١) (مهر) ذلت و نياز، بر پيشانى آنها زده شد و باز گرفتار خشم خدايى شدند، چراكه آنان نسبت به آيات الهى، كفر مىورزيدند و پيامبران را به ناحق مىكشتند. اينها به خاطر آن بود كه گناهكار و متجاوز بودند.»