معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٤٩٢ - تاريخچه و پيشينه سياق
مقدمه
هرگفتار و يا نوشتارى اگر عقلايى و هدفمند شكل بگيرد، ناگريز از قواعد، قوانين و اصولى كه حاكم بر عرف محاوره است، پيروى مىكند. يكى از اين قواعد استفاده از واژگان معهود و لغات متعارف در هر عرف است. لغاتى كه در وضع تعيينى و يا تعينى، پذيرفته شده است كه دلالت بر معناى خاصى دارد و چنانچه براى واژهاى بيش از يك معنا باشد، باز همان قواعد و اصول حكم مىكند كه از قرينههاى معينه و صارفه بهره گيرد. هر متن و يا گفتارى را مىتوان داراى دو لايه معنايى دانست. معناى هر متن در ظهور اوليهاش را ظهور استعمالى لفظ گويند كه ممكن است مقصود و مراد گوينده نباشد. از اين رو، بايد به لايه پنهانتر متن كه مقصود و مراد جدى است رسيد.
بنابراين، توجه به كلمات در ساختار صرفى- نحوىشان و همچنين ارتباط كلمات مجاور و همسايه باعث شكلگيرى معانى متفاوت براى متن مىشود كه از آن به سياق تعبير مىشود. آيتالله معرفت نيز در اهميت و بررسى چيستى و شرايط قرينه بودن سياق و اهميت و جايگاه آن در تفسير و فهم معناى متن به اين مقوله در منظومه فكرى خود پرداخته كه سعى مىشود به آراء و انديشه اين دانشمند بزرگ شيعى در اين عرصه پرداخته شود.
تاريخچه و پيشينه سياق
توجه به سياق در تفسير آيات از زمان صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مورد توجه بوده است؛ اما اين موضوع به صورت نظرى و تئوريك تا ساليان متمادى در كتب مفسرين مغفول ماند و تنها به صورت كاربردى در كتب تفسيرى و كتابها و مقالاتى كه در حوزه علوم قرآن نگاشته شده از آن استفاده شده است كه مىتوان به برخى موارد اشاره نمود:
١- ابو جعفر محمّد بن جرير طبرى (م ٣١٠ ه-) در ضمن سى جلد تفسير جامعالبيان، حدود شصت مرتبه به صورت مشخص از واژه سياق در مفهوم اصطلاحى آن در تفسير آيات استفاده مىكند؛
٢- ابوبكر احمد بن على رازى مشهور به جصاص (م ٣٧٠ ه-) در كتاب احكام القرآن حدوداً سى مرتبه؛
٣- شيخ الطائفه، ابو جعفر محمّد بن حسن طوسى (م ٤٦٠ ه-) در كتاب تفسير التبيان حدوداً پانزده مرتبه؛