معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٢٤١ - تبيين قاضى سعيد قمى از اين ديدگاه
قاضى سعيد مىگويد: تفاوت اين دو وجه آن است كه احتمال نخست از قبيل اطلاق لفظ جنس يا لفظ موضوع بر قدر مشترك بين مصاديق مختلف است و احتمال دوم از قبيل استعمال لفظ كلى بر مصداق عقلى و مصاديق تحت آن، يعنى مصاديق نفسى و طبيعى است، در صورتى كه فرض كنيم كه با توجه به تقدم معناى عقلى، اطلاق لفظ بر همين معنا دلالت دارد.
تفاوت ديگر اين دو احتمال، آن است كه بر اساس وجه اول، استعمال لفظ در هر يك از اين معانى گوناگون از باب حقيقت و نه مجاز خواهد بود؛ اما طبق احتمال دوم چنين نيست، بلكه كاربرد لفظ در برخى از مصاديق از باب استحسان و مجاز است، هرچند كه حقيقت دانستن اين كاربرد رجحان دارد. دليل اين امر وجود نوعى از اتحاد بين ظاهر و مظهر است.
قاضى سعيد براى اين تفاوت، واژهى «قلم» را مثال مىزند. قلم طبق احتمال نخست بر ابزار نگاشتن صورتها بر الواح وضع شده است و جنس آنكه از نِى يا آهن باشد و حتى جسمانى يا غيرجسمانى باشد، در آن موضوعيتى ندارد. همچنين اهميت ندارد كه نقشى كه قلم مىنگارد محسوس يا معقول باشد يا لوحى كه بر آن نگاشته مىشود كاغذ يا چيزى ديگر باشد. معناى كلى يا قدر مشترك قلم در عوالم مترتب بر يكديگر و در مواطن عالى و سافل موضوعاتى دارد. قلم در عالم عقلى همان است كه قرآن كريم از آن چنين سخن مىگويد: اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ (علق/ ٤- ٣)
قلم در مرتبهى عالم نفوس نيز همان است كه قرآن كريم اينگونه به آن اشاره مىكند: أُولئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ (مجادله، ٢٢) طبق اشارهى قرآن كريم، قلم درمرتبهى عالم طبيعت نيز آن است كه دربارهاش چنين مىفرمايد: وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ (انفطار/ ١١- ١٠) قلم در عالم ما نيز قوهى متخيله و در عالم حسى نيز همان قلم محسوس و از جنس نِى يا آهن است. روشن است كه كاربرد واژهى قلم طبق احتمال نخست در همهى اين مصاديق از باب حقيقت و وضع نخستين است؛ اما طبق احتمال دوم، قلم در وضع نخستين الهى و در استعمال اهل زبانِ عقلى بر قلم اعلى وضع شده است. (همان، ص ٥١٩)
قاضى در ادامه مىافزايد كه حقيقت عقلى يك لفظ، مثلًا قلم، مظاهر و قالبهايى در عوالم بعدى دارد كه به منزلهى بدن براى روح هستند. از اين رو، لفظى كه براى آن حقيقت الهى و نورى وضع مىشود، در اين قوالب متنازل از باب مجاز نزديك به مرتبهى حقيقت (يا