معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٦٥ - نشست اول شرع، پاسخى به نياز عقل
فخر رازى در اين زمينه مىگويد: عقل همين اندازه درك مىكند كه ما براى اداى شكر منعم، بايد عبادت كنيم. از ما خواسته، بايد انجام بدهيم تا همين جا عقل درك مىكند؛ اما عبادت حق چگونه است؟ اين را بايد خود مولا بگويد و ديگر عقل نمىتواند جهت گيرى كند. هر چيزى ميدان خويش را دارد؛ بنابراين، عقل وارد مسائل جزئى نمىشود. فرض كنيد، زن ارث نبرد، اين را عقل قبول نمىكند. در زمان جاهليت به زن ارث نمىدادند. عقل مىگويد: بايد ارث داده شود؛ اما تفصيل اينكه مثلًا «كلاله ابوينى» بايد باشد يا «كلاله امى» ويا لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ (نساء/ ١١) اين را شرع بيان مىكند. شما ممكن است اعتراض كنيد
چه فرقى مىكند، كلاله امى باشد يا ابوينى؟ پاسخ اين است: عقل در جزييات نمىتواند تشخيص بدهد. اينجا وظيفه شرع است. شخصى آمد خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كرد:
«يابن رسول الله انى اخترعت دعاءً»
يك دعا اختراع كردم. حضرت به او مجال نداد كه اين دعايى را كه مدتها زحمت كشيده، تلفيق كرده، بخواند، فوراً فرمودند:
«دعنى من اختراعك»
مرا از اختراع خود رها كن «ادعوا بما اقول» دعا را بايد من بگويم. هر چيزى حد و مرزى دارد.
به طور كلى عقل نمىتواند وارد مسائل جزئى بشود. مجال درك و فهم او نيست. خود عقل مىگويد: من در اين جا نمىتوانم وارد بشوم. ما مىگوييم عقل بايد در كنار انسان باشد. عقل نيروى ادراك است و اين كه عقل حكم مىكند، يك حرف غلطى است. چون عقل حكم نمىكند. اگر چشم شما حلال را ديد، حكم مىكند كه حلال موجود است، حكم نمىكند كه آن شىء حلال است. ديگر بيش از اين حرفى ندارد، عقل وسيله درك است و زمانى كه اين وسيله ادراك كرد، به نحو مجاز مىگوييم: حكم كرد. در واقع اين مطلب را عقل دركش كرد؛ يعنى به آن رسيد. عقل است كه بعد از بيان شارع، چيزى را درك مىكند، يك عقل مستقل داريم و يك عقل غير مستقل: يك وقت درك ذاتى است و يك وقت پس از واقف شدن بر مقدمات، درك حاصل مىشود؛ بنابراين عقل چيزى جز درك باطنى، مقابل نيروى درك ظاهرى نيست و از اين رو ما عقل را به عنوان حاكم مطرح نمىكنيم، عقل را به عنوان نيروى مدرك مطرح مىكنيم. تمام كار پيغمبر را آيه ٢ سوره جمعه توضيح داده است كه پيغمبر رسالتش چيست و چه كارى مىخواهد انجام دهد، در همين سه جمله است: وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ طبق آيه كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً چه وقت مردم به عنوان امت واحده