معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٩٤ - ٣ توهم تعارض قرآن با قواعد ادبى
روايت شده است كه عايشه و عثمان در مورد إِنْ هذانِ لَساحِرانِ اجتهاد كرده و نص قرآن را به چيزى كه موافق مألوف ايشان بوده، يعنى «أن هذين لساحران» تبديل كردهاند و عدهاى از تابعين و قراء از ايشان تبعيت نمودهاند. نيز روايت شده است كه ابان بن عثمان گفت: اين آيه نزد پدرم عثمان بن عفان خوانده شد. او گفت: لحن و خطا است. گفتند: آيا اين را تغيير نمىدهى؟ گفت: آن را واگذاريد؛ اين نه حلالى را حرام مىكند و نه حرامى را حلال. قرطبى مىگويد: اين قرائت موافق اعراب و مخالف مصحف است. (قرطبى، ج ١١، ص ٢١٦) اما ظاهراً به اجتهاد ايشان نيازى نبود و آيه مطابق وجه صحيح ادبى است زيرا:
در قرائت صحيح- كه قرائت حفص و جمهور مسلمانان است- «إن با تخفيف و مخففه از مثقله است»، به دليل اينكه در خبر لام وجود دارد (توضيح آنكه نحويان گفتهاند اگر «إن مخففه از مثقله» باشد، اعمال جايز، اما اهمال اكثر است. بنابراين نصب اسم لازم نيست و براى آنكه با «إن نافيه» اشتباه نشود، بر سر خبر لام فارقه مىآيد). ابو عمرو بن العلاء- از قراء سبعه كه اعلم اهل زمان خود به قرآن و عربيت و آداب آن بود- مىگفت: من «حيا مىكنم كه به تشديد بخوانم» و اسم را رفع مىداد. پس خطا متوجه آن قرائت متروك است كه مطابق قرائت جمهور مسلمانان و در رأس آنها قرائت حفص- كه تنها قرائتى است كه سند طلايى به اميرمؤمنان دارد- نيست.
پاسخهايى ديگر نيز به اين اشكال داده شده كه به نظر استوار نيست:
١. اينكه «هذان» براى مراعات وزن و تناسب با ساحران بدل از «هذين» آمده است.
٢. آيه، به لغت بنى الحرث بن كعب حمل شود كه در آن مثنى مطلقاً- در هر سه حالت- با الف خوانده مىشود؛ اما از آنجا كه قرآن به لغت عربى فصيح نازل شده است، حمل آن به لغتى شاذ و متروك، درست نيست.
ب- اما اينكه معطوف به منصوب «إنّ» در إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ وَ النَّصارى (مائده/ ٦٩) قبل از استكمال خبر مرفوع شده است، به خاطر آن است كه به محل اسم، يعنى رفع- بنابر ابتدائيت- عطف شده است. اين به دو جهت ترجيح دارد:
١. مناسبت «واو» در «هادوا»؛
٢. فراء مىگويد: اگر اسم از اسامى باشد كه إعراب در آنها ظاهر نمىشود، مثل ضمير و موصول، جايز است معطوف اسم مرفوع شود؛ مثل گفته ضابيء بن الحارث البرجمى: