معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٩٢ - پرسشها و پاسخها
«لا يجوز لكم اكراه احد على الدين»، معنايش اين است كه بدانيد مبادا كسى را اكراه بر دين بكنيم، چرا؟ چون دين اكراهپذير نيست، چون دين يعنى باور؛ مگر باور ممكن است با چماق درست شود. شيخ مىگويد: اگر روى سر كسى شمشير گرفتى كه مسلمان بشود، دقيقا مثل آن مسلمانى است كه شمشير روى سرش گرفتهاند كه كافر بشود؛ آيا اوكافر است؟ نه فقها او را كافر نمىدانند. كافر با زور را هم مسلمان نمىدانند.
اينجا دو مطلب است، يكى اين كه اديان ديگر آنجا قبول نيست و ديگر اين كه تحت لطف خدا قرار مىگيرد، چون در دنيا به مردم خدمت كردهاند. اصلا يك بحثى است كه انيشتين جهنم مىرود يا نه؟ مرحوم مطهرى مىگويد: بهشت و ثواب اخروى مشروط به ايمان به خدا و قيامت است، اما ما اين حرف را نمىزنيم، مىگوييم نه هيچ مانعى نيست، چرا كه اين نص قرآن است كه مىفرمايد: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ (زلزال/ ٧). كسى كه يك عمر خودش را به بدبختى انداخته براى خدمت رساندن به خلق و خدمتش براى هميشه رفاه مردم جهان است، چطور خداوند اين خير بزرگ را كه از دست اين شخص صادر شده است، ناديده مىگيرد، قطعا به او پاداش مىدهد. قرآن اطلاق دارد، جاى شك و شبههاى در اين جهت نيست.
سؤال: بحث اين است كه اگر گفتيم كسى كه مشرك است و از سوى ديگر شرط ورود به بهشت ايمان است، آيا معنايش اين است كه هر كسى كه دين ندارد، جهنمى است؟
پاسخ: بهشت و جهنم يك كنايه است به او، در آنجا ثواب داده مىشود، بدون اينكه در جمع مومنين باشد.
سؤال: پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم در ظرف زمان هستند، همانطورى كه در ظرف مكان هستند، اينگونه رابطه وجودى كه در ظرف زمان است، براى من قابل تصور نيست كه با عالمى كه خارج از مسأله زمان است، يعنى عالم مجردات يا وحى كه متصل به خداى تبارك و تعالى است، ظرف زمان در آن معنا ندارد! اين نحوه رابطه، يك مقدار تصويرش برايم مشكل است، يعنى اصل رابطه وحى كه از يك مكان و يك مرتبه و جايى است كه زمان در آن دخالت ندارد با جايى كه در ظرف زمان وجود داردرابطهاش چگونه مىشود؟
پاسخ: اين سؤال شما دو جواب دارد: يكى اينكه فرا زمانى مىتواند با زمانى منسجم