معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٨٢ - الف - غفلت تورات از مواضع عبرت
از زيانكاران باشم. گفته شد: اى نوح، با درودى از ما و بركتهايى بر تو و بر گروههايى كه با تواند، فرود آى و گروههايى هستند كه به زودى برخوردارشان مىكنيم، سپس از جانب ما عذابى دردناك به آنان مىرسد.» (هود/ ٤٠- ٤٨)
تفاوتهاى بيان توراتى و قرآنى داستان
الف- غفلت تورات از مواضع عبرت
در عهد عتيق بر عبرتهاى قصه تأكيدى نيست و بلكه از اكثر آنها غفلت شده است. نقل قصه در تورات- مثل ساير جريانهاى تاريخى قديمى- درهالهاى از خرافات است؛ اما از آنجا كه قرآن كتاب هدايت و عبرت است، در نقل حوادث تاريخى بر مواضع عبرت متمركز است. به عنوان نمونه در تورات از پسر و زن نوح كه به خاطر سوء اختيارشان در كمند عذاب افتادند، غفلت شده است؛ درحالى كه در اين قسمت عبرتى بسيار بزرگ است: «انسان با پشت كردن به تمام امكانات هدايت و صلاح، خود را در معرض دمار و هلاك قرار مىدهد.»
سيد بن طاووس بر آن است كه نوح دو همسر داشت كه يكى وفيه (كامل- بسيار با وفا) و ديگرى غبيه (كودن- سبك مغز). زن صالح با پسرانش در كشتى سوار شدند و ديگرى همراه با گناهكاران هلاك شد. (ابن طاووس، ١٣٦٣، ص ٢٣٩ و مجلسى، ١٩٨٣، ج ١١، ص ٣٤٢) خداوند در مورد او و همسر لوط فرموده است: «خدا براى كسانى كه كفر ورزيدهاند، زن نوح و زن لوط را مَثَل آورده [كه] هر دو در نكاح دو بنده از بندگان شايسته ما بودند و به آنها خيانت كردند و كارى از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد: با داخل شوندگان داخل آتش شويد.» (تحريم/ ١٠)
ماجراى پسر نوح نيز حاوى عبرتهايى تكان دهنده است. اينكه چگونه ممكن است انسانى در بالاترين مراتب- از نظر امكانات هدايت و توفيق- در اثر اعمال غير صالحش عنوان «عمل غير صالح» بگيرد و صلاحيت عنوان فخيم «اهل نوح» بودن را از دست بدهد، بيانگر جدى بودن سرنوشت بشر است؛ يعنى خداوند بيرون از دايره سنن خويش كه در محدوده كنش و منش افراد بروز مىيابد با هيچ كس- حتى اگر فرزند پيامبرى بلند مرتبه باشد- حسابى ندارد. بدينسان، در تورات از جنبههاى هدايتگرى و عبرتگيرى داستان كه هدف اصلى نقل قصص است- اثرى نيست.