معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٨٨ - مقدمه
واژه تحنّث يك عبارت توضيحى آورده شده است، «مِن صلاه و عتاقه و صدقه». تحنّث در اينجا با اصطلاح" بِرّ" هممعنا است. اين موضوع به طور قطعى از سوى گونهى ديگرى از اين روايت، تأييد شده است. لسان العرب ذيل ريشهى" حنث" اين روايت را با عبارت
«أَرأَيتَ أُموراً كنتُ أَبْرَرْتُها»
آورده و چنين توضيح داده است: «أى أَطْلُبُ بها البِرِّ والإِحسان إِلى الناس والتقرّب إِلى الله تعالى». بخش اول اين توضيح دقيق است؛ اما بخش دوم، والتقرّب إلى الله تعالى، تفسيرى اسلامى از يك سنت جاهلى است.
جملهى مندرج در روايت حكيم كه در فوق ذكر شد «و نحن لا نعبد شيئاً» از اهميت خاصى برخوردار است. اين عبارت نشان مىدهد كه" بِرّ" يا" تحنّث" ايشان با اعمال مذهبى ارتباطى نداشته است. از اينرو، تفاوتهايى- بين تحنث حكيم بن حزام كه دربردارندهى اعمال نيكو، و تحنث رئيس الحارث بن عبد مناة الكنانه، زيد بن عمرو و تحنّث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم طبق روايت آغاز وحى همانطور كه بخارى گزارش كرده كه در آن فقط تعبّد ذكر شده است،- مشاهده مىشود. تحنّث عبدالمطّلب، تحنّث قريش و تحنّث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم طبق روايت ابن اسحاق دو عنصر اصلى را شامل مىشود: تعبّد و تبرّر. تحنث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مبتنى بر اطعام فقراء و طواف دور خانه خداست.
روايات حكيم بن حزام، جزو روايات بسيار واضح هستند و اصطلاح تحنّث در اين روايات بدون شك معتبر و اصيل است. استدلال اشپرنگر(Sprenger ،op .cit .،I ، ٣٣١، ١٦. ١١- ٢٠) مبنى بر ساختگى و متأخر بودن روايت، بىاساس است. اگر دربارهى كاربرد اصطلاح تحنّث در روايت گفت و گوى حكيم بن حزام با پيامبر شك وجود داشته باشد، اين اصطلاح به وضوح در داستان اعمال نيك او نسبت به بستگان خود، اصيل و معتبر است. زيرا در اينجا ديگر احتياجى نبوده واژه تحنّث جاسازى شود.
همچنين دليلى بر ترديد دربارهى اصالت اصطلاح تحنّث در روايات مربوط به اعمال قريشيان در حِراء نيست. اطعام فقراء در غار حِراء در ماه رمضان به مجموعهى" بِرّ" تعلق داشت. شناسايى تحنّث با" برّ" به وضوح در عبارت مطهربن طاهر مشاهده مىشود، جايى كه همچنين بيان مىدارد تنها هدف پيامبر در انجام عمل تحنّث همين بوده است: «و كان قرشيون يتحنّثون بحِراء فى رمضانَ و كان رسول اللهِ يفعَل ذلكَ لأنَّه من البِرّ». قريش در طول ماه رمضان