معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٦٨ - ٢ - ٢ نظريه تفسير عرضى قرآن
علامه طباطبائى در مقدمه تفسيرش بر بىنيازى قرآن از غير خود تأكيد ورزيده است. (طباطبائى، ١٣٩٤ ق، ج ١، ص ٦) ايشان در مورد روش معصومان عليه السلام در تفسير قرآن به قرآن مىگويد: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و اهلبيت گرامىاش، گرچه بر طبق نصوص قرآن، شارح و مفسر و مبين معانى و مقاصد قرآناند، اما اساس بيانات و روش تعليم و تفسيرشان، همان طريق و روش تفسير قرآن به قرآن بوده كه قرآن، خود آن را به ما آموخته است و از طريق روايات نيز بر ما معلوم شده است كه در هيچمورد از بيانات ايشان در زمينه تفسير آيات، غير از قرآن استعانت و استفادهاى به عمل نيامده است. (همان، ج ١، ص ١٠ و ج ٣، ص ٩٠)
آيتالله جوادى آملى در توضيح اين نظريه چنين مىگويد: قرآن كريم به دليل نور مبين بودن، ابهام و تاريكى ندارد و نيازمند غير خود نيست تا روشن گردد، بلكه خود روشن است و آيات پر فروغ تر قرآن، آيات كم فروغ آن را روشنتر مىسازد. تبيين آن حضرت براى آن نيست كه در قرآن نقاط مبهم و تاريك معماگونه وجود داشته باشد و حضرت مأمور باشد مشكلات و موانع را رفع كند تا ظاهر آن معلوم گردد، بلكه قرآن نور محض و بيّن بالذّات است. نه تنها خود واضح و روشن است، بلكه مبيّن و تبيان همه چيز است. وظيفه رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آن است كه چشم مردم را بينا كند تا نور آشكار قرآن را ببينند. نقش رهبرى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آن است كه حجابها را از روى قلوب مردم برطرف سازد و ابهام و انحراف و شك و ريب را از روح آنها بزدايد و دل و جان آنان را همانند آئينهاى شفاف و زلال سازد. (جوادى آملى، ١٣٧٨، ص ٣٨٢)
آيتالله معرفت نيز علل نياز به تفسير را مربوط به ذات قرآن ندانسته و آنها را مربوط به اسبابى بيرون از متن مىداند كه بر آن عارض شده است (معرفت، ١٣٨٤، ج ١، ص ١٤) كه برخى از اين عوارض در اين نوشتار بيان خواهد شد. دلائل اين گروه افزون بر مطالبى كه در پاسخ به اخبارىها بيان شد، عبارتند از:
١- آيات بسيارى كه دستور به تدبر، تعقل و تفكر در قرآن داده شده است. اگر قرآن قابل فهم نباشد، اين دستورات لغو است. برخى از اين آيات عبارتند از آيه ٤٤ سوره نحل، آيه ٢ سوره يوسف، آيه ٢٩ سوره ص. حتى كافران را مذمّت مىكند كه چرا در آيات قرآن نمىانديشند: «آيا به آيات قرآن نمىانديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است» (محمد/ ٢٤) و در ذيل آيه ١٢١ سوره بقره الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ از امام