معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٨٩ - مقدمه
تحنّث مىكردند و رسول خدا آن را انجام مىدادهاند، زيرا اين كار نوعى خوبى نسبت به همنوعان بود. (البدو التاريخ، تصحيح: هوارت، ج ٤، ص ١٤١) معناى ضميمه شده به تَحَنَّثَ در اينجا كاملًا با معناى روايات حكيم، كه در بالا اشاره شد و با معناى روايت آغاز وحى در سيره ابن اسحاق همخوانى دارد. تفسير و ارزيابى مجدد محمد صلى الله عليه و آله و سلم از معناى سادهى اصطلاح «بِرّ» متعلق به زمان جاهلى به صورت كامل از سوى اچ. اى. آر. گليب توضيح داده شده است: اين ريشه، يعنى" برّ"، در كاربرد غيردينى خود، نشانگر رابطهى پدر و فرزندى با حالات و گرايشات عاطفى و محبت آميز، اطاعت و وفادارى است. براى محمد صلى الله عليه و آله و سلم و براى ديگر معلمان راستين، آزمون اعتقاد واقعى، در گرو شخصيت و اعمال است. اگر تأكيدات مكرّر قرآن بر اعمال صالح كافى نبود، مسلماً آن از تعريف جامع «بِرّ» در آيه مشهور (آيه ١٧٢ سوره بقره) ١٥ اثبات مىشد: نه تنها اعتقاد به خداوند، جهان آخرت، فرشتگان، كتاب و پيامبران، بلكه دادن مال به خاطر حب خدا، استوارى در نمازها، وفاى به عهد، و صبر در برابر همه دشوارىها و مصيبتها اينها ويژگىهايى است كه نشانگر اعتقاد راستين و خوف واقعى از خدا است. از اين رو، «بِرّ» تاج باور راستين است، زمانى كه فرد مؤمن، دستكم، شناخت پيدا كرده و به حضور خداوند در همهجا با تمام تفكرات و رفتار خود پاسخ مىدهد.
( H. A. R. Gibb
، ١٩٦٢.P .١٩١ -٢) از نقطه نظر اين متن مىتوان تغييرات اساسى در تفسير مسلمانان از «بِرّ» و به تبع آن در معناى" تحنّث" را كه برابر با «بِرّ» است، فهميد. تحنّث، در روايت ابن اسحاق درباره آغاز وحى، صرفاً به معناى چنان اعمال نيك، خيرات و دادن صدقه به نيازمندان است.
پرسش مهمى كه هنوز بىپاسخ مانده، پرسش از جوار در كوه حِراء است. چرا قريشيان در آن مكان به تحنّث مشغول مىشدند؟ پاسخ را مى توان از رواياتى كه ذكرشان در بالا گذشت و دربردارنده گونه هاى تحنث هستند، به دست آورد. حراء يك مَنسِك، مكانى براى تشريفات و آيينهاى مذهبى گروهى از قريش بود؛ اين گونه اعمال ظاهراً با حرمتگذارى و گرامىداشت كعبه مرتبط بودند. اين فرضيه به وسيله اصطلاحاتى نظير (تَنَسَّكَ، جاوَرَ، اعتَكَفَ، تَعَبَّدَ) و جملهى مهمى كه در همهى روايات غير از روايت حكيم درباره طوافهاى متعدد خانه كعبه به كار رفته، تأييد مىشود. واژه تعبَّدَ در روايت خالد بن الحارث نشانگر اعمال گوناگونى (محتملًا رياضتها، مشقتها و شايد برخى احسانها) در رابطه با اعتقاد به