معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٢٥٨ - ٣ - موارد استعمال وحى در قرآن كريم
٣- موارد استعمال وحى در قرآن كريم
در قرآن كريم در موارد متعددى از واژهى «وحى» استفاده شده است كه به اختصار اشاره مىشود:
٣- ١. مطلق اشاره: نظيرآيه ١١ سوره مريم «پس] زكريا [از محراب خود بر مردم خويش بيرون آمد، پس به سوى ايشان اشاره كرد كه صبح و شام خداى را تسبيح گوييد.»[١]
عموم مفسران، عبارت: «فَاوحى الَيهِم» را «فَاشار اليهم» يعنى اشارت به دست يا لب و مانند آن معنا كردهاند. (بلاغى، ١٣٤٥، ج ٤، ص ١٤١؛ شبّر، ١٤١٢ ق، ج ١، ص ٣٠٤؛ طباطبايى، ١٣٩٧ ق، ج ١٢، ص ٣١١ و ج ١٤، ص ٢٥؛ فيض كاشانى، ١٣٩٩ ق، ج ٣، ص ٢٧٥) در روايتى، اميرالمومنين عليه السلام نيز وحى در اين آيهى شريفه را وحى اشاره دانستهاند. (مجلسى، ١٤٠٤ ق، ج ١٤، ١٨٠، وج ١٨، ٢٥٤ وج ٩٠، ١٦)
٣- ٢. وحى تكوينى به معناى تقدير نظام هستى: مانند آيه ١٢ سوره فصلت كه مىفرمايد: «و در هر آسمان كار آن را وحى فرمود.»[٢] مقصود از وحى در هرآسمان، دستور و فرمان تكوينى است؛ به اين معنا كه خداوند در هر آسمان، از فرشتگان و ديگر موجودات، هر آنچه خواست آفريد. (بحرانى، ١٤١٦ ق، ج ٥، ص ١٠٧؛ طوسى، ١٤٠٩ ق، ج ٩، ص ١١١) و اگر مقصود، فرمان تشريعى يا وحى اصطلاحى مىبود، بايد «اوحى الى كل سماء» تعبير مىشد؛ و به كارگيرى «فى» به جاى «الى» مويد قول وحى تكوينى است.
٣- ٣. الهام به طبيعت: يعنى القاى مفاد و مفهومى به طبيعت با اين لحاظ كه طبيعت به اين القاء آگاهى و شعور دارد. مانندآيات شريفه سوره زلزله كه مىفرمايد: «در اين هنگام زمين خبرهاى خود را بازگو كند، بدان سبب كه پروردگارت برايش وحى كرده است.»[٣]
آيه ٢١ سوره فصلت نيز بيانگر همين معناست: «آن خدايى كه هر چيزى را به سخن مىآورد و شما را نخستين بار بيافريد و به او بازگشت مىيابيد»[٤] يعنى بر نوعى از حيات و شعور در تمامى موجودات دلالت دارد.
[١] . فَخَرَجَ عَلى قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرابِ فَأَوْحى إِلَيْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا
[٢] . فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها( فصلت/ ١٢)
[٣] . يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحى لَها( زلزله/ ٥- ٤)
[٤] . وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ( فصلت/ ٢١)