معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٤١ - ٢ - ٢ قوانين جاهلى
حرام كرده است، حلال گردانند. زشتىِ اعمالشان برايشان آراسته شده است و خدا گروه كافران را هدايت نمىكند.»[١]
برخى از محققان حكم قرآن درباره به تأخير انداختن ماههاى حرام را قانونى منطقهاى دانسته، در دوران معاصر آن را بىكاربرد قلمداد كردهاند. به اعتقاد ايشان، حرمت تأخير ماههاى حرام، صرفا واكنشى به رفتار عربها براى گريز از عنوان جنگ در ماههاى حرام است كه در جاهاى ديگر كاربردى ندارد. (ايازى، ١٣٨٠، ص ١٣٥)
تكتك آيات قرآن در راستاى هدايت انسان نازل شده است و هيچ يك را نمىتوان حكم تاريخى صرف قلمداد كرد. آياتى كه ناظر به واقعهاى مشخص يا حكمى خاص هستند نيز دربردارنده پيامهايى جاويد و همگانى مىباشند. مفسران هر عصر بايد پرده از اين حقايق كنار بزنند و قانونى كارآمد براى امت زمان خود بيابند. مفسر، با تأمل و درنگ مىتواند احكامى را از اينگونه آيات استنباط كند كه منطقهاى يا زمانمند نباشد. الفاى خصوصيات نامؤثر در تحريم نسىء، افقى را فراروى مجتهد مىگستراند و قاعدهاى شامل را در اختيار او قرار مىدهد. آنچه در آيه موجب فزونى كفر قلمداد شده است، خصوصِ به تأخير انداختن ماههاى حرام نيست، بلكه بازيچه قرار دادن احكام الهى است كه توجيهى ناروا را پشتوانه خود قرار داده است. عرب جاهلى مىدانست كه ماههايى از سال، حرام قرار داده شده است، اما در آن ماهها كارزار مىكرد و براى اين سرپيچى خود، قوانين را به بازى مىگرفت. خداوند به شدت، با اينگونه رفتار با احكام الهى برخورد و آن را فزونى در كفر معرفى كرد.
بنابراين، مىتوان اين قاعده كلى را از آيه برداشت كرد كه تغيير در قوانين الهى، اگر دليل صحيح و معتبرى نداشته باشد، فزونى در كفر است؛ هرچند ظاهرى فريبنده داشته باشد و آراسته بنمايد. بنابراين، در زمينه ارتباط قرآن با فرهنگ زمانه، چند نكته را بايد در نظر گرفت:
١. قرآن در رويارويى با فرهنگ زمانه، دو رويكرد داشته است: فرهنگها و آيينهاى ابراهيمى و عقلايى را با اصلاحات، تأييد كرده است، اما فرهنگهاى منفى و جاهلى را رد و منسوخ ساخته است.
[١] . إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ يُضَلُّ بِهِ الَّذِينَ كَفَرُوا يُحِلُّونَهُ عاماً وَ يُحَرِّمُونَهُ عاماً لِيُواطِؤُا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللَّهُ فَيُحِلُّوا ما حَرَّمَ اللَّهُ زُيِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ( توبه/ ٣٧)