معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٦٣ - ٢ - ١ نظريه تفسير ذاتى
اخبارىها براى ادّعاى خود، به رواياتى تمسك كردهاند كه عبارتاند از:
١. رواياتى كه از تفسير به رأى منع نمودهاند، مانند: «من فسّر القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النار»؛ هر كس قرآن را به رأى خود تفسير كند، جايگاهش در دوزخ است. (مجلسى، ١٤٠٣ ق، ج ٩٢، ص ١١١)
٢. رواياتى كه جمع قرآن و تمام قرآن را نزد امامان مىداند و علم به آن را نيز وديعه نزد آنان مىداند، مانند: «مايستطيع احد ان يدعى ان عنده جميع القرآن كله ظاهره و باطنه غير الاوصياء»؛ (كلينى، ١٤٠٥ ق، ج ١، ص ٢٢٨) هيچ كس نمىتواند ادعا كند تمام قرآن اعم از ظاهر و باطن آن در نزد اوست مگر امامان معصوم.
٣. رواياتى كه شناخت قرآن را فقط مخاطبان آن، يعنى معصومان مىداند، مانند: «انما يعرف القرآن من خوطب به»؛[١] (حرعاملى، ١٣٨٣ ق، ج ١٨، ص ١٣٦ وكلينى، ١٤٠٥، ج ٨، ص ٣١١)؛ همانا قرآن را كسى مىفهمد كه مخاطب آن بوده است.
٤. رواياتى كه قرآن و عترت را با هم دانسته و از يكديگر جدا نمىداند، مانند: «انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتى اهل بيتى و انهما لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض») حر عاملى، ١٣٨٣ ق، ج ١٨، ص ١٩ (من در ميان شما دو چيز گرانبها گذاشتم، كتاب خدا و عترتم را و اين دو هرگز از هم جدا نمىشوند تا در حوض [كوثر] بر من وارد شوند.
٥. رواياتى كه قياس آيات قرآن را به يكديگر موجب كفر مىداند، مانند: «ماضرب رجل القرآن بعضه ببعض الّا كفر»؛ (همان، ج ١٨، ص ١٣٥ و مجلسى، ١٤٠٣ ق، ج ٩٢، ص ٣٩) كسى برخى از قرآن را به برخى ديگر از آن، نزده است، مگر اين كه كافر شده است.
٦. رواياتى كه قرآن را مشتمل بر ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، عام و خاص و ... مىداند (حر عاملى، ١٣٨٣ ق، ج ١١، ص ١٤٨) كه تنها معصومان عليه السلام به آن احاطه دارند، مانند: «احتجوا بالمنسوخ و هم يظنون انه الناسخ و احتجوا بالخاص و هم يظنون انه العام ...»؛ (بحرانى، بى تا ص ١٧١- ١٧٢ وخويى، ص ٢٩١) به آيه منسوخ تمسك نموده و گمان كردهاند ناسخ است و به خاص تمسك كرده و آن را عام پنداشتهاند.
[١] . اين قبيل روايات را شيخ حر عاملى دويست و بيست حديث مىداند؛ چه رواياتى كه در كتاب قضا در وسايل الشيعه آمده و چه در جاهاى ديگر. مدلول اين روايات اين است كه به جز ائمه اطهار كس ديگرى توان شناخت قرآن را ندارد. ر. ك: حر عاملى، الفوائد الطوسيه، ص ١٦٩.