معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٨١ - پرسشها و پاسخها
معصوم باشد، آنها نمىگويند كه گناهى كرده است. اينكه آيا پيامبران قبل از نبوت بايد معصوم باشند يا نه يك بحث كلامى است.
سؤال: وقتى حضرت موسى با خدا روبهرو شد، ترسيد و اين اشكال ندارد. ترس داشتن يك بحث و شك نكردن بحثى ديگر است؛ چنانكه ائمه عليهم السلام در موقع نماز ترس داشتند و اين چه اشكالى دارد؟
پاسخ: پيامبر موقع وحى صدايى را مىشنود، مىلرزد كه من ديوانه شدم، ترس از ديوانه شدن دارد. حضرت موسى از مار مىترسيد و آنقدر ترسيد كه پشت سرش را هم نگاه نكرد و با هشدارى كه به او داد تنبيه شد.
سؤال: آيا از نهجالبلاغه استفاده مىشود كه ترس حضرت موسى از غلبه جهل بود؟
پاسخ: اگر از چيز ديگر بود، چرا فرار كرد؟ همهى پيامبران اين دغدغه و ترس را داشتهاند كه نتوانند ماموريت الهى خود را خوب انجام دهند. پيامبر اين احتمال را مىدهد كه نكند كوتاهى كرده باشد كه ابوجهلها اينقدر استقامت مىكنند. خداوند مىفرمايد: فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً (كهف/ ٦) گويى مىخواهى به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك كنى اگر به اين گفتار ايمان نياورند.
سؤال: روبهرو شدن محدود با نامحدود، ترس و هيبت خاصى دارد و اين عيب نيست؟
پاسخ: اين براى كسى كه آمادگى نداشته باشد، درست است، مثل اينكه شما براى مزرعهى خودتان با دو تا بيل يك راهى باز مىكنيد، ولى ناگهان همهى آب وارد مزرعه مىشود و مزرعه را از بين مىبرد، ولى اگر فنى عمل كنيد، مثلا يك راه باريكى به مزرعه باز كنيد، مفيد و موثر واقع مىشود.
سؤال: آيا لحظهاى كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به نبوت رسيد، با دوران رسالت كه زجرها كشيدند، از كمالات روحى يكسانى برخوردار بودند؟ از يكطرف مىگوئيم نسبت به حضرت جبرئيل، برتر بودند و از سوى ديگر مىگوئيم جبرئيل به او سلام مىكرد و پيامبر نمىدانست كه جبرئيل سلام كرده است.
پاسخ: از جهت مقام، مقام پيامبر اسلام از همهى فرشتگان بالاتر است؛ اما اصلا ما نمىتوانيم جبرئيل را معلم پيامبر معرفى كنيم. پيامبر از همان زمان بعثت تا رحلت به مقامات و كمالات والاترى مىرسيد و اين جمله كه درخواست افزوده شدن علم مىكند؛ «رب زدنى