معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٩٤ - مقدمه
" ولَقَدْ قَرَنَ اللَّه بِه صلى الله عليه و آله و سلم- مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً أَعْظَمَ مَلَكٍ مِنْ مَلَائِكَتِه- يَسْلُكُ بِه طَرِيقَ الْمَكَارِمِ- ومَحَاسِنَ أَخْلَاقِ الْعَالَمِ لَيْلَه ونَهَارَه ..."
: [رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم] هنگامى كه از شير گرفته شد، خدا بزرگترين فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشين او فرمود تا راههاى بزرگوارى را پيمود، و خويهاى نيكوى جهان را فراهم نمود. (سيد رضى، ١٣٧٨ ه-. ش، ص ٣٠٠) اين عبارت بيانگر اين نكته است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از آغاز تولّد خويش در سايهى توفيقات خداوندى آيين مخصوص خود را داشتهاند و پيرو شريعت ديگرى نبودهاند. محمدباقر مجلسى معتقد است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از همان ابتدا مقام نبوت داشته است. او در اين باره به حديث مشهورى نيز استدلال مىكند كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:" كُنْتُ نَبِيّاً وَ آدَمُ بَيْنَ الْمَاءِ وَ الطِّينِ أَوْ بَيْنَ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ". (مجلسى، ١٤٠٣ ه-. ق، ج ١٨، ص ٢٧٨) او پس از استدلال به آيه ٣١/ مريم مىگويد:" و قد ورد في أخبار كثيره أن الله لم يعط نبيا فضيله و لا كرامة و لا معجزه إلا و قد أعطاه نبينا صلى الله عليه و آله و سلم فكيف جاز أن يكون عيسى عليه السلام في المهد نبيا و لم يكن نبينا صلى الله عليه و آله و سلم إلى أربعين سنة نبيا ...": در اخبار متعددى آمده است كه خداوند به هيچ پيامبرى فضيلت و كرامت و معجزهاى عطا نكرد، مگر اينكه به پيامبر ما نيز آن را عطا كرده باشد. چگونه قابل پذيرش است كه عيسى عليه السلام از بدو تولد پيامبر بوده و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم تا چهل سالگى فاقد اين ويژگى باشد. (همان، ص ٢٧٩) مجلسى چندين استدلال ديگر نيز براى اثبات عقيدهى خويش بيان مىدارد كه مراجعه به آنها سودمند است. (ر. ك: مجلسى، ١٤٠٣ ه-. ق، ج ١٨، صص- ٢٧٧ ٢٨١)
______________________________
(١٠) ويليام مونتگمرى وات دركتاب محمد در مكه(Muhammad
at Mecca) ، بدون
اقامهي هيچگونه دليلى، صرفاً احتمالاتى را دربارهي انگيزههاى پيامبر اكرم صلى
الله عليه و آله و سلم براى اقامت در حِراء بيان داشته است.(watt ، ١٩٥٣، ٤٤) اين احتمالات، مخالف عقيدهى
مسلمانان و مبانى اسلامى و همچنين مسلمات تاريخى و جغرافيايى است. (ر. ك: شيخ
ادريس، ١٩٨٥، ٢١٩ و ٢٢٠)
(١١) برگرفتن زاد و توشه در طول مجاورت، به تنهايى نمىتواند دليلى بر منتفى بودن روزه گرفتن شخص متحنّث باشد؛ چه اينكه روزهگرفتن، به معناى هلاك شدن از گرسنگى نيست. روزهى مسلمانان از آغاز فجر تا غروب خورشيد است.
( See Calder
، ١٩٨٨،P .٥٣٢ )