معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٢٠ - پرسشها و پاسخها
هيچ يك از جنگهايى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم داشته و اسير هم گرفته است، چيزى به عنوان «استرقاق» نمىبينيم و اساساً اينها تهمتهايى است كه به پيامبر روا داشتند و قرآن هم درباره اين جنگ هيچگونه تصريحى ندارد.
پرسشها و پاسخها
سؤال: چرا فقها مسأله اماء و عبيد را قبول نكردند؟
پاسخ: پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين كار را نكردند. اگر سيره پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم را سطحى مطالعه كنيم، چنين مىشود، اما اگر تأمل كنيم، چون روايات مختلف و متناقض است، مىبينيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چنين كارى نكرده است.
سؤال: «ضرب» كه دو خاصيت را داشته باشد مولم نباشد و مؤثر نباشد، پس اين زدن اثرى ندارد؟
پاسخ: زدن هر چند مولم نباشد، ولى موهن هست؛ اما چون جنبه تأديبى دارد، اشكال ندارد.
سؤال: بيان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آيه «واضربوهن» را تفسير كرد؛ پس آيه به وسيله پيامبر نسخ شد. در حالى كه تفسير قرآن غير از خود قرآن است؛ پس واضر بوهن با بيان و تفسير پيامبر نسخ شده است؟
پاسخ: نسخ يعنى آيهاى در قرآن باشد و مشتمل بر حكمى باشد، اما آن حكم مفتى به نباشد.
سؤال: از كلام «و جعل مهرها عتقها» فهميده مىشود كه آن اسير امه بوده كه مهرش را عتقش قرار داده است.
پاسخ: به حسب ظاهر و در نظر عامه مردم «امه» بوده است. يك اصلى علماى اهل سنت دارند كه «ما كان للنبى ان ينكح امة» و اگر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اين را نمىفرمود، معنايش اين مىشود كه با امه ازدواج كرده است، عتق يعنى تو آزادى و اين دليل بر معناى آزادىاش است.
سؤال: اينكه «جعل مهرها عقتها» يعنى مهر تو براى نكاح است و نكاح مقدم بر مهر است؛ يعنى اول بايد نكاحى باشد، بعد مهرى قرار دهند.
پاسخ: اولا مهر در نكاح ركن نيست و مستحب است برايش مهرى قرار دهيم و براى متعه ركن است «وجعل مهرها عتقها» يعنى در مقابل اينكه تو آزاد شوى، اين را به عنوان مهر از من بپذير كه با من ازدواج كنى.