معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٧٥ - نگاهى اجمالى به مهمترين آراى قرآن شناسانه
در بحث بطون قرآن، بعد از بررسى معانى مختلف تأويل، خود تأويل آيات را بطون آنها دانست كه مدلولهاى التزامى آيات به لزوم غير بين مىباشند و زير بار تعبدى بودن بطون نرفت و دستيابى به تأويل آيات را با تكيه به شيوههاى علمى براى اهل فن ممكن دانست؛ به اين بيان كه آيات قرآن حامل پيامها و معانى عامى هستند كه اگر آيه را از خصوصيات زمان و مكان و مورد نزول تجريد كنيم، اين پيام عام كه براى تمام عصرها و نسلها قابل استفاده است، رخ مىنمايد و براى دستيابى به آنها شيوهاى دقيق و علمى با كمك برهان سبر و تقسيم منطقى عرضه كرد و اين شيوه را با نمونههايى متعدد آزمود. از نظر او اگرچه معصومان عليهم السلام برجستهترين مصاديق راسخان در علم و عالمان به تأويلند، اما تأويلهايى كه ايشان ارائه كردهاند، در واقع ياد دادن تأويل به ديگران بوده است و راه براى دريافت آن براى كسى كه مقدمات نزدش فراهم باشد، باز است، اگرچه همراهى با اين ايده در حد ادله و شواهدى كه وى ارائه كرد با نمونههاى محدودى كه عرضه نمود، دشوار به نظر مىرسد. (همان، ١٤١٧ ق، ج ١، صص ٤٩٢- ٤٨٠) در مبحث محكم و متشابه با طرح تشابه عرضى و تفكيك آن از تشابه ذاتى و اصلى، راه بر حل دشوارىهاى بسيار گشود و نشان داد ريشه تشابه در بسيارى از آيات متشابهگون دورى از عصر نزول و تطور واژگان و فرهنگهاست. (همان، صص ٤٨٩- ٤٦٢) با ارائه تعريفى دقيق از نسخ، شرائط آن را به دقت تبيين كرد و از اين رهگذر اين پديده را تنها در شمار اندكى از آيات قرآن قابل بررسى دانست و در آن موارد هم با ارائه نظريه نسخ مشروط، راه را بر بسيارى از اشكالات بست. (همان، صص ٤٦١- ٤١٦)
وى در طول سى سال به طور مدام ايده خود را تنقيح و تكميل كرد و در نهايت اعلام كرد، نسخ در قرآن نيست و شايسته است، اين بحث از پرونده مباحث قرآنى حذف شود، چراكه تمامى موارد مورد توهم نسخ قابل حمل بر وجوه ديگرى هستند. (معرفت، ١٣٨٣، ش ٤٤، ص ٩٩)
با تتبع و تدقيق در تمامى ايدههاى كهن و امروزى براى زبان قرآن، با دلايل روشن نشان داد زبان قرآن زبان عرف عام است، اما نشان داد كه در عين حال زبانى سهل و ممتنع است، چراكه بين معانى متعدد جمع كرده است. در كنار اقناع خواص رعايت فهم عامه را نموده، ميان ايجاز و اطناب جمع كرده است و به خاطر تنگى قالب كلمات زبان عربى- كه زبان مردمى فرهيخته نبود و بنابراين، براى معانى بلند لفظ نداشت- به دامان كنايه و استعاره افتاده است. (همان، ١٣٧٩، ج ١، صص ١١٠- ٩٧)