معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٦٧ - نشست اول شرع، پاسخى به نياز عقل
عنوان حجت باطنى تعبير شده است، چگونه سازگارى دارد؟ و آيا مىتواند يك حجت، مشكل آفرين باشد؟
پاسخ: مراد من از مشكل آفرينى، ايجاد شبهه و سؤال است. شك و شبهه از نعمتهاى بزرگ الهى است، زيرا اين شك و شبهه است كه انسان را حر كت مىدهد. كسانى كه فكر ندارند، هيچ شبههاى هم برايشان ايجاد نمىشود و هميشه سر جاى خودشان هستند. در مسأله فقهى يا اصولى يا فلسفى، يك مرتبه شكى حاصل مىشود و اين شك شما را آزار مىدهد، شما براى اينكه شك را برطرف كنيد، تحقيق مىكنيد، اين آغاز حركت است. اگر شك نبود امروزه ما دانشمندان بزرگ در جهان نداشتيم. خداوند به انسان عقل داد تا در مسائل شك و شبهه كند، بچهها كه تازه به سخن مىآيند، اولين حرفشان چرا چراست؟ چون همه چيز برايشان عجيب مىآيد، همه چيز به نظر اينها سؤال برانگيز است. فرزندى زيركتر وداناتر است كه سؤال كند! هركس عقل بزرگترى دارد، سؤالات بيشترى هم دارد. اينكه انسان در همه چيز شك و شبهه نمايد، از طرف خداوند نعمتى است تا حركت نمايد. اگر انسان در شبهه خودش بماند، اين آدم سفيه است؛ چون شك انسان را آزار مىدهد، مانند مريضى كه تب كرد، براى معالجه مىرود. شك، نوعى مرض آزار دهنده و حركتآفرين است؛ بنابراين، شك و شبهه را به عنوان نعمت تلقى مىنمائيم.
|
مرد را دردى اگر باشد خوش است |
درد بى دردى علاجش آتش است |
|
سؤال: فرموديد كه جوامع غير متدين معمولًا در هراس و وحشت و اضطراب زندگى مىكنند. آيا با عقل جمعى نمىشود جامعه را اداره كرد؟ آيا براى اداره جامعه نياز به دين داريم؟
پاسخ: اين سؤالى كه حضرت عالى مىفرماييد، يكى از اساسىترين مسائلى است كه در آينده ذكر مىكنيم و ان شاءالله در جاى خود مفصل به آن پاسخ مىدهيم.
سؤال: عقل را مرادف با دغدغه و دين را مرادف با آرامش دانستيد؛ اگر ممكن است، تعريفى مناسب از دين و عقل بفرماييد و آيا عقل و دين با يكديگر تعارض دارند؟
پاسخ: عقل را مرادف با دغدغه و دين را مرادف با آرامش ندانستم، بلكه موجب و باعث آن است. عقل و دين با يكديگر معارض نيستند. عقل يك موجود شريفى در انسان است و به تنهايى احساس وحشت مىكند. عقل رسول باطنى و حجت حقه در وجود انسان است. اين پيغَمبرى كه در درون ماست، ابتدا اسير نبود؛ آرام آرام اسير مىشود! بنابراين، دست نياز دراز