معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٣٨٩ - بررسى شبهه
آيه آن، ناقه است و عناصر قصه روى بيان اين غرض متمركز شده است. همچنين در بسيارى از قصهها از زمان مشخص و دقيق وقوع حوادث يادى نمىشود و با توصيفهاى كلى از آنها مىگذرد.
از منظر خود قرآن اهداف قصههاى آن در محورهاى زير خلاصه مىشود:
- تربيت و آموزش از طريق القاى غير مستقيم؛
- عبرت و تفكر؛
- بيان حقايق و احياى تفكر دينى صحيح بر مبناى زدودن خرافات؛
- شاهد صدق نبوت و زمينه براى گسترش دعوت؛
- آرامش خاطر پيامبر و اميدآفرينى در دلهاى مؤمنين با نويد موفقيت.
بررسى شبهه
دكتر عبدالوهاب نجار در تعليقهاى بر اين مسأله مىگويد: «آنچه من ملاحظه كردم، اين است كه عبارت دائرةالمعارف اسلاميه مثل عبارت اكثر مفسران قول خداوند تعالى وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً (كهف/ ٢٥) را خبر از مدت مكث اهل كهف- از زمانى كه داخل شدند تا آنگاه كه بيدار شدند- مىداند.» (نجار، بى تا)
اما آيتالله معرفت در اينباره مىگويد: عبارت «و لبثوا ...» مقول قول سَيَقُولُونَ (كهف/ ٢٢) است. پس همانطور كه عبارت ثَلاثَةٌ رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَ يَقُولُونَ گفته سائلين است- و خبرى از جانب خداوند متعال نيست و به همين دليل به دنبال آن آمده است: قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ ما يَعْلَمُهُمْ إِلَّا قَلِيلٌ (كهف/ ٢٢) بگو پروردگارم به شمار آنان داناتر است و جز اندكى شمار ايشان را ندانند.» همچنين عبارت وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ با قول قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ (كهف/ ٢٦) خداوند به مدت مكث ايشان داناتر است كه علم نهان آسمانها و زمين خاص اوست» دنبال شده است. پس قرآن در مورد تعداد اين افراد و مدت مكث ايشان ساكت است، چون اين مطالب نقشى در غرض هدايتى آيات ندارد. اين قول از ابنعباس و شاگردش قتاده وارد شده است. ابنعباس مىگويد: «ان الرجل ليفسر الآية يرى انها كذلك فيهوى أبعد ما بين السماء و الارض» سپس تلاوت كرد: وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ و گفت: اگر اين مقدار مكث كرده بودند، خداوند نمىفرمود: «قل الله اعلم بما لبثوا»