معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥١٥ - فصل اول ديدگاه آيتالله معرفت(ره)
آيا اين [برخورد] ناشى از فوران غضب و عجله نسبت به امرى كه شايد عاقبت آن نيكو نباشد، نيست؟ جواب: در اين ارتداد ناگهانى غريبى كه در مدت چهل روز در بين بنىاسرائيل در زمان غيبت پيامبرشان رخ داد، جاى غضب بيشتر از اين وجود داشت. به خصوص در مورد [شخصى] مثل موسى كه مردى غيرتمند نسبت به خدا بود و در مدت فترت كوتاهى، تمام زحماتش را نابود شده يافت. به همين خاطر نااميدى جايگاهى در نفس بزرگوار ايشان پيدا كرد و غيرت الهى نسبت به عقوبت و مجازات سريع قوم سرسخت، وجودش را گرفت.
از اين رو، به دنبال پيدا كردن عوامل پديدآورنده اين تحول عظيم غيرمنتظره و دستهاى گمراه كننده قوم و ارتداد آنان به گوسالهپرستى برآمد. به همين جهت در مرحله اول و قبل از هر چيزى سراغ برادرش رفت كه وى را جانشين خود در ميان قوم، مراقب و نگهبان و مسؤول در قبال رهبرى حكيمانهآنان قرار داده بود: «و موسى به برادرش هارون گفت: «جانشينمن در ميان قومم باش و (آن ها) را اصلاح كن و از روشمفسدان، پيروى منما.» (اعراف/ ١٤٢)
بنابراين، آن حضرت گمان كرد كه هارون، همان كسى است كه نسبت به امور قوم سستى كرده است و به خوبى مراقب آنها نبوده است و به همين خاطر گمراه شدند. شأن هر زمامدار، زمانى كه در گوشهاى از رهبرى خود، نارسايى مشاهده كند، اين است كه از مسؤولى كه براى آن كار [ى كه در حال حاضر در آن نارسائى مشاهده مىشود] مشخص كرده است، توضيح بخواهد و اگر در كار وى سستى و كوتاهى از وظيفه مشاهده كرد، اقدام به محاكمه وى كند. [اين پرسش از مسؤول و محاكمه او در صورت كوتاهى] همان امرى است كه باعث شد، موسى اولًا و بالذات ملامتش را متوجه برادرش كند كه مسؤوليت قوم، به وى سپرده شده بود.