معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ١٦٩ - ٣ - ٢ - امام على عليه السلام مى فرمايد
صادق عليه السلام است كه حق تلاوت، تأمل و انديشه در همه آيات الهى است. (طبرسى، بى تا ج ١، ص ٣٧٥ و بحرانى، ١٤٠٢ ق، ج ١، ص ١٤٦)
٢- آياتى كه دستور به پيروى از قرآن داده شده است؛ مانند آيه ١٥٧ سوره اعراف كه مىفرمايد: فَالَّذِينَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِي أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ «پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند، آنان همان رستگارانند» در اين آيه، از قرآن به نور و روشنايى تعبير شده و پيروى از آن خواسته شده است. اين تبعيت و پيروى بدون آنكه خود قرآن درك شود، چگونه ممكن است؟ پس مسلمانان مىتوانند قرآن را بفهمند كه دستور تبعيت از آن داده شده است.
٣- روايات فراوانى كه دستور به مراجعه به قرآن و تدبر در آن را داده است، از جمله:
٣- ١- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:[١] وقتى فتنهها همانند ساعتهاى تاريك شب بر شما هجوم آورد، به قرآن پناه ببريد، پس براستى كه شفاعت كنندهاى است كه شفاعتش مورد قبول است و خبرگزارى، تصديق شده است. هر كس او را پيش روى خود قرار دهد، او را به بهشت رهنمون مىسازد؛ و اگر كسى آن را پشت سر اندازد (و به آن اهميت ندهد)، راه خود را براى آتش هموار كرده است و آن راهنمايى است كه به بهترين راه هدايت مىكند. كتابى است كه در آن تفصيل و بيان است. (مجلسى، ١٤٠٣ ق، ج ٨٩، ص ١٧)
٣- ٢- امام على عليه السلام مى فرمايد:[٢]
الف- آگاه باشيد همانا اين قرآن پند دهندهاى است كه نمىفريبد و هدايت كنندهاى است كه گمراه نمىسازد و سخنگويى است كه هرگز دروغ نمىگويد. كسى با قرآن همنشين نشد مگر آنكه بر او افزوده يا از او كاست. در هدايت او افزود و از كوردلى و گمراهىاش
[١] .« فاذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فانه شافع مشفّع و ماحل مصدّق من جعله امامه قاده الى الجنه و من جعله خلفه ساقه الى النار و هو الدليل يدل على خير سبيل و هو كتاب تفصيل و بيان»
[٢] .« و اعلموا ان هذا القرآن هو الناصح الذى لا يغش و الهادى الذى لا يضلّ و المحدّث الذى لا يكذب و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزيادة او نقصان: زياده فى هدى او نقصان من عمى و اعلموا انّه ليس على احد بعد القرآن من فاقه و لا لاحد قبل القرآن من غنى فاستشفعوه من ادوائكم و استعينوا به على أوائكم فانّ فيه شفاء من اكبر الداء و هو الكفر و النفاق و الغّى و الضلال».