معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٣٣ - ب - بررسى بنايىكوتاهى حضرتهارون عليه السلام
يك ترك اولى، اولًا، پيامبران طلب مغفرت مىكردند، ثانياً، خداوند به اين طلب مغفرت جواب مثبت داده است. (بقره/ ٣٧؛ قصص/ ١٦؛ انبياء، ٨٨- ٨٧)
٤. در پايان اين جريان و خنثى شدن دسيسه سامرى، بنىاسرائيل مجازات سنگين يكديگركشى را بدون هيچ سؤال يا اعتراضى مىپذيرند. اگر حضرت هارون عليه السلام در امر هدايت آنان به وظيفه خود عمل نكرده بود، جا داشت بنىاسرائيل به تبرئه حضرت هارون عليه السلام از تحمل مجازات اعتراض كنند و يا حداقل با استناد به كوتاهى وى براى خود در امر مجازات خود تخفيفى بگيرند. سكوت بنىاسرائيل در اين زمينه حاكى از آن است كه آنها هيچ حجتى عليه حضرت موسى و هارون نداشتند و در تمام طول اين جريان به بهترين شكل حجت بر آنان تمام شده بود.
در تأييد اين وجه مىتوان به اين نكته اشاره كرد كه بنىاسرائيل در مورد سؤال از حضرتموسى عليه السلام هيچ ابائى نداشتند و در موارد زيادى درخواستهاى متعددى از حضرت موسى عليه السلام داشتهاند. پيشنهاد بتپرستى به حضرت موسى (اعراف/ ١٣٨)، سؤالات مكرر آنان در واقعه ذبح گاو براى پيدا كردن قاتل (بقره/ ٧٣- ٦٧)، سرپيچى از دستور حضرت موسى در جريان فتح سرزمين مقدس (مائده/ ٢٦- ٢٠)، درخواست ديدن خدا (بقره/ ٥٦) از جمله اين موارد است. اما در اين جريان هيچ گونه سؤال يا اعتراضى از آنان گزارش نشده است.
٥. بعد از برخورد تند حضرت موسى عليه السلام، حضرت هارون عليه السلام دليل عملكرد خود را جلوگيرى از تفرقه و به كار بستن دستورهاى حضرت موسى برمىشمرد. (طه/ ٩٤) خداوند هم اين جمله را بدون هيچ گونه انتقادى نقل مىكند. اگر حضرت هارون عليه السلام كوتاهى انجام داده بود، خداوند به نوعى آن را گوشزد مىكرد. نقل عملكرد حضرت هارون عليه السلام بدون ابراز انتقاد حاكى از آن است كه روش وى مورد تأييد خداوند قرار گرفته است. روش قرآن كريم در اين زمينه اين است كه وقتى سخنى را از ديگران نقل مىكند كه اعتراضى به آن وارد است، بلافاصله تذكر مىدهد. (طباطبايى، ١٣٨٠، ج ٢، ص ١٠٦)
٦. استناد حضرت على عليه السلام به جملات حضرت هارون عليه السلام: بعد از رحلت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم عدهاى حق مسلم على بن ابىطالب عليه السلام را غصب كردند. آنها به اين امر اكتفا نكردند، بلكه تصميم گرفتند به هر نحوى كه ممكن است از وى بيعت بگيرند، ولى چون با امتناع وى مواجه شدند، او را براى گرفتن بيعت با اجبار به طرف مسجد بردند. ايشان در هنگام