معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٤٧٣ - ٤ گرايش عقلى افراطى
قالب تفسير به خورد آنان مىدهند. روش اين تفسيرها كاملًا تحميل بر قرآن است و حتى با ظاهر قرآن هم سازگار نيست.
نمونه روشن اين نوع تفسير، نوشتههاى گروهك فرقان در تفسير سورههاى طه، مريم، كهف و بقره و برخى تفسيرهاى گروه منافقين موسوم به مجاهدين خلق مىباشد. (معرفت، همان، ص ٥٠٩- ٥٠٨)
٤. گرايش عقلى افراطى
اين شيوه تفسير بر اثر موجهاى سياسى- اجتماعى در چند دهه اخير پديد آمده است و خودباختگى برخى نويسندگان در مقابل تهاجم فرهنگى عصر، آنان را واداشت كه هر گزارش غيبى يا پديده غير قابل تفسير مادى را با تأويلات غير منطقى و بىاساس توجيه كنند و طورى وانمود كنند كه دين و قرآن همان را مىگويد كه علمگرايان محض، باور دارند. تفسير سيد احمد خان هندى با نام «تفسير القرآن و هو الهدى و الفرقان» در قرن سيزدهم از اينگونه تفاسير است. تفسير ديگرى كه در نيمه قرن چهاردهم در مصر بر اين اساس تأليف شد، تفسير «الهداية و العرفان فى تفسير القرآن بالقرآن» بود كه اعتراض شديد علماى الازهر را برانگيخت. (همان، ص ٨١٨- ٥٠٩)
نتيجهگيرى
از آنچه گذشت فهميده شد كه به نظر آيتالله معرفت تفسير قرآن مجيد هم زمان با نزول اولين آيات توسط پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آغاز شد. شكل تفسير در آغاز بسيار ابتدايى بود و به توضيح كلمهاى يا آيهاى بسنده مىشد؛ اما با گذشت زمان و فاصله گرفتن از عصر نزول و ورود غير مسلمانان و غير عربها به دين اسلام باعث شد كه نياز به تفسير جدىتر شود. به همين خاطر به طور طبيعى در اين دوره عده اى فقط به جمعآورى و نقل سخنان تفسيرى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و صحابه و تابعين پرداختند كه اصطلاحا به اين روش، روش ظاهرگرايى گفته مىشود. اوج اين روش در قرن سوم و چهارم بود؛ اما به صورت محدودتر و تا قرون يازده و دوازده هجرى ادامه يافت.
پس از افول نسبى اين مكتب، مكتب ديگرى با نام مكتب تفسير اجتهادى رونق يافت. اين مكتب بيشتر به درايت و عقل متكى بود. هرچند اين شيوه در زمان تابعان به وجود آمد، ولى بعدها تنوع بسيارى پيدا كرد و تفاسير اجتهادىِ فقهى، ادبى و جامع به صورت تخصصى نگارش يافت. اين مكتب همچنان تا عصر حاضر پيروانى دارد.