معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٢٩ - ب - بررسى بنايىكوتاهى حضرتهارون عليه السلام
خداوند در اين آيه با عبارت وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى همه بنى اسرائيل اعم از بنى اسرائيل زمان حضرت موسى عليه السلام و يهوديان زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم را مورد خطاب قرار مىدهد و در انتهاء، با عبارت ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كانُوا يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ الْحَقِ آن هم با فعل مضارع «يَقْتُلُونَ» به همراه فعل ناقصه «كَانُوا» كه دال بر استمرار انجام يك عمل است، كشتن انبياء را به آنها نسبت مىدهد. اين مطلب به خوبى ثابت مىكند كه بنى اسرائيل زمان حضرت موسى عليه السلام يا اين عمل را به صورت مستمر انجام مىدادند يا روحيهاى درون آنها وجود داشت كه از انجام اين عمل ابايى نداشتند. از اين رو با قيام حضرت هارون عليه السلام و كشته شدن وى بنىاسرائيل به هيچ وجه متأثر و آگاه نمىشدند. به همين دليل كشته شدن وى و خالى ماندن بنىاسرائيل از جانشنين حضرتموسى عليه السلام، هيچ فائدهاى، جز فرو رفتن بنىاسرائيل در ضلالت و حماقت نداشت. (صادقى تهرانى، ١٣٦٥، ج ١١، ص ٣١٦)
بههرحال حضرت هارون عليه السلام وظيفه داشت با توجه به دستورات حضرت موسى عليه السلام، يعنى اصلاح قوم و عدم تبعيت از راه و روش مفسدان، بنىاسرائيل را رهبرى كند؛ اما قيام و مقاومت در شرايط فوق، نه تنها اصلاحى به دنبال نداشت، بلكه مفاسد بيشترى را پديد مىآورد و به دنبال آن، دستور حضرت موسى عليه السلام روى زمين مىماند. بنابر سخن حضرت هارون كه مورد تأييد خداوند هم قرار گرفته است (در ادامه خواهد آمد)، «تفرقه بين بنى اسرائيل» يكى از اين مفاسد است: «من ترسيدم بگويى تو ميان بنى اسرائيل تفرقه انداختى و سفارش مرا به كار نبستى.» (طه/ ٩٤)
با قيام حضرت بهطور قطع بنىاسرائيل به دو گروه پيروان سامرى و پيروان حضرت هارون عليه السلام تقسيم مىشدند و همين تفرقه زمينه تضعيف بنىاسرائيل را در آينده فراهم مىكرد. ضمن اينكه احتمال داشت مفسدان موجود در بنىاسرائيل، دنبال چنين موقعيتى مىگشتند تا يك بار و براى هميشه حضرت هارون عليه السلام را از پيش پاى خود بردارند؛ چراكه وجود آن حضرت، مىتوانست هميشه نگرانىهايى براى آنان به وجود آورد، هرچند وى را با قرار دادن در موضع ضعف، كنار زده بودند.
دوم، اگرچه عبارت إِنِّي خَشِيتُ أَنْ تَقُولَ (طه/ ٩٤) من ترسيدم بگويى ...» در جملات حضرت هارون عليه السلام، حاكى از اين است كه ايشان مىدانست (يا احتمال قوى مىداد) كه حضرتموسى عليه السلام سرانجام به ميان بنىاسرائيل بر مىگردد، ولى در عين حال، به عنوان يك