معرفت قرآنى - معرفت، شيخ محمد هادى - الصفحة ٥٧٩ - مقدمه
عايشه منظور از تحنّث را مجرد خلوت و تنهايى مىداند، زيرا كنارهگيرى از مردم و به ويژه مردمى كه بر مبناى باورهاى غلط زندگى مىكنند (من كان على باطلٍ)، نوعى عبادت است. در نهايت، قسطلانى نظرى شاذ را اظهار كرده كه تعبّد پيامبر، تفكّر بوده است.[١]
بحث از اين اصطلاح در ارشاد قسطلانى چيز زيادى به فهم ما از معناى تحنّث اضافه نمىكند. تحنّث با تعبّد تعريف مىشود؛ تعبّد با خلوت تعريف مىشود؛ چيزى كه به هر حال علت تعبّد و يا وسيلهاى براى آن بوده است. علاوه بر اين، گفته مىشود كه تحنث يكى از عبادات سهگانه بوده و در نهايت به معناى تفكر و ژرف انديشى است.
ذكر واژه إعتكَفَ در ارتباط با تحنّث، به خودى خود بار معنايى بيشترى به اصطلاح مبهم تحنّث نمىبخشد. شايان گفتن است كه در روايات ابونعيم[٢] اصطلاح اعتَكَفَ به جاى تَحنَّثَ به كار رفته است و سيوطى[٣] بيان مىكند كه پيامبر عهد كرده بود به مدت يك ماه با خديجه در كوه حراء اقامت كند.
نتيجهى يكى دانستن تحنّث با تعبّد، طرح اين پرسش است كه: تعبّد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم تا چه حد مبنا و اساس مذهبى داشته است.
ديدگاهها، در اين باره كه آيا تعبّد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، مطابق با شريعت ابراهيم يا موسى يا عيسى يا نوح يا آدم و يا بر پايهى شريعت برخى از اسلاف خود بوده است؛ و نيز در اين باره كه آيا او قبل از بعثت خود ازشريعت ديگرى پيروى مىكرده يا نه، متفاوت است.[٤] ٩
سراج البلقينى دربارهى نحوهى تعبّد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در حراء، به روشنى بيان كرده است كه چگونگى تعبّد ايشان در رواياتى كه او بررسى كرده، مشخص نشده است.[٥]
دانشمندان جديد دربارهى اصل و ريشهى اصطلاح تحنّث و معناى آن، اختلاف نظر داشته
[١] . قسطلانى، ارشاد السارى، قاهره، ١٣٢٦/ ٩- ١٩٠٨، ج ١، ص ١٧٢؛ ر. ك: ابن ظهيره، الجامع اللطيف فى فضل مكه و اهلها و بنا البيت الشريف، قاهره، ١٩٢١، ص ٣٤٢.
[٢] . ابونعيم، دلايل النبوه، ١٧١.
[٣] . السيوطى، الدر المنثور، ج ٦، ص ٣٦٩.
[٤] . ر. ك: الزرقانى، شرح المواهب، ج ١، ص ٢١٠؛ الجاحظ، العثمانية، ص ٣٠٥؛ الماوردى، اعلام النبوه، قاهره، ١٩٣٥، ص ١٧٣؛ العينى، عمده القارى، ج ١، ص ٧٢.
[٥] . الحلبى، انسان العيون، ١، ٢٧٢؛ راجع به السراج البلقينى ر. ك: السمعانى، انساب، ج ٢، ص ٣١٧.