روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٨٥
______________________________
(١). روزنامه ايران، ١٢/ ١/ ١٣٠٠، ص ١.
(٢). با برقرارى روابط كاپيتولاسيون يك دولت حق پيدا مىكند نسبت به اتباع خود كه در قلمرو دولت ديگرى ساكن هستند، قوانين خويش را اجرا كند و در صورت لزوم در مورد آنان قضاوت نمايد. در قديم چون مهمترين وظيفه كنسولها، داورى و قضاوت بين اتباع براى رفع اختلافات آنان بود، لذا بعضى لغت كاپيتولاسيون را مترادف با اصطلاح حق قضاوت كنسولى، ترجمه يا تعبير مىكنند ولى كاپيتولاسيون، مفهومى وسيعتر از آن دارد و بايد آن را اعطاى وضع خاص و تضمين امتيازات مخصوص به اتباع دولتى در قلمرو دولت ديگر، تعريف كرد. (حقوق كنسولى، ص ٢١٨).
(٣). مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، ١١/ ١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٢، پ ١١، ص ٣٩.
(٤). مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، ١١/ ١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٢، پ ١١، ص ٣٩.
(٥). محمد رضا ميرزاده عشقى، فرزند سيد ابو القاسم كردستانى، در سال ١٢٧٢ ش، در همدان به دنيا آمد. تحصيلات خود را در مدارس آليانس و الفت آغاز كرد و مدتى نيز، در تهران به ادامه آن پرداخت. با شروع جنگ جهانى اول، به هواخواهى از عثمانىها پرداخت و همراه مهاجرين ايرانى، راهى استانبول شد و در دار الفنون استامبول در رشته علوم اجتماعى و فلسفه فارغ التحصيل شد. ميرزاده عشقى پس از مدتى به ايران بازگشت. در سال ١٣٠٠ ش، روزنامه قرن بيستم را منتشر ساخت كه داراى مقالاتى تند و انقلابى بود.
ميرزاده عشقى در طول حيات خود، آثار بسيارى پديد آورد. برخى از اين آثار به شكل ديوان، كليات و كليات مصور به چاپ رسيده است. عشقى نمايشنامههاى منظوم و منثور نيز نگاشته است. كه عمدتا در سالهاى ١٢٩٣ تا ١٣٠٢ ش، تحرير شده است. ميرزاده عشقى در سال ١٣٠٣ ش، به دست افرادى ناشناس در تهران كشته شد. قتل ميرزاده عشقى در تهران و مجلس شوراى ملى جوش و خروشى برپا نمود و ملك الشعراى بهار در ١٧/ ٤/ ١٣٠٣ سخنانى راجع به اينكه، دولت بايد از اين قبيل ترورهاى سياسى جلوگيرى نمايد و حتى بايد قاتلين عشقى به مجازات برسند، ايراد نمود. (تاريخ جرائد و مجلات ايران، ج ٤، ص ١٠٨؛ ادبيات معاصر، ص ٧١- ٧٣؛ سخنوران نامى معاصر ايران، ج ٤، ص ٢٤٩٠- ٢٤٩٦؛ سخنوران نامى ايران، ج ١، ص ٢٣٩- ٢٥٠؛ ديوان، ص ٣٠٠؛ كليات عشقى، ص ٤٢٦).
(٦). مجوز اجراى اين دو نمايش در ١٨ فروردينماه به حكومتنظامى تهران داده شد. (اسناد كابينه كودتا، ص ١٦٩).
(٧). اسناد كابينه كودتا، ص ١٦٨.
(٨). هاشم بزاز، پدر هاشماف در مشهد زندگى مىكرد و تاجر البسه بود (گزارشهاى كنسولگرى انگليس در مشهد، ص ٤٣).
(٩). مائوموف يكى از تجار روسى بود.
(١٠). گزارشهاى كنسولگرى انگليس در مشهد، ص ٤٣.
(١١). روزنامه پراودا در ٥ مه ١٩١٢ ابتدا به عنوان نشريه رسمى جناح سوسيال دموكرات دوماى دولتى روسيه منتشر شد. اين روزنامه به عنوان روزنامه كارگرى هرروز منتشر مىشد و عملا ارگان كميته مركزى حزب كمونيست روسيه (بلشويكها) بود. بنيانگذار آن ولاديمير اوليانوف لنين و تيراژ آن در آغاز انتشار چهل هزار نسخه بود.
پراودا از همان آغاز باعث ناخرسندى حكومت تزار شد، به گونهاى كه در همان سالهاى ابتداى انتشار از ٦٤٥ شماره روزنامه، ١٩٠ شماره آن مورد حمله دربار قرار گرفت. روزنامه، پىدرپى تعطيل مىشد و هربار با عنوانى تازه و با اضافه شدن پيشوند يا پسوندى به كلمه پراودا دوباره شروع به انتشار مىكرد. قبل از آغاز جنگ، اين روزنامه انتشارش ممنوع شد و كاركنان آن دستگير شدند. در ٨ ژوئيه ١٩١٤ پراودا به مدت طولانى بسته شد و انتشار دوباره آن پس از خلع نيكلاى دوم از سلطنت ممكن گرديد. در ٥ مارس ١٩١٧، پنج روز پس از سرنگون شدن نيكلاى، پراودا به عنوان ارگان كميته مركزى حزب سوسيالدمكرات كارگر روسيه (بلشويكها) انتشار خود را از سر گرفت.
در مارس ١٩١٨ م، پس از انتقال حكومت از سنپطرزبورگ به مسكو، پراودا نيز به مسكو منتقل شد. در ١٩٢٥ تيراژ پراودا به ٥٠٤ هزار نسخه رسيد.
روزنامه در اين دوران به جنگ با تروتسكيسم و ديگر گروههاى حزبى كه مىخواستند با استالين مبارزه كنند، پرداخت و در اواخر دسامبر ١٩٢٦ اين جنگ را با قلع و قمع تروتسكيستها به پايان رساند.
تيراژ روزنامه در سال ١٩٧٠ م، به ٩ ميليون و ٢٠٠ هزار نسخه رسيد كه با افزايش تعداد اعضاى حزب، تيراژ آن نيز، افزايش يافت. (تاريخ تحليلى رسانههاى روسيه ...، ص ٣٠- ٣٣).
(١٢). دومين روزنامه مهم در ميان مطبوعات شوروى، روزنامه ايزوستيا (اخبار) بود. اين روزنامه ارگان شوراهاى نمايندگان زحمتكشان شوروى بود و به طور عمده خطمشى خالص سياسى داشت و ارگان هيئترئيسه شوراى عالى شوروى محسوب مىشد. ايزوستيا از ١ مارس ١٩١٧ ابتدا بهعنوان ارگان شوراى نمايندگان كارگران و سربازان پطروگراد منتشر شد و از ١٤ اوت تا ٢٩ سپتامبر ١٩١٧ به عنوان ارگان كميته اجرايى مركزى و شوراى نمايندگان كارگران و سربازان به انتشار خود ادامه داد. اين روزنامه تا انقلاب اكتبر، زير نظر سوسياليستهاى انقلابى و منشويكها (اقليت) اداره مىشد.
اما پس از انقلاب به دست بلشويكها افتاد. قبل از اينكه روزنامه به دست كمونيستها بيفتد مورد غضب لنين بود.
روزنامه ايزوستيا در ١٢ مارس ١٩١٨ همراه با دولت بلشويكها به مسكو منتقل شد. از دسامبر ١٩٢٢ با تأسيس اتحاد جماهير شوروى سوسياليستى، روزنامه ايزوستيا به ارگان كميته اجرايى مركزى شوروى و كميته مركزى اجرايى تمام شوروى تبديل شد. تا اواسط ١٩٢٥ ستلكوف سردبير روزنامه بود. سپس به جاى او يك لنينيست متعصب به نام سكورتسوف استپانوف سردبير شد. از ٢٦ ژانويه ١٩٣٧ ايزوستيا به عنوان ارگان شوراهاى نمايندگان مردم شوروى منتشر مىشد و تا پايان ١٩٩١ با همين عنوان به انتشار خود ادامه داد. بنابه تصميم كميته مركزى حزب كمونيست شوروى ايزوستيا از اول ژوئيه ١٩٦٠ به روزنامه عصر تبديل شد و از همان سال هفتهنامه ضميمه خود را با نام نيدليا (هفته) منتشر كرد.
پس از به قدرت رسيدن برژنف، آجوبى كه از ١٩٥٧ سردبير ايزوستيا بود، بلافاصله از كار بركنار شد. تيراژ روزنامه در اواخر دوران برژنف به بيش از ٩ ميليون نسخه رسيده بود. (تاريخ تحليلى رسانههاى روسيه ...، ص ٣٣- ٣٥).
(١٣). تلگراف وزارت خارجه به نادر آراسته در عشقآباد، ١١/ ١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٦٣، پ ١، ص ٣.
(١٤). شهر تفليس پايتخت كشور گرجستان است كه در آن روزگار جزو حكومت روسيه (شوروى) محسوب مىشد.
(١٥). شهر ايروان پايتخت كشور ارمنستان است كه در آن روزگار جزو حكومت روسيه (شوروى) محسوب مىشد.
(١٦). تلگراف وزارت خارجه به منشور الملك در آستارا، ١١/ ١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٦٣، پ ١، ص ٢.
(١٧). مراسله سفارت انگليس به وزير خارجه، ٢٥/ ٢/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٣، پ ٨، ص ٦.
(١٨). منطقهاى مرزى در شمالشرقى ايران است.
(١٩). روزنامه ايران، ١٢/ ١/ ١٣٠٠، ص ٢.
(٢٠). همان.
(٢١). اولين سالن سينما در سال ١٢٨٤ ش، (١٩٠٥ م) در خيابان چراغگاز توسط شخصى به نام «صحافباشى» پديد آمد. دو سال بعد «روسى خان» در زمان حكومت محمد على شاه در خيابان لالهزار و فردوسى دو سالن نمايش فيلم نسبتا مدرن تأسيس كرد. بعد از آن در سال ٩٢- ١٢٩١ «اردشير خان» در خيابان فردوسى سالنى تأسيس كرد. او دستگاه تهيه فيلم و سالن نمايشى «صحافباشى» را خريدارى نمود و تا سال ١٣٠٤ ش، كه سال پايان عمرش به حساب مىآيد به كار سينما رونقى خاص بخشيد و در نتيجه سينماى جوان ايران شاهد نوعى شكوفايى نسبى گرديد. بهطوريكه، در سال ١٣٢٧ ش، حدود ٨ سالن سينما در تهران وجود داشت. (جامعهشناسى ارتباطات، ص ١٧٠- ١٦٩).
(٢٢). اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠١٤٧٤.
(٢٣). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ١، پ ٩.
(٢٤). گنجينه اسناد، سال سوم ١٣٧٢، دفتر چهارم، ص ٧٢.
(٢٥). روزنامه ايران، ١٢/ ١/ ١٣٠٠، ص ١.