روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٤
* درخواست اعزام تعدادى از نيروهاى پليس جنوب به تهران
سيد ضياء الدين طباطبايى، به فرمانده قشون جنوب در شيراز دستور داد يك ستون قشون ٢١ را به همراه توپخانه به تهران اعزام نمايد. ٢٢
______________________________
(١). عيسى فيض، كارمند پرسابقه وزارت ماليه
بود كه در انگليس تحصيل كرده و با هيئتهاى نمايندگى انگليسى در تهران همواره
مناسبات نزديك داشت و بويژه از اعتماد آرميتاژ اسميت برخوردار بود. عيسى فيض در
فروردين ١٣٠٠ ش، به علت بيمارى از كابينه سيد ضياء كناره گرفت و جهت معالجه به
انگلستان رفت او آخرين سالهاى خدمت دولتى خود را در سمت كميسار عالى نفت ايران در
لندن گذراند. وى در سال ١٣١١ ش، در سن ٥٢ سالگى در اثر بيمارى سرطان درگذشت. (شرح
حال رجال سياسى و نظامى ايران، ج ٢، ص ١١٤٣ و ١١٤٤).
(٢). على اصغر مؤدب نفيسى، معروف به مؤدب الدوله فرزند ميرزا على اكبر خان ناظم الاطباء نفيسى در سال ١٢٥٤ ش، در تهران متولد شد. پس از تحصيلات مقدماتى، وارد دار الفنون شد و تحصيلات خود را در رشته طبابت به اتمام رسانيد و سپس جهت تكميل تحصيلات خود به بلژيك و فرانسه رفت.
بعد از بازگشت به ايران استاد طب دار الفنون شد. در سال ١٩٠٤ م، در تهران مطب خصوصى داشت. در سال ١٩٠٧ م، مشاور شهردارى تهران بود و در سال ١٩٢١ م رئيس اداره كل صحيه تهران بود. در سال ١٢٩٩ ش، كه سيد ضياء الدين طباطبايى نخستوزير بود، وزارتخانه جديدى به نام وزارتخانه صحيه و امور خيريه تأسيس نمود و مىتوان وى را اولين وزير بهدارى ايران دانست.
در دوران رضا شاه پيشكار وليعهد شد و در سال ١٩٢٧ به همراه وى به سوئيس رفت. سرانجام مؤدب الدوله در ٢ تيرماه ١٣٢٨ ش، درگذشت.
(مجله آينده، شم ١٢- ٧، س ١٣٧١، ص ٤١٢؛ خاطرات نصر اللّه انتظام، ص ٢٠٤؛ مجله جهان پزشكى، شم ٥ و ٦، س ١٣٢٨، ص ٤- ١؛ مجله وحيد، شم ٢٣٤، ١٥/ ١٠/ ٢٥٣٦، ص ٢٥ و ٢٨).
(٣). روزنامه ايران، ١٢/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ٣؛
در روزشمار تاريخ ايران، اثر باقر عاقلى، ج ١، ص ١٠٢، معرفى كابينه سيد ضياء به احمد شاه در تاريخ ١٠/ ١٢/ ١٢٩٩ ذكر شده كه اشتباه است و تاريخ صحيح آن با استناد به روزنامه ايران، ١١/ ١٢/ ١٢٩٩ ش، مىباشد. (م).
(٤). تاريخ اين اعلان در كتاب تاريخ بيست ساله ايران، ج ١، ص ٢٦٧- ٢٦٨، ١٢/ ١٢/ ١٢٩٩ ذكر شده كه اشتباه است. اصل اعلان در تاريخ ١١/ ١٢/ ١٢٩٩ منتشر مىشود و در روزهاى بعد نيز، در روزنامه ايران تكرار مىشود. نمونه اصلى اين اعلان در گنجينه اسناد، س ١٣٧٣، شم، ١٥ ص ١٢ منتشر شده است. (م).
(٥). اعلان مذكور در پنج ماده به شرح ذيل منتشر شد:
«ماده اول- نظر به اينكه حكومتنظامى در شهر دار الخلافه حكمفرماست به استثناى طبقات نظامى عمومى صاحبان اسلحه از اسلحهفروش و غيره مكلفند كه اسلحه موجود در حجرات و امكنه و منازل خود را به انضمام فشنگ بدون فوت وقت به كميسارياى محل تسليم و قبض چاپى كه تهيه شده است دريافت دارند.
ماده دوم- در قبض مزبور نمره و نوع تفنگ و مقدار فشنگ و اسم صاحب آن تصريح خواهد شد.
ماده سوم- شش روز بعد از نشر اين اعلان كليه اسلحههاى موجوده كه قبلا به كميسارياى محله تسليم نگشته باشد بدون قبض اخذ و ضبط دولت عليه خواهد شد.
ماده چهارم- هرگاه ده روز از نشر اين اعلان بگذرد و صاحبان اسلحه در اجراى مواد اين اعلان خوددارى و تخلف نموده باشند علاوه بر اخذ و ضبط اسلحه، به مجازاتهاى سخت حتى ممكن است محكوم اعدام شوند
ماده پنجم- به مأمورين نظميه و قواى تأمينيه حق داده شده و مىتوانند در هرموقع، امكنه و منازلى را كه مورد سوءظن واقع شود، ورود و تفتيش نمايند
تبصره- تفنگهاى ساچمهزنى و شكارى از مواد فوق مستثنى و براى حل آن بايد از اين فاصله از اداره نظميه جواز تحصيل نمايند رئيس كل تشكيلات نظميه و حاكم نظامى شهر مأمور اجراى مواد فوق هستند. حكومتنظامى شهر- كاظم».
(٦). روزنامه ايران، ١٦/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ١.
(٧). روزنامه بيرمنگام پست، ١ مارس ١٩٢١.
(٨).Norman to Curzon ,١ March ١٢٩١ .Fo ١٧٣ /٣٠٤٦
(٩). تاريخ اين سند به اشتباه سال ١٩٢٠ م، درج شده است.
(١٠). در كابينه سياه سه ماه و چند روزه سيد ضياء الدين طباطبايى، بيست و شش جلسه هيئت وزيران تشكيل گرديد كه اولين نشست روز سهشنبه يازدهم اسفند ١٢٩٩ و آخرين نشست اين كابينه روز سهشنبه ٢٧ ارديبهشت ١٣٠٠ بود. (زندگانى سياسى، اجتماعى سيد ضياء الدين طباطبايى، ص ٢٠٣).
(١١). زندگانى سياسى، اجتماعى سيد ضياء الدين طباطبايى، ص ٢٠٣، ٢٠٥.
(١٢). متن حكم سيد ضياء الدين به شرح ذيل مىباشد: «جناب آقاى الكساندر طومانيانس نظر به اينكه دولت در نظر گرفته است كه بانك استقراضى ايران را ضبط و اداره نمايد و براى رياست بانك مزبور وجود يك نفر شخص لايق، امين و متخصص در امور ماليه لازم مىباشد لهذا جنابعالى را كه طرف اعتماد كامل دولت مىباشيد و همهوقت در انجام خدمات دولت حاضر بودهايد، براى رياست مزبور معين مىنمايم [.] لازم است به فوريت به بانك مزبور رفته:
اولا- تمام بانك را از اموال منقول و غيرمنقول به طرز ادارى تحويل گرفته تمام دفاتر و اسناد را نيز مهر نماييد
ثانيا- پرسنل بانك را عموما منحل نماييد تا بعد دستور استخدام داده شود.
ثالثا- رسيدگى كامل به عمل آوريد كه امانات رهينه بانك چيزى از ميان نرود و كم و كسرى حاصل ننمايد.
رابعا- ميزان حساب كليه دفاتر را استخراج نموده به هيئت دولت ارائه دهيد و از روى همان شالوده كه لازم است طرح نماييد.
خامسا- نقشههاى لازمه را براى اداره كردن بانك هرچه زودتر تدارك نموده اقدام كنيد. به وزارتخانهها و دواير نظامى امر شده است كه هرزمان به آنها براى مساعدت مراجعه نماييد همه نوع تقويت به عمل آورند.» (اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٣٦، پ ١٦، ص ١٤٢).
(١٣). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٣٦، پ ١٦، ص ١٤٢.
(١٤). اسناد كابينه كودتا، ص ١٢٥.
(١٥). همان، ص ١٢٦- ١٢٨.
(١٦). روزنامه ايران، ١٢/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ٣.
(١٧). تلگراف كارگزارى بوشهر به وزارت خارجه، ١٢/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٤٩، پ ١٣، ص ٨.
(١٨). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ١، پ ٥، ص ١٢.
(١٩). ميرزا فضلعلى مجتهد تبريزى از روحانيون آذربايجان و از نمايندگان دوره اول مجلس شوراى ملى، براى معالجه به برلين رفته بود ولى در آنجا دار فانى را وداع گفت.
(٢٠). اسناد كابينه كودتا، ص ٣١٤ و ٣١٥؛ روزنامه ايران، ١٣/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ١.
(٢١). مصدق در كتاب خاطرات خود در اينباره چنين مىنويسد: «در اين تلگراف نام پليس جنوب، به قشون جنوب تبديل شده و با گفتههاى دولت وطنى كه آن را به رسميت شناخته بود به كلى منافات است و مردم تصميم به اعتراض و مخالفت گرفتند.» (خاطرات و تألمات مصدق، ص ١٢٨).
(٢٢). خاطرات و تألمات مصدق، ص ١٢٨.