روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٨٨
چهارشنبه ١٣ دى ١٣٠٠/ ٤ ژانويه ١٩٢٢/ ٥ جمادى الاول ١٣٤٠
* انتقال احسان اللّه خان به مسكو
«مؤيد حضور»، كارگزار گيلان به وزارت امور خارجه گزارش داد، روسها احسان اللّه خان را از بادكوبه به مسكو بردهاند. مؤيد حضور كه از حكومت گيلان شنيده بود، هيئت دولت پيشنهاد كرده است، به سردار محى الدين ١ و عميد السلطان و حاجى احمد تأمين داده شود تا از بادكوبه به ايران بازگردند، اين اقدام دولت را بسيار به موقع دانست و افزود تا زمانى كه آنان در بادكوبه حضور دارند، از اقدامات ضد دولتى خود دست برنخواهند داشت و اين اقدامات به مرور براى دولت مشكلاتى را پديد خواهد آورد. ٢
* اخراج مهاجرين از گرجستان
به دنبال اجراى قانون جديد در گرجستان و اخراج مهاجرينى كه از سال ١٩١٤ م، به اين كشور مهاجرت نموده و در حال حاضر نيز شغل مشخصى نداشتند، كنسول ايران در تفليس با كميسر خارجه و رئيس اداره خارجه اين كشور مذاكره كرده و آنها را متقاعد نمود، به اتباع ايرانى مقيم آن كشور مدتى فرصت داده شود تا پس از حل مسأله اروميه و خوى و پايان ناآرامى در اين شهرها، اين افراد بتوانند به ايران بازگردند. ٣
* ورود كارگزار جديد به مشهد
امروز «مقرب السلطان» ٤ كارگزار جديد وارد شهر مشهد شد. ٥
______________________________
(١). سردار محيى (عبد الحسين خان معز
السلطان) فرزند ارشد حاجى كاظم وكيل الرعايا امشهاى بود. در جوانى به اروپا سفر
كرد در بازگشت به ايران با همفكرى برادر كوچكتر خويش ميرزا كريم خان، كميته سرّى و
انقلابى ستار را در رشت تأسيس نمود. در محرم ١٣٢٧ اين كميته به رهبرى سردار محيى و
با يارى برخى از آزاديخواهان گيلانى، ارمنى و قفقازى طى قيامى مسلحانه آقا بالا
خان سردار افخم حاكم گيلان را به قتل رسانيد و بر گيلان مسلط شد.
مردم گيلان قصد داشتند سردار محيى را به نمايندگى از خود به مجلس شوراى ملى روانه سازند ولى او از پذيرش اين تكليف سرباز زد. در ربيع الاول ١٣٢٨ ق، وقتى ستار خان و باقر خان وارد تهران شدند بين آنها و سردار محيى و ضرغام السلطنه بختيارى ديدارهايى صورت گرفت. آنان با يكديگر همپيمان شدند و سوگندنامهاى امضا كرده، متعهد گرديدند تا آخرين لحظه براى بقاى مشروطيت و استقلال مملكت و نيز دفع اشرار بكوشند. ولى پس از مدتى اختلاف بين اين چهار تن و طرفداران آنان با سران مشروطيت و اولياى دولت به شدت گراييد. قواى دولت مشروطه به عنوان خلع سلاح، محل استقرار آنان يعنى پارك اتابك را مورد حمله قرار داد. سردار محيى پس از چهار ساعت نبرد هنگامى كه قواى دولت بر پارك مسلط شد، به سفارت عثمانى پناهنده گرديد. تحصن سردار محيى تا خوابيدن سر و صداها ادامه يافت. مدتى بعد به حكومت مازندران منصوب شد و در سال ١٣٣٢ ق، به حكومت كردستان منصوب گرديد. وقتى به تهران بازگشت به اتهام توطئه عليه دولت بازداشت شد و به اتفاق چند تن به يزد تبعيد گرديد. اما بعد از ٧ ماه اقامت در قم آنان را به تهران بازگردانيده، به زندان ژاندارمرى سپردند و چند روز بعد هم بدون محاكمه و ذكر علت دستگيرى آزادشان كردند. سردار محيى از كسانى بود كه در قيام جنگل حضور داشت ولى در اين مرحله از مبارزه، او جانب احسان اللّه خان دوستدار را گرفت كه بسى مايه شگفتى است. همزمان با شكست نهضت جنگل به اتفاق احسان اللّه خان، عازم روسيه شد. سردار محيى چند ماهى بيشتر در باكو نپاييد و در نيمه دوم سال ١٣٠٠ ش، در اثر ابتلاى به ذات الريه در سن پنجاه سالگى در گذشت. (ديوان كامل اديب الممالك فراهانى، ص ٢١٥).
(٢). تلگراف مؤيد حضور كارگزار گيلان به وزارت خارجه، ١٣/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٦، پ ٣، ص ٣٢.
(٣). مراسله كنسول ايران در تفليس به وزير خارجه ١٣/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ١/ ١٥، پ ١١، ص ٢٦.
(٤). ميرزا ابو القاسم مقرب السلطان (مقرب السلطنه) در سال ١٢٧٠ ق، متولد شد و در تهران درس خواند و در سال ١٢٩٨ ق، با سمت منشىگرى وارد خدمت وزارت خارجه شد. در سال ١٣١٢ ق، معاون اداره عثمانى وزارت خارجه گرديد و در سال ١٣١٦ ق، ملقب به مقرب السلطنه گرديد و در سال ١٣٢٥ مدير اداره عثمانى وزارت خارجه شد. (رجال وزارت خارجه، ص ١٢٩).
(٥). گزارشهاى كنسولگرى انگليس در مشهد، ص ١٨٩.