روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٤
وزارت خارجه بريتانيا پيوست و در فاصله ١٨٩٦ تا ١٩١٦ در مناصب مختلف در قاهره، قسطنطنيه، واشنگتن، سنپطرزبورگ، بوئنوسآيرس و توكيو خدمت كرد. با سمت وزيرمختار در سال ١٩- ١٩١٨، عضو هيئت نمايندگى بريتانيا در كنفرانس صلح پاريس شد. وى به شش زبان زنده دنيا تسلط داشت. نرمن در مه ١٩٢٠ م، به تهران آمد و تا اكتبر ١٩٢١ وزيرمختار انگلستان در ايران بود. پس از بازگشت او به لندن كرزن از ديدنش امتناع كرد و وزيرمختارى بريتانيا در سانتياگو را به او پيشنهاد نمود ولى نرمن عذر خواست و در سال ١٩٢٤ م بازنشسته شد.
.( See: Professional Diplomat )
______________________________
(٢).Norman to Curzon ,Fo
١٧٣ /١٠٤٦ /٥٠٦٢
(٣).Norman to Curzom ,٥٢ Februry ١٢٩١ .Fo ١٧٣ /٢٠٤٦ .
(٤). جرج ناتانيل كرزن(George Nathaniel Curzon) معروف به كرزن كلدستون، كه به القابى چون ماركى، ويسكونت، بارون وارل ملقب شد. در ١١ ژنويه ١٨٥٩ در كلدلستون هال(Kedleston Hall) دربىشاير(Derbyshire) انگلستان به دنيا آمد و در تاريخ ٢٠ مارس ١٩٢٥ در لندن درگذشت. سياستمدار بريتانيايى، نايب السلطنه هندوستان (١٩٠٥- ١٨٩٨)، وزير خارجه (١٩٢٤- ١٩١٩) كه در طول خدمت خود در وزارت خارجه، نقش بزرگى در سياستگذارى بريتانيا ايفا كرد جرج بزرگترين فرزند «بارون چهارم اسكارزديل»(٤ th Baron Scarsdale) ، كشيش «كلدستون» بود. كرزن در سال ١٨٨٠ به رياست «اتحاديه اكسفورد» انتخاب شد و در ١٨٨٣ وارد كالج مذهبى «آل سولز»(All Souls College) شد. استعداد خاصى براى دوستيابى در جاهاى حساس داشت و همين سبب رنجش هم دورهاىهاى او مىشد. دو سال بعد، او حتى بارها در كاخ «هتفليد»(Hat field House) ، خانه اجدادى لرد ساليسبورى(Lord Salisbury) رهبر حزب محافظهكار در مجلس اعيان، غذا خورد تا در آنجا به تحقيق بپردازد و متن سخنرانى تهيه كند. پاداش او در ازاى اين كار، اين بود كه ساليسبورى سفارش كرزن را به محافظهكاران «ساوتپورت»(Southport) ، لانكاشاير(Lancashire) كرد و آنها پذيرفتند كه او را به عنوان نامزد خود در انتخابات آتى برگزينند. كرسى او در حزب محفوظ بود، و در سال ١٨٨٦ براى اولينبار نماينده مجلس شد. او بنا به تأييد ساليسبورى، وظايف پارلمانى خود را ناديده گرفت و آهنگ سفر به دور دنيا كرد و شيفته آسيا شد. حاصل اين سفر و چند سفر ديگر، سه كتاب بود: «روسيه در آسياى مركزى»(Russia in Contral Asia) (١٨٨٩)، «ايران و قضيه ايران»(Persia and persian Question) (١٨٩٢) كه نامآورترين اثر او بود، و «مسائل خاور دور»(Problem of the Far East) (١٨٩٤). كرزن در ١٥ نوامبر ١٨٩١، اولين گام خود را در نردبان سياست با قبول دعوت ساليسبورى براى مقام معاونت وزارت امور هندوستان در دولت محافظهكار برداشت. در سال ١٨٩٨ اعلام شد كه او به جاى «لرد الگين»(Lord Elgin) به نيابت سلطنت هندوستان خواهد رسيد و در سپتامبر همان سال به «بارون كرزن كدلستون» مفتخر شد. او جوانترين نايب السلطنه هندوستان در تاريخ بود و براى اين مقام خود را سخت آماده ساخت و همانگونه كه دوست داشت، دفترى باشكوه براى خود تدارك ديد. در پايان پنج سال اول حضور كرزن در هندوستان، دولت بريتانيا موفقيتهاى او را مورد تأييد قرار داد و مأموريت او را تمديد كرد؛ اما به واقع، دوران افتخارات درخشان به سرآمد و اكنون تراژدى سياسى فرامىرسيد. در صبح روز ١٦ آگوست ١٩٠٥، تلگرامى از شاه ادوارد هفتم دريافت كرد مبنى بر اينكه استعفاى او مورد قبول قرار گرفته است. كرزن بازگشت خود را به انگلستان به تأخير انداخت و پس از مدتى بار ديگر خود را به لندن رساند.
محافظهكاران از دولت بيرون مانده و كاميابىهاى وى به فراموشى سپرده شده بود. حتى لقب وارل كه معمولا به نايب السلطنههاى كنار رفته اعطا مىشد به او داده نشد. در دوره افول سياسى كه در پىآمد، او به عنوان رئيس عالى و روشنفكر دانشگاه آكسفورد و چند سمت مهم ديگر برگزيده شد. اما كنارهگيرى موقتى او از سياست، با مرگ همسر وفادار او، «مرى»، همزمان شد. جاهطلبىهاى سياسى او آرام گرفته اما هرگز خاموش نشده بود و اميدهاى او بار ديگر در سال ١٩١١ جوانه زد. در همان سال، پس از تاجگذارى «جرج پنجم» كرزن القاب وارل، ويسكونتى «اسكار زديل» و «بارونى رادنزديل» را دريافت كرد. او در تابستان ١٩١٥ به دولت ائتلافى «اچ. اچ. اسكيث»(H .H .Aschuith) پيوست، و هنگامى كه لويد جرج بر سر كار آمد، او به عنوان لرد به رياست مجلس اعيان رسيد. از آن پس، كرزن يكى از اعضاى هيئت دولت بود كه به سياستها و امور جنگ جهانى اول پرداخت.
در دولت پس از جنگ كه توسط لويد جرج تشكيل شد، به عنوان وزير خارجه برگزيده شد، و اين مقامى بود كه از هرحيث شايسته آن بود. اما يك بار ديگر مورد خشم رئيس خود قرار گرفت و كنار گذاشته شد، و سياستهاى دقيق طرحريزى شده او نقشبرآب شد. در اين هنگام بود كه استعفاى او حمايت بىچونوچراى محافظهكاران را (كه رهبر ائتلاف ليبرال، لويد جرج را حقير مىشمردند) به سوى او كشاند و او را به اوج رساند. به جاى اينكه به وزارت چنگ بيندازد، گذاشت تا محافظهكاران دولت را در ١٩٢٢ تحويل گيرند تا او تمام اختيارات وزارت را به دست آورد .. او تا سال ١٩٢٣ با افتخار خدمت كرد، او در ١٩٢١ به لقب ماركى رسيد و بيش از هرچيز اميدوار بود كه پسرى مىداشت تا وارث عنوان او شود، اما در اين جا نيز اميد او نقشبرآب شد و در ٩ مارس ١٩٢٥ به خاطر وضعيت داخلى بدن زير عمل جراحى رفت و كمتر از دو هفته طول نكشيد كه در اثر عوارض بعدى درگذشت. (آخرين سالهاى زندگى لرد كرزن، مقدمه، ص ز- ى).
(٥).
. Norman to Curzon, ٥٢ Februry ١٢٩١. Fo ١٧٣/ ١٠٤٦.
(٦). قرارداد ١٩١٩ كه كرزن وزير خارجه انگليس طراح آن بود و توسط دولت وثوق الدوله تصويب شد با مخالفت گسترده مردم و مجلس روبرو گرديد.
اين قرارداد ايران را به يك كشور تحت الحمايه تبديل مىكرد و مهمترين وزارتخانههاى كشور زير نظر مستشاران انگليسى درمىآمد. (ر. ك.
وثوق الدوله قرارداد ننگين ١٩١٩).
(٧).
Norman to Curzon. ٥٢ Feb, ١٩٩١,. Fo ١٧٣/ ١٠٤٦/ ٥٠٦٢
. (٨). طراح كودتا، ص ١٤٥.
(٩). مسعود كيهان، معروف به ماژور مسعود خان، فرزند عبد المطلب در سال ١٢٧٢ ش، در تهران متولد شد. خانوادهاش او را در ١٣ سالگى براى تحصيل به فرانسه فرستاد و او تحصيلات ابتدايى خود را در شهر «پونتاليه»(Pontalier) آغاز نمود. سپس در دانشكده «سنسير» پذيرفته شد. در سن ٢٤ سالگى طى اقامت كوتاهى در استانبول همراه با مهاجرين صدر مشروطيت به ايران بازگشت و به رياست پيادهنظام و نظميه فارس منصوب شد. در سال ١٩١٩ م، به ايران بازگشت و به همكارى با كلنل «اسمايس» انگليسى برگزيده شد. وى در مدت حضور در عثمانى نيز اقداماتى در طرفدارى از انگليسىها داشت. وى نيز مانند سياح به عضويت كميته انگليسى آهن در آمد، كميتهاى كه در آن دوره مركز سياست انگليس در ايران تلقى مىشد.
كيهان به شدت مورد اعتماد «اسمايس» بود و در بركنارى استاروسلسكى وى نيز در كنار «اسمايس» و «آيرونسايد» قرار داشت. ايجاد هماهنگى بين سيد ضياء و رضا خان عمدتا توسط وى انجام مىگرفت وى يكى از فعالان كودتاى سوم اسفند ١٢٩٩ ش، بود. چون سپهدار خواست مبلغى را براى قزاقها به قزوين بفرستد به توصيه سيد ضياء، توسط ماژور مسعود خان فرستاد تا او نظارت آن را عهدهدار باشد. او در كابينه سيد ضياء وزير جنگ بود، پس از كودتا مسعود خان به علت مداخلات سردار سپه در امور نظامى استعفا داد و سردار سپه جاى او را در وزارت جنگ گرفت و او به عنوان مشاور در كابينه باقى ماند و در سال ١٣٠٧ به قصد ادامه تحصيل در رشته تاريخ و جغرافيا از طرف دولت به اروپا رفت و پس از پايان تحصيل به ايران بازگشت و به تدريس پرداخت. پس از تأسيس دانشگاه تهران در سال ١٣١٣ ش، كرسى جغرافيا به او داده شد و در سال ١٣٢٥ ش، معاون دانشگاه تهران شد. مسعود كيهان در كابينه منصور به مدت سه ماه وزير فرهنگ شد و مدتى را نيز نايب التوليه مدرسه عالى سپهسالار بود. سرانجام مسعود كيهان در سال ١٣٤٥ ش، در تهران درگذشت. (وزراى معارف ايران، ص ١٦٧؛ تاريخ مختصر احزاب سياسى ايران، ج ١، ص ١٧١ و ١٧٢؛ خاطرات نخستين سپهبد ايران، ج ١، ص ٥٥٦؛ خاطرات و خطرات ص ٢٦٢، تاريخ بيست ساله ايران، ج ١، ص ١٦٢، ٢١٥، ٢٢٢، ٣٥١، ٣٥٢؛ حيات يحيى، ج ٤، ص ١٥١، و رك: جغرافياى ايران از دار الفنون تا انقلاب اسلامى).
(١٠). تاريخ معاصر ايران، س ١٣٨٠، شم ١٩ و ٢٠، ص ٧٥.
(١١). اسناد كابينه كودتا، ص ٧١.