روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥٤
حكومت زنجان منصوب گرديد تا براساس دستورات سرى كه به وى داده شده بود، مقدمات دستگيرى جهانشاه خان ١٠ از متنفذين زنجان را فراهم نموده و او را تحت الحفظ به تهران بفرستد. ١١
* تحت نظر قرار گرفتن مستشار الدوله
به دستور رئيس الوزراء، قزاقهايى كه خانه مستشار الدوله را تحت نظر داشتند از امروز برداشته شدند و دو نفر قزاق معين شدند كه همراه او به شميران بروند ١٢ تا اعمال و فعاليتهاى او را زير نظر داشته و مراقب باشند با كسى مراوده و معاشرت نداشته باشد. ١٣
* امضاى عهدنامه تجارتى روسيه و انگلستان
روسيه و انگلستان عهدنامه ١٤ تجارتى امضا نمودند. روس و انگليس قبلا بر سر ايران، افغانستان، هندوستان و ساير نقاط همجوار آنها اختلاف داشتند ولى بالاخره موضوع ايران را از دستور كار خود خارج نمودند. به موجب اين عهدنامه روسها متعهد شدند از اقدامات بر ضد منافع انگليسىها در خراسان جلوگيرى نمايند و از تبليغات عليه آنان در مصر و آسيا خصوصا در افغانستان و هندوستان احتراز نمايند. انگليسىها نيز متعهد شدند از اقدامات مزبور در روسيه و دولتهاى كوچكى كه از روسيه مجزا شدهاند احتراز نمايند. ١٥
______________________________
(١). نامه رياست ژاندارمرى به سيد ضياء
الدين طباطبايى، ٢٦/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد موسسه تاريخ معاصر، شم ٥٤- ٨٣٥ ر.
(٢). اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد ٨، ص ١٣٤، گزارش ش ٨٠.
(٣). «هنرى هوپنو»(Henri Hoppenot) در ٢٥ اكتبر ١٨٩١ م، در پاريس به دنيا آمد. وى در دانشگاه «سوربن» پاريس دوره ادبيات و همزمان در مدرسه علوم سياسى دوره ليسانس حقوق را گذراند دكتراى خود را نيز در دانشگاه «آكسفورد» به پايان رساند و سپس به عنوان وابسته سفارت فرانسه در شهر «رم» ايتاليا مشغول به كار شد. مدتى در شهر «برن» سوئيس، در آژانس خبرى فرانسه از وزارت امور خارجه كشورش، انجاموظيفه كرد. مدت دو سال به عنوان نمايندگى فرانسه در برزيل فعاليت كرد. «هوپنو» از ١٩ اكتبر ١٩١٩ تا ٢٠ دسامبر ١٩٢١ م، در ايران در سمتهاى مختلفى از جمله سمت كاردار فرانسه فعاليت مىكرد و در مدت اقامت خود در ايران عضو كميته «آليانس» فرانسه در تهران بود و سخنرانىهاى متعددى براى دانشآموزان ايرانى در مركز «آليانس» ايراد كرد. مجموعه سخنرانىهاى او در بولتن «آليانس» به چاپ رسيده است.
در سال ١٩٤١ م، به عنوان وزيرمختار فرانسه در ايران برگزيده مىشود ولى به علل بروز جنگ و اشغال ايران به محل كار خود برنمىگردد. «هنرى هوپهنو» در ١٠ اوت ١٩٧٧ م، در پاريس درگذشت. (تاريخ معاصر ايران، شم ١٩ و ٢٠، ص ٥٢ و ٥٣).
(٤). صمد خان ممتاز السلطنه، فرزند على اكبر مكرم السلطنه در سال ١٢٤٨ در تبريز متولد شد. وى در سال ١٣٠٧ ق، به خدمت دولت درآمد دو سال بعد وارد وزارت خارجه گرديد و در كارگزارى آذربايجان مشغول به كار شد. در طى سالهاى ١٣١٠، ١٣١٢ و ١٣١٥ ق، به ترتيب نيابت سومى، نيابت دومى و نيابت اولى سفارت پطرزبورگ را بر عهده داشت و ملقب به «ممتاز السلطنه» گشت. در سال ١٣٢٠ ق، وزيرمختار ايران در لاهه و از سال ١٣٣٣ ق، به مدت چند سال سفير ايران در پاريس بود. وى بعد از بركنار شدن از سمت وزيرمختارى در فرانسه به ايران نيامد و همچنان در پاريس ماند و قصرى براى خود خريدارى نمود او سرانجام در ١٣٣٤ ش، درگذشت. (شرح زندگى من، ج ٢، ص ٢٢١؛ رجال وزارت خارجه، ص ٤- ١٨٣؛ شرح حال رجال ايران، ج ٢، ص ١٨١؛ رجال صدر مشروطيت، ص ١١٤؛ شرح حال رجال سياسى و نظامى ايران، ج ٣، ص ١٥٤١).
(٥). دليل احضار وى اين بود كه وى مدت طولانى سفير ايران در فرانسه بود و دولت ايران قادر به تغيير او نبود پيشتر كه نصرت الدوله وزير خارجه بود ممتاز السلطنه را عزل نمود ولى دولت فرانسه سفير جديد ايران را به رسميت نشناخت و كماكان ممتاز السلطنه را وزيرمختار دولت ايران مىدانست. وى به اندازهاى در محافل سياسى فرانسه نفوذ داشت كه دولت ايران نمىتوانست او را تغيير دهد! در ١٣٠١ ش، لايحهاى در مجلس به تصويب رسيد كه حداكثر خدمت مأموران سياسى در خارج از كشور به پنج سال كاهش يافت و اين قانون در سال ١٣٠٤ درباره ممتاز السلطنه اجرا شد. (شرح حال رجال سياسى و نظامى ايران، ج ٣، ص ١٥٤١.
(٦). اسناد وزارت خارجه فرانسه، مجلد ٨، ص ١٣٤، گزارش شماره ٨١.
(٧). فرمان حكومتنظامى تهران به مأمورين نظامى، ٢٦/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠١٤٧٩.
(٨). روزنامه ايران، ٢٧/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ١.
(٩). همان، ص ٢.
(١٠). يكى از موضوعات كه بعدها موجب تيرگى روابط بين سردار سپه و سيد ضياء الدين شد، موضوع دستگيرى جهانشاه خان بوده است. (م).
(١١). تاريخ بيست ساله ايران، ج ١، ص ٢٩٦.
(١٢). مراسله حكومتنظامى تهران به رئيس الوزراء، ٢٦/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠١٤٧٩.
(١٣). مراسله حكومتنظامى تهران، به فرمانده كل قوا، ٢٢/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠١٤٧٩.
(١٤). هنگامى كه فرازونشيب جنگ شوروى و لهستان و تبليغات بر ضد «كامنف» توقف مذاكرات بازرگانى شوروى و انگلستان را در لندن طولانىتر مىساخت و به اواسط پائيز ١٩٢٠ م، مىكشاند، «كراسين» ايام انزواى سياسى و بيكارى رسمى را تماما تلف نكرد، بلكه فورا جهتيابى خود را در صنايع انگلستان بازيافت. و توانست به نام تنها سوداگر بزرگى كه در سلسلهمراتب دولت شوروى مقام بلندى به دست آورده بود از موقعيت خود استفاده كند.
آغاز حركت دوباره مذاكرات، يادداشتى بود كه «كراسين» در ٦ نوامبر ١٩٢٠ م، لويد جرج به مجلس عوام گفت كه كابينه، پيشنويس تهيه كرده است كه به زودى براى هيئت نمايندگى روسيه (شوروى) فرستاده مىشود. اين تلاشها سرانجام به نتيجه رسيد و روز ١٦ مارس ١٩٢١ موافقتنامه در لندن توسط «كراسين» و «هورن»، خزانهدار انگليس، امضا شد. در اين موافقتنامه يك شرط مقدماتى وجود داشت و مفصلترين مادهاى بود كه تا آنروز بر ضد تبليغات خصمانه تنظيم شده بود ... بريتانياى كبير متعهد شد كه از توقيف يا تصرف هرگونه طلا، پول، اوراق بهادار يا كالايى كه از روسيه صادر شود، خوددارى كند. هرگاه دادگاهى به چنين توقيفى رأى دهد، دولت شوروى مىتواند قرارداد را فورا پايان دهد. دولت شوروى على الاصول مسئوليت خود را براى «پرداخت خسارت شركتهاى خصوصى كه كالاها يا خدماتى به روسيه دادهاند و بهاى آنها را دريافت نكردهاند» پذيرفت؛ رسيدگى به اين دعاوى به قراردادى در آينده موكول شد. طرفين متعهد شدند كه در حالت نداشتن مناسبات ديپلماتيك، نماينده يا نمايندگى رسمى يكديگر را بپذيرند. همزمان با امضاى اين موافقتنامه، نامهاى به امضاى «هورن» به «كراسين» تسليم شد كه در آن شكايات مفصلى درباره «فعاليتهاى دولت شوروى در مناطق هندوستان و افغانستان كه با مفاد موافقتنامه سازگار نيست» مطرح شده بود. اين در حكم يادآورى آن پاداش اصلى بود كه بريتانياى كبير از امضاى موافقتنامه انتظار داشت. موافقتنامه بازرگانى انگليس و شوروى درست يك هفته پس از روزى به امضا رسيد كه لنين در دهمين كنگره حزب پيشنهاد گرفتن ماليات جنسى را از فراوردههاى كشاورزى اعلام كرد. (تاريخ روسيه شوروى، ج ٣، ص ٣٤٨- ٣٥٢).
(١٥). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٦٦، پ ١٨، ص ٣.