روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦١
______________________________
(١). روزنامه ايران، ١/ ١/ ١٣٠٠، ص ٣.
(٢). همان.
(٣). همان، ٣٠/ ١٢/ ١٢٩٩، ص ٢.
(٤). دايره رسومات و ذبايح يكى از دواير اداره كل ماليات و خالصجات و ارزاق عمومى بود. (م).
(٥). در اول اسفند ١٢٩٩ يعنى چند روز قبل از صدور حكم منع فروش مشروبات در تهران يكصد و شصت باب شيركخانه داراى جواز وجود داشت كه يكصد و چهل و هشت باب از آنها داير و مشغول عرقكشى و بقيه تعطيل بودند. از ميان يكصد و چهل و هشت شيركچى، شصت نفر كليمى و هشتاد نفر ارمنى و بقيه زرتشتى بودند. پس از انتشار حكم منع استعمال مسكرات، در شيركخانهها علاوه بر مقدارى مشروب آماده باندرل شده يا نشده، مقدارى كشمش ذخيره نيز وجود داشت كه مقدار زيادى از آن را در آب ريخته بودند، بعد از اينكه مأمورين دولتى به شيركخانهها رفته و ديگها و مشروبات و كشمشهاى آنها را توقيف نمودند، شيركچىها به دايره رسومات شكايت كردند كه چنانچه از كارشان جلوگيرى شود به كلى سرمايههايشان از بين رفته و به فقر و فلاكت خواهند افتاد. (اسناد ملى ايران، شم ت ٢٤٠٠١٤١٢٧).
(٦). شيركخانه: ميخانه و شيرهكشخانه؛ شيرهخانه و آنجا كه شيره ترياك مىكشند.
(٧). شيركچى: خادم شرابخانه و صاحب ميخانه و شيرهخانه.
(٨). گزارش دايره رسومات و ذبايح به رئيس اداره ماليات و خالصجات و ارزاق تهران، ٩/ ١/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٤٠٠١٤١٢٧.
(٩). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ١، پ ٥، ص ٣.
(١٠). ميرزا ابو القاسم كحالزاده فرزند دكتر حسين كحال روز ١٥ شهريور ١٢٧٧ ش، در تهران متولد شد. دكتر حسين خان كحال از اعضاى سرشناس لژ بيدارى ايران و از همكاران سيد ضياء الدين طباطبايى در روزنامه شرق بود. يكى از پسران وى (سرتيپ ابو الحسن آهنين) از دوستان نزديك سيد ضياء الدين بود. همسر دكتر حسين خان نيز مدير مجله دانش بود كه به رغم برخى، نخستين نشريه منادى بيدارى توده نسوان در ايران محسوب مىشد و نخستين زن روزنامهنگار ايران مىباشد. ميرزا ابو القاسم تحصيلات ابتدائى را در مدرسه علميه تهران و دوره متوسطه را در مدرسه عالى ايران و آلمان سپرى كرد و در شهريور ١٢٩٤ ش، هنگامى كه هنوز دوره دبيرستان را به پايان نرسانده بود و ١٧ سال سن داشت به خدمت سفارت آلمان درآمد.
نخست به سمت مترجم و سپس منشى دوم و بعد منشى اول آن سفارتخانه انجاموظيفه كرد. قبل از رسيدن به بيست سالگى موفق به دريافت مدال خدمت جنگى از ويلهلم دوم امپراتور آلمان شد و از وزارت خارجه ايران نشانهاى درجه سه و چهار دريافت كرد. خدمات دولتى را در سال ١٢٩٨ ش، با ورود به وزارت داخله شروع كرد و زمانىكه داور وزارت عدليه را بر عهده داشت، در سال ١٣٠٦ وارد اين وزارتخانه شد و پس از سه يا چهار سال به عنوان مدعى العموم در نيشابور به خدمت خود ادامه داد و بعد از يك سال در سمت بازپرس اول مأمور خدمت در همدان شد و به مدت پنج سال در آن شهر انجاموظيفه كرد. وى بعدها در مقامات قضايى و ادارى ايران به مشاغل برجسته ارتقاء يافت. در زمان وزارت صدر الاشراف در عدليه از كار دولتى كنارهگيرى كرد و سپس به شغل آزاد پرداخت و با نمايندگى كارخانه كروپ آلمان تا جنگ جهانى دوم همكارى كرد. و در پايان جنگ وقتى آلمانىها از ايران اخراج شدند تمام اوراق و اسناد و اثاثيه و مدارك خود را به امانت به او سپردند كه تا ده سال از ١٣٢٠ تا ١٣٢٩ ش، در نگهدارى آنها كوشيد. پس از آرامش اوضاع آنها را به «اورتل» نماينده سابق كارخانه كروپ كه به ايران آمده بود، تحويل داد. برخى منابع نيز او را اجنبىپرست و جاسوس و كارمند فاسد معرفى نمودهاند. كحالزاده بعد از شهريور ١٣٢٠ دو بار به كار دعوت شد، يك بار در آذر ١٣٢٤ ش، در زمان رياستوزرايى حكيم الملك كه به فرمان دربار به مديريت كل اداره راديو و خبرگزارى پارس منصوب شد و چندى در اين سمت مشغول بود و بار ديگر در سال ١٣٢٧ ش، به دادگسترى دعوت شد و با سمت بازپرسى به سارى عزيمت كرد و اين مأموريت پنج سال ادامه يافت. در سن ٦٥ سالگى بازنشسته شد.
كحالزاده سرانجام در ٩/ ٥/ ١٣٦٠ ش، درگذشت. وى خاطرات خود را در واپسين سالهاى حكومت پهلوى تنظيم كرد و از سال ١٣٥٣ در مجله گوهر، به مديريت مرتضى كامران انتشار آن آغاز شد. تنظيم اين خاطرات به درخواست دكتر نصرت اللّه كاسمى بود. اين خاطرات تحت عنوان ديدهها و شنيدهها به چاپ رسيده است. البته مؤلف كتاب نظريه توطئه در صفحه ٥٠ ضمن انتقاد از كحالزاده مدعى شده است «چرا كحالزاده اين اطلاعات مهم تاريخى را در سالهاى پس از شهريور ١٣٢٠ ش، كه ايشان مديركل انتشارات و تبليغات كشور بود و نقش انگليسىها در صعود رضا خان به عنوان يك اصل بديهى در هرنشريهاى جار زده مىشد، هيچگاه مطرح نساخت؟!» جداى از قضاوت فوق تنها در مقام روشنگرى ذكر مىشود كه برخلاف نظر آقاى عبد اللّه شهبازى مؤلف كتاب نظريه توطئه، كحالزاده در نوشتارى كه در دفاع از اتريشىها و آلمانىهاى مقيم ايران در روزنامه پژوهش در تاريخ سهشنبه ١١ صفر ١٣٤١ ق، برابر با ١٣٠١ ش، درج نموده به نقش خيانتكارى اسمارت در كودتاى سياه سوم اسفند ١٢٩٩ ش، اشاره كرده است. (نظريه توطئه، ص ٤٩- ٥٢؛ ديدهها و شنيدهها، ص ٦٤؛ طغيان نايبيان، ج ١، ص ٢٣؛ زندگينامه رجال و مشاهير ايران، ج ٥، ص ٢٥٢- ٢٥٣؛ گوهر، س ١٣٥٦ ش ١١ و ١٢، ص ٨٧٠؛ ايران در جنگ بزرگ، ص ٢٧٧؛ تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ٢، ص ٢٦٦).
(١١). روزنامه ايران، ١/ ١/ ١٣٠٠، ص ٣.