روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٧٥
* الحاق اداره قشونى بروجرد به اداره ژاندارمرى
طبق دستور صادره از تهران، اداره قشونى بروجرد ضميمه اداره ژاندارمرى گرديد و از امروز كار تحويل آن آغاز شد. ١٣
[تصوير] حسينقلى خان نواب
______________________________
(١). مراسله اخبار ولايات به وزارت داخله،
٢/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٤٥٨٩.
(٢). خواف در جنوبشرقى شهرستان تربتحيدريه واقع شده و از شمال و شرق به طيبات و قسمتى از مرز ايران و افغانستان و از شمال و غرب به قاين محدود است.
(٣). تلگراف ارسالى از خواف به وزارت خارجه، ٣/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٤، پ ٢، ص ١٠.
(٤). كرور نام شمارهاى است.، كرور ايران پانصد هزار است. نصف ميليون و كرور هندى ٢٠ كرور ايران است. عدد بسيار زياد.
(٥). روزنامه ايران، ٢/ ٣/ ١٣٠٠، ص ٢.
(٦). مراسله اخبار ولايات به وزارت داخله، ٢/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٤٥٨٩.
(٧). بعضى افراد پليس جنوب به صورت علنى در سطح شهر روزهخوارى مىكردند، ازاينرو از طرف اداره نظميه، چند نفر سوار مأمور جلوگيرى از روزهخوارى در معابر شدند كه همين موضوع باعث درگيرى ميان افراد پليس جنوب و مأمورين نظميه شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٤٦، پ ٥، ص ١٣١).
(٨). تلگراف كارگزارى اصفهان به وزير خارجه، ٤/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٤٦، پ ٥، ص ١٢٨.
(٩).
Norman to Curzon, ٣٢ May ١٢٩١, Fo ١٧٣/ ٥٠٤٦/ ٢٦٨٨.
. (١٠).٨٢ May ١٢٩١ ,Fo ١٧٣ /٥٣٤٦ .
(١١). حسينقلى خان نواب، فرزند جعفر قلى خان مازندرانى (دبير خاقان)، در سال ١٢٨٦ ق، در شيراز متولد شد. پدرش مالك و از خاندان بدايعنگار تهران بود. تحصيلاتش را در هند و لندن و پاريس به پايان رسانيد. در سال ١٣٠٠ ق، به ايران بازگشت و در مشاغل وابسته به دستگاه انگليسىها خدمت نمود. وى در تأسيس بانك شرقى انگليس همكارى داشت و مدير ايرانى اين بانك بود و مدتى نيز، عضو اداره انحصار دخانيات (رژى) بود. در سال ١٣٠٧ ق، براى حل اختلاف ايران و انگليس بر سر مسئله لاتارى به لندن اعزام شد. او از سال ١٣٠٨ ق، تا سلطنت مظفر الدين شاه نايب و مترجم اول سفارت ايران در لندن بود. پس از بازگشت به ايران در وزارت خارجه به خدمت مشغول شد و به سمت مدير اداره دول غيرهمجوار در وزارت خارجه در زمان وزارت محمد على خان علاء السلطنه منصوب شد.
در سال ١٣٢٠ ق، بر اثر فشار دولت بهطور اجبارى به پاريس سفر كرد. او در حوادث مشروطه نقش فعالى ايفا كرد و در سال ١٣٢٤ ق، در مجلس اول نماينده تهران شد. در سال ١٣٢٥ ق، از بنيانگذاران «لژ بيدارى ايران بود». او در دوره دوم مجلس در سال ١٣٢٧ ق، نيز از تهران نماينده بود كه البته به نظر برخى، مردم او را انتخاب نكرده بودند. نواب در مبارزه با محمد على شاه نقش موثر داشت و در زمان فتح تهران و خلع محمد على شاه در كنار افرادى چون محمد ولى خان تنكابنى، سردار اسعد بختيارى، سيد حسن تقىزاده، حسن وثوق الدوله و ... عضو كميته هيئتمديره تهران شد. در سال ١٣٢٨ ق، در كابينه مستوفى الممالك، نواب وزير امور خارجه شد ولى به دليل فشار روسها و احيانا انگليسها چند ماه بعد استعفا داد. در سال ١٣٣٣ ق، به ايران بازگشت و با آغاز جنگ جهانى اول وزيرمختار دولت ايران در برلين شد. در سال ١٣٣٦ ق، توسط دموكراتها به وكالت مجلس برگزيده شد ولى به تهران نيامد و در برلين و در همان سمت باقى ماند. تاريخ فوت او در كتاب اعزام محصل به خارج از كشور در دوره قاجاريه سال ١٣١٤ ش، ذكر شده است.
(اعزام محصل به خارج از كشور ص ٤٦٧؛ رجال وزارت خارجه ص ١٦٢؛ رجال عصر مشروطيت ج ١ ص ١٢٢؛ شرح حال رجال ايران ج ١، ص ٤٥٧؛ ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ١٥٧؛ روزنامه ايران ١٦/ ٨/ ١٣٧٤، ص ١١؛ مجله يغما، س ١٣٣١، شم ٥، ص ٢١٩).
(١٢). مراسله سفارت ايران در آلمان به وزارت خارجه، ٢/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤، پ ١١، ص ٣.
(١٣). روزنامه ايران، ٢/ ٣/ ١٣٠٠، ص ٢.