روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٥٣٥
مخارج اوقاف خيريه گيپ با ادوارد براون به طبع رسيد: ١- تذكره لباب الالباب ج ١ ٢- مرزباننامه ٣- المعجم ٤- چهار مقاله عروضى با حواشى مفصل و مبسوط در آخر آن ٥ و ٦ و ٧- تاريخ جهانگشاى جوينى با حواشى مفصل مبسوط در آخر جلد سوم و مقدمه مبسوط بر جلد اول ٨- ترجمه لوايح جامى به فرانسوى ٩- رسالهاى در شرح حال مسعود سعد سلمان كه فقط ترجمه آن به انگليسى توسط ادوارد براون به طبع رسيده است نه اصل فارسى آن ١٠- ديباچهاى بر تذكر الاولياء شيخ عطار طبع آقاى نيكلسون در ليدن ١١- رسالهاى در شرح احوال شيخ ابو الفتوح رازى كه به عنوان خاتمه الطبع در آخر جلد پنجم كتاب مزبور در طهران به طبع رسيده است. ١٢ و ١٣- عدهاى مقالات متفرقه تاريخى و ادبى و انتقادى كه در تحت عنوان بيست مقاله قزوينى، در دو جلد به طبع رسيده است. جلد اول آن، در بمبئى به وسيله آقاى ابراهيم پورداوود به سال ١٣٠٧ ش، و جلد دوم به وسيله مرحوم عباس اقبال به سال ١٣١٣ ش طبع شده است. ١٤- رسالهاى در شرح احوال ابو سليمان منطقى سجستانى كه به سال ١٣١٢ ش، در پاريس به طبع رسيده است. ١٥- رسالهاى در تحقيق يعنى محمد نسوى كه به سال ١٣٠٨ ش، به اهتمام مرحوم عباس اقبال در تهران به طبع رسيده است. ١٦- رسالهاى راجع به ممدوحين سعدى و شرح احوال آنان كه به سال ١٣١٧ ش، توسط آقاى حبيب يغمائى ابتدا در مجله تعليم و تربيت و سپس جداگانه در طهران به طبع رسيده است. ١٧- ديوان حافظ از روى چند نسخه قديمى تصحيح كرده و به سال ١٣٢٠ ش، در تهران به اهتمام وزارت فرهنگ بهطبع رسيده است. وى در اواخر سال ١٣١٨ ش، به واسطه ظهور جنگ در اروپا و صعوبت اقامت خارجيان در آنجا به طهران مراجعت كرده و ١٠ سال آخر عمر خود را در طهران گذرانيد و در روز جمعه ششم خرداد ١٣٢٨ ش، مطابق ٢٨ رجب ١٣٦٨ ق، و ٢٧ مه ١٩٤٩ م، نزديك ساعت ١٠ و نيم بعد از ظهر در طهران وفات يافت. (دهخدا ذيل واژه).
______________________________
(٢). وزارت معارف در نامه خود به مجلس
خاطرنشان ساخت، ميرزا شيخ محمد خان قزوينى سالها در اروپا به تصحيح و چاپ و
انتشار كتابهاى قديمى عربى و فارسى اشتغال داشته و خدمات شايانى به ادبيات و
معارف ايران نموده است و براى اينكه بتواند با فراغ خاطر اين خدمت مفيد را در
كتابخانههاى اروپا ادامه دهد، سال گذشته دولت مقرر نمود ماهانه هزار فرانك به
عنوان كمك به مشار اليه پرداخت شود و او نيز در عوض كتب نادرى را كه در آن
كتابخانهها به دست مىآورد و در ايران يافت نمىشود استنساخ كرده، به وسيله وزارت
معارف براى دولت ارسال نمايد. با توجه به اينكه مصوبه پرداخت مقررى مشار اليه فقط
براى يك سال بود و مهلت آن تا پايان سال به اتمام مىرسيد اين تقاضا مطرح شد.
(سازمان اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٧٠٢٦٧٢٦).
(٣). مراسله وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه به مجلس شوراى ملى، ١٦/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٧٠٢٦٧١٦.
(٤). محله عودلاجان محدود به خيابان خيام و كاخ گلستان و بيوتات سلطنتى و مسجد جامع و چراغگاز و ميدان توپخانه بود.
(٥). محله چالهميدان يا چالىميدان محدود به جنوب بازار چهل تن و امامزاده سيد اسماعيل و ميدان مالفروشها و ميدان امين سلطان و گمرك و خانىآباد و دروازه غار و پاقاپوق (ميدان اعدام يا ميدان محمديه) بود.
(٦). مزبله: محل ريختن زباله، زبالهدان.
(٧). هيئت متحده نداى اسلام در نامه خود به مؤتمن الملك درخواست كردند فاصله بين مساجد و تكايا و ... با محل زندگى يهوديان اقلا سيصد ذرع باشد (اسناد مجلس، د ٤، ك ٣٤، ج ٣/ ١٧، پ ٥٥).
(٨). مراسله هيئت متحده نداى اسلام به رئيس مجلس شوراى ملى، ١٦/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد مجلس، د ٤، ك ٣٤، ج ٣/ ١٧؛ پ ٥٥.
(٩). منتخب الملك به عنوان نماينده وزارت خارجه براى شركت در اين كميسيون انتخاب شده بود. (اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٣٨، پ ٩، ص ٢).
(١٠). مراسله ممتاز الملك رئيس بانك ايران به وزارت خارجه، ١٦/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٣٨، پ ٩، ص ١.
(١١). مراسله كارگزارى انزلى به وزارت خارجه، ١٨/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٦، پ ٣، ص ٥.
(١٢). روزنامه ستاره ايران در تهران به مديريت و سردبيرى ميرزا حسينخان صبا ملقب به كمال السلطان تأسيس و در سال ١٣٣٣ ق، منتشر شد. پس از مرگ صبا از ٢١ دىماه ١٣٠٣ اين روزنامه به صاحبامتيازى و مديريت ابو القاسم اعتصامزاده منتشر شد (تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ٢، ص ١٦ تا ٢٢).
(١٣). روزنامه ستاره ايران، ١٦/ ١١/ ١٣٠٠، ص ١.
(١٤). تلگراف اقتدار الملك از عشقآباد به وزارت خارجه، ٢٠/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، سال ١٣٠٠، ك ٣/ ١٥، پ ٦١، ص ٧٠.
(١٥). وى تبعه ايتاليا بود (م).
(١٦). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٥٧، پ ١٩، ص ٥٨.
(١٧). حكومت گيلان اين نظامنامه را براى كارگزارى گيلان ارسال كرد.
كارگزارى گيلان نيز با ارسال آن براى وزارت خارجه خواستار كسب تكليف شد. سرانجام اين نظامنامه در اواخر اسفندماه ١٣٠٠ در هيئت دولت مطرح شد و چون هيئت وزيران به اين نتيجه رسيد كه نظامنامه برخلاف قوانين مملكتى نيست اينطور تصويب شد كه اجازه تشكيل كميته با قيد شرايط ذيل داده شود:
(١) عدم مداخله كميته در سياست
(٢) اجتناب از هرگونه تبليغات بهطور كتبى يا شفاهى
(٣) حضور يك نفر مأمور اداره نظميه در مجامع عمومى كميته
(٤) احتراز از طبع و نشر هرگونه مطبوعات سياسى
(٥) عدم قبول اتباع ايران به عضويت كميته
(٦) سلب اجازه فوق در صورت نقض يكى از موارد فوق الذكر.
همچنين مقرر شد در صورتيكه كنسول روسيه حاضر به پذيرش قيود فوق باشد؛ اجازه تشكيل كميته صادر شود. (اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٦، پ ٣١، ص ٩ و ١٤)
(١٨). مراسله حكومت گيلان به كارگزار گيلان، ١٦/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٦، پ ٣١، ص ١٣.