روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٦٠٢
[تصوير] تعدادى از قراسورانها
______________________________
(١). تلگراف ممتاز الدوله از جلفا به وزارت
امور خارجه، ٢٩/ ١٢/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٥، پ ٤٢، ص ٣١.
(٢). تلگراف كارگزارى اردبيل به وزارت خارجه، ٢٧/ ١١/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٤٥، پ ١٦، ص ٣٠.
(٣). مراسله سفارت فرانسه به وزارت خارجه، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٥، پ ٢١، ص ٢.
(٤). ميرزا ابو طالب خان شيروانى (بنان السلطان) فرزند سردار عبد اللّه خان شيروانى در اصفهان متولد شد. سال تولد وى در مجله آينده شم ٦- ٤ حدود سال ١٨٩٩/ ١٢٧٨ ش، ذكر شده است ولى در كتاب زندگينامه رجال و مشاهير ايران سال ١٢٦٩ به عنوان سال تولد او نقل شده است. با آغاز نهضت مشروطيت، به صف آزاديخواهان پيوست و از فعالان جنبش مشروطه بود.
انجمن و مدرسه رشديه را كه سومين مدرسه جديد اصفهان بود، تأسيس كرد. در حادثه بمباران مجلس و پيشامد استبداد صغير، تحت تعقيب قشون استبداد قرار گرفت و خانهاش غارت و ويران شد. پس از اين حادثه، به همراه حاج سيد اسد اللّه اصفهانى به عتبات عاليات گريختند. شيروانى پس از پيروزى مشروطه به اصفهان بازگشت. در سال ١٩١٩ م (١٢٩٨ ش) شيروانى در اصفهان روزنامه ميهن را چاپ و منتشر كرد. شيروانى در فروردين ١٢٩٩ به جهت انتقاد از ماژور فضل اللّه خان رئيس ژاندارمرى اصفهان، دستگير و زندانى شد و پس از مدتى تحت الحفظ به تهران اعزام شد. شيروانى پس از آزاد شدن ديگر به اصفهان بازنگشت و در سال ١٩٢١ م در تهران روزنامه ميهن را چاپ و منتشر كرد. اين روزنامه در اسفند ١٣٠٤ توقيف شد و اين توقيف تا پس از شهريور ١٣٢٠ نيز ادامه داشت. شيروانى در دورههاى پنجم و ششم مجلس شوراى ملى به نمايندگى از مردم شهرضا (قمشه) به مجلس راه يافت. شيروانى در مجلس مؤسسان نيز عضو بود. ابو طالب شيروانى در سال ١٩٢٧ م به مناسبت برگزارى دهمين سال انقلاب اكتبر به مسكو رفت.
شيروانى روزنامه ميهن را مجددا در سال ١٣٢٢ در تهران منتشر كرد. موضع سياسى روزنامه در ابتدا دست چپى و عضو جبهه آزادى و سپس از شهريور ١٣٢٤ به شدت متمايل به راست بود كه به كلى مخالف سرسخت استقرار قواى شوروى در آذربايجان شد. ولى پس از مدتى رويه اعتدال پيشه كرد.
شيروانى در شهريور ١٣٢٥ به جرم شركت در شورش بختيارىها دستگير و بعد از دو ماه آزاد شد. (تاريخ جرايد و مجلات ايران، ج ٤، ص ٢٤٩- ٢٤٨؛ زندگينامه رجال و مشاهير ايران، ج ٤، ص ١٦٠- ١٥٧؛ تاريخ انقلاب مشروطيت، ج ٣، ص ٥٠١- ٤٩٨؛ مدرس مجاهدى شكستناپذير، ص ٩٥؛ مجله آينده، س ١٣٧٢، ش ٦- ٤، ص ٤٠٢).
(٥). روزنامه ايران، ٢٨/ ١٢/ ١٣٠٠، ص ١.
(٦). تلگراف محمد بختيارى به وزير جنگ، ٢٧/ ١٢/ ١٣٠٠، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠٠، پ ٩٧، ص ٤.
(٧). تلگراف وزير جنگ به حكومت اصفهان، ٢٩/ ١٢/ ١٣٠٠، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠٠، پ ٩٧، ص ٢.
(٨). كربلائى ابراهيم برادر حاج احمد كسمايى بود. مدتى از شكست نهضت جنگل و مرگ ميرزا كوچك خان نگذشته بود كه كربلايى ابراهيم معروف به كبريت خان سر به شورش برداشت. وى مبارزه خود را در اطراف فومن آغاز كرد. سرانجام قزاقها جنگل فومن را محاصره كردند و خوانين محلى نيز افراد مسلح خود را در اختيار نيروهاى دولتى قرار دادند. همكارى موثر نيروهاى محلى كه به تمام زواياى جنگل آشنايى داشتند بالاخره موجبات دستگيرى كربلائى ابراهيم و يارانش را فراهم ساخت. اعدام كربلائى ابراهيم در رشت نقطه پايان اين قيام بود. (كتاب گيلان، ج ٢، ص ١١١).
(٩). گزارش رئيس گمركات به مركز، ٢٧/ ١٢/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٤٠٠٠٨٤٨٤.
(١٠). تلگراف رئيس اركان حرب كل قشون به رئيس اركان حرب لشكر جنوب، ٢٧/ ١٢/ ١٣٠٠، اسناد مؤسسه مطالعات و پژوهشهاى سياسى، س ١٣٠٠، پ ٩٧، ص ٦.