روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٦٩
جمعه ٣٠ ارديبهشت ١٣٠٠/ ٢٠ مى ١٩٢١/ ١٢ رمضان ١٣٣٩
* مسدود شدن راه سرخس
به دليل شيوع بيمارى «وبا» در سرخس، روسها جهت مقابله با اين بيمارى پزشك به «سرخس كهنه» اعزام نمودند و از امروز راه سرخس به ايران را به كلى مسدود كردند. ١
* اخطار حكومتنظامى به صاحبان كارگاههاى الكلسازى
حكومتنظامى تهران با انتشار اعلانى به كليه شيركچىها و صاحبان كارگاههاى الكلسازى، كه از تحويل اجناس خود به مأمورين رسومات خوددارى نمود و خانههاى خود را ترك كرده بودند اخطار داد، بنا به دستور رياست وزرا، از امروز بايد به خانههاى خود بازگشته و در برابر قوانين مقاومت ننمايند.
زيرا در غير اين صورت، دارايى آنها ضبط و شديدا مجازات خواهند شد. ٢
* انتقال ساختمان وزارت عدليه
اسباب و اثاثيه وزارت عدليه از ساختمان سابق مسعوديه به پارك «ظل السلطان» ٣ منتقل گرديد. ٤
* انتصاب مصدق ديوان به حكومت گنبد قابوس
به پيشنهاد «ظهير الملك» حكمران استرآباد، «مصدق ديوان» به حكومت صحرا و گنبد قابوس معين گرديد. ٥
______________________________
(١). تلگراف از سرخس به وزير خارجه، ٣١/ ٢/
١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٣٠، پ ٢٨، ص ١٧.
(٢). روزنامه ايران، ١/ ٣/ ١٣٠٠، ص ١.
(٣). مسعود ميرزا ظل السلطان فرزند ارشد ناصر الدين شاه كه قبلا يمين الدوله لقب داشت، روز بيستم صفر سال ١٢٦٦ ق، برابر با پنجم ژانويه ١٨٥٠ م، به دنيا آمد.
ظل السلطان سه سال از مظفر الدين شاه بزرگتر بود ولى چون مادرش عقدى نبود به وليعهدى انتخاب نگرديد.
درباره مأموريتهاى ظل السلطان از نظر حكومتى بايد گفت كه در ميان حكام دوره قاجاريه طول مدت مأموريت ظل السلطان فرزند ارشد ناصر الدين شاه از همه بيشتر بود.
مسعود ميرزا ظل السلطان سى و چهار سال متوالى حاكم اصفهان و قريب چهل و پنج سال متناوب مالك الرقاب بلا معارض مازندران و اصفهان و فارس و مدتى نيز فرمانرواى مطلق العنان هفده شهر ايران بود. مدت حكومت ظل السلطان در مازندران، استرآباد، تركمان يموت، سمنان و دامغان در حدود دو سال و دو ماه بود و پس از ورود به تهران در ذى حجه ١٢٧٩ ق، با همدم الملوك كه بعدها به همدم السلطنه ملقب گرديد ازدواج كرد، همدم السلطنه تا پايان عمر يعنى تا سال ١٢٩٢ ق، كه در اصفهان بر سرزا رفت با ظل السلطان زندگى كرد.
ظل السلطان پس از برگزارى مراسم عقد و ازدواج به فرمانفرمايى فارس انتخاب گرديد و دوره حكمرانى او دو سال به طول انجاميد. او از انتصاب خود به فرمانفرمايى فارس بسيار خوشحال بود
ظل السلطان تا سال ١٣٠٥ ق، حاكم اين ايالات و ولايات بود. اصفهان، بختيارى، يزد، فارس، خوزستان، كرمانشاه، كردستان، بروجرد، لرستان، عراق، كمره، گلپايگان، خوانسار، ملاير، تويسركان، نهاوند، محلات و به عبارت ديگر كليه نواحى جنوب و غرب ايران و تقريبا نصف ايران را داشت. ولى از سال ١٣٠٥ ق، حكومت ظل السلطان محدود و منحصر به اصفهان شد. لكن در سال ١٣٠٧ ق، حكومت يزد، عراق و گلپايگان هم با دادن پيشكش به شاه دوباره به وى واگذار گرديد. در سال ١٣٠٩ ق، حكومت عراق عجم از وى گرفته شد و به جاى آن حكومت خوانسار و محلات به او واگذار گرديد و تا سال ١٣١٠ ق، اين وضع ادامه داشت. در سال ١٣١٠ ق، ظل السلطان دوباره به خيال افتاد كه به جاى كامران ميرزا نايب السلطنه برادر صلبى خود وزير جنگ شود و در اين رابطه تشبثاتى هم نمود لكن اقدامات وى در اين باب مانند سال ١٣٠٢ ق، نتيجهاى نبخشيد زيرا روسها با وزير جنگ شدن وى مخالف بودند. سرانجام ظل السلطان در سال ١٣٣٧ ق، درگذشت. (تاريخ مسعودى، ديباچه؛ ظل السلطان، ج ١، ص ٩- ٢٣).
(٤). روزنامه ايران، ١/ ٣/ ١٣٠٠، ص ١.
(٥). تلگراف وزارت خارجه به كارگزارى خراسان، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٣٢٥٣.