روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٦٠
* تقاضاى روسيه براى استرداد داشناكهاى فرارى
كميسر وزارت خارجه شوروى با ارسال يادداشتى به مشاور الممالك، از سفارت ايران خواست، ارامنه فرقه داشناكسيون كه به ايران فرار كرده بودند، به شوروى تحويل داده شوند. ٨
* اعتصاب غذاى اسرائيلينكو
مريضخانه احمديه درباره اسرائيلينكو به وزارت امور خارجه گزارش داد به خاطر اعتصاب غذا و هواى گرم مريضخانه، نامبرده قواى جسمانى خود را از دست داده و لازم است در شرايط بهترى قرار گيرد تا قواى از دست رفته خود را بازيابد. ٩
* ارسال كتاب سفيد براى وزير خارجه ايران
سفارت آلمان در تهران يك نسخه از كتاب سفيد با عنوان «اجراى معاهده صلح ورساى از طرف آلمان تا اول آوريل ١٩٢١ ميلادى» را براى محتشم السلطنه، وزير امور خارجه ايران ارسال كرد. ١٠
* كنارهگيرى نجد السلطنه
نجد السلطنه كفيل ايالت خراسان به تهران اطلاع داد: تنها چند روز ديگر، آن هم براى حفظ ظاهر به كار خود ادامه خواهد داد و پس از آن تصميم دارد از فعاليت كنارهگيرى نموده و به استراحت بپردازد. ١١
[تصوير] مريضخانه وزيرى
______________________________
(١). شهسوار نام دهى از دهستان بدوستان بخش
هريس شهرستان اهر است.
(٢). سردار محيى (عبد الحسين خان معز السلطان) فرزند ارشد حاجى كاظم وكيل الرعايا امشهاى بود. در جوانى به اروپا سفر كرد و شيفته تمدن چشمگير اروپايى گرديد و با همفكرى برادر كوچكتر خويش ميرزا كريم خان، كميته سرّى و انقلابى ستار را در رشت تأسيس نمود. در محرم ١٣٢٧ ق، اين كميته به رهبرى سردار محيى و با يارى برخى از آزاديخواهان گيلانى، ارمنى و قفقازى طى قيامى مسلحانه آقا بالا خان سردار افخم حاكم گيلان را به قتل رسانيد و بر گيلان مسلط شد. مردم گيلان قصد داشتند سردار محيى را به نمايندگى خود به مجلس شوراى ملى روانه سازند ولى او از پذيرش اين تكليف سرباز زد. در ربيع الاول ١٣٢٨ ق، وقتى ستار خان و باقر خان وارد تهران شدند، بين آنها و سردار محيى و ضرغام السلطنه بختيارى ديدارهايى صورت گرفت. آنها با يكديگر همپيمان شدند و سوگند نامهاى امضا كرده متعهد گرديدند تا آخرين لحظه براى بقاى مشروطيت و استقلال مملكت بكوشند. ولى پس از مدتى اختلاف بين اين چهار تن و طرفداران آنان با سران مشروطيت و اولياى دولت شدت يافت. قواى دولت مشروطه به عنوان خلع سلاح، محل استقرار آنان يعنى پارك اتابك را مورد حمله قرار داد. سردار محيى پس از چهار ساعت نبرد هنگامى كه قواى دولت بر پارك مسلط شد، به سفارت عثمانى پناهنده گرديد. تحصن سردار محيى تا خوابيدن سر و صداها ادامه يافت. مدتى بعد به حكومت مازندران منصوب شد و در سال ١٣٣٢ ق، به حكومت كردستان منصوب گرديد. وقتى به تهران بازگشت به اتهام توطئه عليه دولت بازداشت شد و به اتفاق چندين تن به يزد تبعيد گرديد. اما بعد از هفت ماه اقامت در قم آنها را به تهران بازگردانيده و به زندان ژاندارمرى سپردند و چند روز بعد هم بدون محاكمه و ذكر علت دستگيرى آزادشان كردند. سردار محيى از كسانى بود كه در قيام جنگل حضور داشت ولى در اين مرحله از مبارزه، او جانب احسان اللّه خان دوستدار را گرفت و همزمان با شكست نهضت جنگل به اتفاق احسان اللّه خان، عازم روسيه شد. مدت حضور سردار محيى در باكو بيش از چند ماه نبود و در نيمه دوم سال ١٣٠٠ ش، در اثر ابتلاء به ذات الريه در سن پنجاه سالگى در گذشت. (ديوان كامل اديب الممالك فراهانى، ص ٢١٥).
(٣). تلگراف از آستارا به وزير خارجه، ٤/ ٥/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٤٤، پ ٧، ص ٢ و ٥.
(٤). تلگراف كارگزارى بندرعباس به كارگزارى كل بنادر، ٨/ ٥/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٥١، پ ٤، ص ٨.
(٥). نامه رئيس الوزراء به وزارت خارجه، ٣٠/ ٤/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٢، پ ٣٥، ص ٣.
(٦). مراسله وزارت خارجه به رئيس الوزراء، ٤/ ٥/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٢، پ ٣٥، ص ٣.
(٧). تلگراف كارگزارى بندرعباس به كارگزارى كل بنادر، ٨/ ٥/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٥١، پ ٤، ص ٨.
(٨). مراسله مشاور الممالك به وزارت خارجه، ٥/ ٨/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ١٥، پ ٢، ص ١٥٩.
(٩). اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٢، پ ٢٩، ص ٢.
(١٠). مراسله سفارت آلمان به وزارت خارجه، ٤/ ٥/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٤، پ ٣٠، ص ٤.
(١١). گزارشهاى كنسولگرى انگليس در مشهد، ص ٩٨.