روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٢٦٦
سرزمينهاى «حمايت شده» بريتانيا در شبهجزيره عربستان نتازد، امتيازى در نجد به دشمنان انگليس ندهد، جانشين خود را از ميان دشمنان آن برنگزيند، سياست خارجى خود را با انگلستان هماهنگ سازد و در مورد آن با اين كشور به توافق رسيد؛ و در برابر، انگلستان هرسال ٠٠٠، ٦٠ ليره به ابن سعود پرداخت كند. اما ديرى نپاييد كه پارهاى از مواد اين پيمان شكسته شد.
در ١٣٣٦ ق/ ١٩١٨ م، ميان شريف حسين و ابن سعود بر سر واحه خورمه پيكار شد و شريف حسين از آنجا واپس نشست و ابن سعود جنگ خود را براى يكپارچهسازى سرزمينهاى شبهجزيره عربستان سرگرفت و بر «حمايتشدگان» انگلستان در منطقه، شكستهاى سخت وارد آورد. وهابيان در آغاز رو به سوى شمال نهادند و در برابر امير كوهستان شمّر، ابن رشيد، به نبرد ايستادند. در پى جنگى كه يك ماه به درازا كشيد، بخشى از اين امير نشين و مركز آن «حابل» به نجد پيوست. ابن سعود سپس به جنگ شريف حسين رفت و نيروهاى او در ١٣٣٧ ق/ ١٩١٩ م، ارتش حجاز را در واحه «تربه» در هم شكست و راه را براى پيشروى سعودىها به سوى حجاز هموار ساخت، اما انگلستان به ابن سعود هشدار داد كه نيروهايش را واپس كشاند.
در ١٣٣٨ ق/ ١٩٢٠ م، وهابىها سرزمين «عسير» بر كرانه درياى سرخ را اشغال كردند، اما به سبب دخالت انگلستان از پيوستن آن به خاك خود بازماندند. در نتيجه قراردادى كه به دنبال گفتوگوها بسته شد، عسير تابع نجد گشت، اما فرمانروايىاش در دست حاكم پيشين آن، امير حسن، باقى ماند.
در ١٣٤٢ ق/ ١٩٢٤ م، كه خلافت عثمانى برافتاد، شريف حسين با خامانديشى و شايد به پشتيبانى انگلستان خود را خليفه كل مسلمانان خواند اما انگلستان بيش از اين خود را نيازمند حمايت از او نمىديد و ابن سعود نيز به اشاره «كميته خلافت اسلامى» هندوستان كه زير نفوذ انگلستان بود، بر او تاخت. به نظر مىرسد كه انگلستان با قطع كمكهاى مالى خود به ابن سعود در حقيقت دست او را براى حمله به شريف حسين باز گذاشته بود. آنچه عزم ابن سعود را بر حمله به حجاز استوارتر ساخت، اعلام ممنوعيت ورود حاجيان نجد به مكه از سوى شريف حسين بود. اينهمه موجب گشت كه ابن سعود در ذيقعده ١٣٤٢ ق/ ژوئن ١٩٢٤ م، براى مسلمين دنيا پيام فرستد و آنها را از به رسميت شناختن خلافت شريف حسين بازدارد.
علماى وهابى و پيران قبايل نجد نيز در همايشى كه ابن سعود برپا كرد، قطعنامهاى درباره حمله به حجاز گذراندند و او در صفر ١٣٤٣ ق، سپتامبر ١٩٢٤ م، بر شريف حسين تاخت. وهابيان در آغاز طايف را اشغال كردند و چند روز بعد به دروازههاى مكه رسيدند. «حزب ملى حجاز» بر شريف حسين فشار آورد و او را واداشت به سود پسرش على كنارهگيرى كند، اما على نيز كه تاب پايدارى در خود نمىديد در ربيع الاول ١٣٤٣ ق/ سپتامبر ١٩٢٤ م، مكه را به ابن سعود واگذاشت و چند ماه بعد مدينه و جده نيز به اشغال ابن سعود درآمد (١٣٤٤ ق/ ١٩٢٥ م)، او در ٢٢ جمادى الثانى ١٣٤٤ ق/ ٧ ژانويه ١٩٢٦ م، به عنوان سلطان حجاز و نجد و ملحقات آن بر تخت نشست. يك ماه بعد دولت اتحاد شوروى به عنوان نخستين كشور بزرگ، دولت ابن سعود را به رسميت شناخت و هيئت نمايندگى سياسى اين كشور براى نخستين بار وارد جده شد.
ابن سعود از آن پس متوجه عسير شد و در ربيع الثانى ١٣٤٥ ق/ اكتبر ١٩٢٦ م، آنجا را اشغال كرد و امير حسن را از عسير گريزاند جانشين او را واداشت تعهد سپارد كه در پيمانهاى مخالف وهابيان وارد نشود، اما ٤ سال بعد او را نيز از ميان برداشت و عسير را رسما به خاك خود ملحق كرد.
در اين روزگار كه انگلستان از پشتيبانى خانواده شريف حسين در مقابل سعوديان شانه خالى كرده بود، براى سيطره بر مناطق ميان مديترانه خليج فارس و حفظ خطوط ارتباطى خود، طرحى ديگر افكند و كوشيد تا خاندان هاشمى را در بخشهاى ديگرى از مناطق عربى تحت نفوذ خود به حكومت بنشاند. ازاينرو با تشكيل كشور اردن و حكومت دادن به امير عبد اللّه كوشيد تا بخشى از نجد را به قلمرو او بيفزايد. ابن سعود به مخالفت برخاست و انگلستان از بيم عقيم ماندن طرح خود، مجبور شد امتياز براى ابن سعود قائل شود. پس پيمانى در ١٣٤٥ ق/ ١٩٢٧ م، ميان انگلستان و ابن سعود به امضا رسيد كه طى آن انگلستان استقلال كامل و مطلق ابن سعود را به رسميت مىشناسد و دست او را براى بيرون راندن على پسر شريف حسين از حجاز بازمىگذاشت. ابن سعود در برابر به تشكيل اميرنشين اردن تن در داد و از دشتى كه نجد و سوريه را به يكديگر مىپيوند چشم پوشيد و آن را به اردن شرقى واگذاشت. در عقد اين پيمان كوششهاى «جان فيلبى» كه روابط دوستانهاى با ابن سعود داشت و سرانجام عضو شوراى خصوصى او شد، نقش مهمى بازى كرد. (دايره المعارف بزرگ اسلامى، ج ٢، ص ٣١- ٣٢).
______________________________
(٣). گزارش كنسول ايران در جده، ٨/ ٥/ ١٣٠٠،
اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ١/ ١٦، پ ٣٢، ص ٢٦.