روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ٤٧٦
سودى نداشت و مخاصمه ادامه يافت.
گرفتارى آسوريان در اوان جنگ بين الملل اول شدت گرفت. آسوريان ساكن عثمانى كه پس از قتل عام ارمنيان به دست تركان عثمانى هيچ اعتمادى به آن دولت نداشتند، با روسهاى تزارى متحد شده و با عثمانيان به جنگ برخاستند. هنگامى كه روسها اروميه را تصرف كردند و در خاك عثمانى پيش رفتند، آسوريان كردستان با اميد فراوان به آنان پيوستند. از آنسو، قبايل كرد كه از جانب عثمانى تقويت مىشدند به آنان حمله آوردند. آسوريان پس از كوشش و پايدارى بسيارى مجبور به عقبنشينى شدند و دهها هزار تن از آنان سرزمين خود را رها كرده، به شهرهاى خوى، سلماس و اروميه روى آوردند. اما در اين زمان غرب و شمال ايران عملا ميدان جنگ بود و آسوريان در پناه روسها قرار گرفتند.
پس از انقلاب روسيه، ارتش تزارى از هم پاشيده شد، اما هنوز چند تن از افسران روسى به سازماندهى و تعليم نيروهاى آسورى ادامه مىدادند.
آسوريان به ناچار تحت حمايت انگلستان قرار گرفتند، ولى توان مقاومت در برابر نيروهاى متحد ترك و كرد را نداشتند و در سال ١٣٣٦ ق/ ١٩١٨ م در اروميه محاصره شدند و حدود ٠٠٠/ ١٠ تا ٠٠٠/ ١٥ تن از آنان به قتل رسيدند، ولى سرانجام حدود هفتاد هزار تن از آنها حلقه محاصره را شكسته و از اروميه به بيرون گريختند. عدهايى از وبا و مصائب ديگر هلاك شدند، گروهى در شهرهاى غربى سكونت گزيدند ولى اكثر آنها به دعوت انگليسيان به بين النهرين رفتند و در اردوگاههايى كه در «بعقوبه»، نزديك بغداد براى آنان ساخته شده بود، اقامت يافتند. اما از حدود ٥٠ هزار آسورى كه در «بعقوبه» ساكن شدند. بيمارى طاعون بيش از ١٠ هزار تن را هلاك كرد.
پس از آن ميان آسوريان ساكن در عراق دودستگى افتاد: گروهى دنبال فرماندهى نظامى، «مارشال آقاپطرس» را گرفتند و گروهى از رهبرى مذهبى پيروى كردند. آسوريان جنگجو با حمايت انگلستان براى تصرف كردستان عراق شروع به اقدام كردند و بعضى نواحى را به تصرف خود درآوردند، ولى به زودى واپس نشستند. خواست آسوريان در حقيقت بازگشت به سرزمينى كه خود آن را سرزمين اجدادى مىخواندند و تشكيل دولتى مستقل در آنجا بود. «پطرس» با حمايت انگليس در كنفرانس لوزان شركت كرد و خواستار تشكيل كشور مستقلى شد كه از حدود موصل تا كردستان تركيه در شمال و اروميه در مشرق را دربر مىگرفت. «پطرس» از كنفرانس لوزان دستخالى برگشت، ولى جامعه ملل در ١٣٤٤ ق/ ١٩٢٥ م، قبول كرد كه منطقه شمالى موصل، مسكن آسوريان باشد و در آنجا خودمختارى داشته باشند. آسوريان براى تصرف اين سرزمين به نبرد برخاستند كه البته بىنتيجه ماند. پس از آنكه انگلستان استقلال عراق را پذيرفت، وضعيت آسوريان بسيار سخت شد.
انگليسيان حمايت آسورىها را رها كردند و دولت مركزى عراق به سركوب آنان پرداخت. يك بار در روستاى «سميل» چند هزار تن از مردم بىدفاع آسورى قتل عام شدند. آسوريان در اثر اين وقايع مجددا به ايران و مساكن قديم خود در غرب درياچه اروميه كوچ كردند و گروهى نيز به اروپا و آمريكا مهاجرت كردند ولى هسته مركزى آسوريان هنوز در ايران قرار دارد و آسوريان در ايران در امنيت و آسودگى زندگى مىكنند و در مجلس شوراى اسلامى نيز نماينده خاص خود را دارند. (تاريخ مختصر احزاب سياسى، ج ١، ص ٢٧٩؛ تاريخ آشور، ص ٣١٠، ٣١١؛ حقوق پايمالشده آسوريها به دست دولت بريتانيا، ص ٨٧، ١٠٨، ١٢٨، ١٢٩؛ تاريخ ايران، ج ٢، ص ٦٩٢، ٩٦٣ و ٦١٦؛ ماير، ذيل واژه كليساى آسورى؛ تاريخ كليساى مسيح، ص ١٨٠؛ كرد و كردستان، ص ٢٢ و ٢٣؛ قتل عام آشوريان، ص ٨، ١٣٩، ١٦، ٢٥؛(Christians in Persia ,P .٠١ .
______________________________
(٣). تلگراف مفتح المك از بغداد به وزارت
خارجه، ٣/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٣٩، پ ٧، ص ٣٥.
(٤). هودان: منطقهاى مرزى در روسيه آن زمان كه اكنون جزئى از كشور جمهورى تركمنستان مىباشد.
(٥). گزارش از باجگيران به وزارت داخله، ٢/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٦٢، پ ١٢، ص ٧.
(٦). نامه سفارت ايران در واشنگتن به وزارت خارجه، ٣/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٠٠، ك ٢٣، پ ٢، ص ١٦١.
(٧). روزنامه ايران، ٣/ ١٠/ ١٣٠٠، ص ١.
(٨). روزنامه ايران، ٤/ ١٠/ ١٣٠٠، ص ٣.
(٩). تلگراف حسين خزاعى به وزير جنگ، ٣/ ١٠/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه ايران، س ١٣٠٠، ك ١/ ١٥، پ ١٧، ص ٥٦.