روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٩٣
بلشويكها تمايل دارند كه پايتخت، اين برترى و مزيت را حفظ كند. بدين لحاظ مأموريتى كه بر عهده من محول گرديد به نتايجى كه انتظار داشتيم، نرسيد و من اكنون در تهران هستم بدون اينكه، كارى داشته باشم. براى حصول نتيجه و تشكيل فدراسيون جنوب بايد يكسرى از اقدامات را انجام داد كه از ميان آنها بايد استقرار يك دولت ايرانى جنوب را نام برد كه دست روى درآمدهاى نفت جنوب بگذارد. درحاليكه، فعلا وضع از اين قرار است آيا امكان دارد پيش از اينكه، شوروى در اينجا مستقر گردد، يعنى در شرايط كنونى تهران، كارى در جنوب صورت داد، به خصوص در منطقه بختيارى كه اين كار سبب تقويت اوضاع و فراهم ساختن زمينه براى پياده كردن طرح فدراسيون جنوب بشود؟ البته پس از اينكه، شمال ايران به جانب شوروى روى گرائيد و بلشويك شد كه تقريبا اين عمل اجتنابناپذير است.» ١٠
[تصوير] سرپرسى كاكس وزيرمختار سابق انگليس در تهران
______________________________
(١).
Department of State, Us Legation, Tehran, To Department of State, ٦ June, ١٢٩١
. (٢). شارژدافر به كاردار گفته مىشد. اين لفظ مستقيم از زبان فرانسه وارد و مورد استعمال واقع شد.
(٣). روزنامه ايران، ١٧/ ١٣/ ١٣٠٠، ص. ١
(٤).
National Archives, Washington D. C American Delegation Dispatch, dated August ١٢٩١. Quoted by Wilber. p, ٨٤
. (٥). وزارت داخله نيز در همان روز با ارسال نامهاى به وزارت جنگ از مقامات آن وزارتخانه خواست هرچه سريعتر اين آمار را اعلام نمايند.
(اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٣٧٩٢).
(٦). مراسله وزارت خارجه به وزارت داخله، ١٦/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٣٧٩٢.
(٧). مراسله سفارت انگليس به وزارت خارجه، ١٦/ ٣/ ١٣٠٠، اسناد وزارت خارجه، س ١٣٣٩ ق، ك ٣، پ ٨، ص ١٠.
(٨). سرپرسى كاكس در بيستم نوامبر ١٨٦٤ م، در «هرون گيت» نزديك شهر برنت وود متولد شد. او تحصيلات خود را در دبيرستان اشرافى «هرو»(Harrow) و دانشكده افسرى ساندهرست(Sandhurst Military Academy) به پايان رسانيد. در سال ١٨٩٢ م، به سمت افسر هنگ دوم نيزهدار (از هنگهاى مشهور انگليسى) مسافرتهاى خود را در آسياى مركزى، ايران و بلوچستان آغاز كرد. در ١٨٩٤ م، كنسولگرى انگليس را در كرمان تأسيس نمود و دو سال بعد از آن در كميسيون مرزى ايران و بلوچ مأموريت يافت و در همان سال مسافرتى در حوزه كارون نمود. در سال ١٨٩٩ م، كنسولگرى انگليس را در سيستان تأسيس نمود و در ١٩٠١ م، به عنوان فرمانده هنگ «مونتگامرى شايرتيومانرى» در جنگ بوئر شركت كرد و در همين جنگ مجروح گشته و به پاس فداكارىهايى كه از خود در جنگ نشان داده بود به اخذ مدال و نشانهاى افتخار نايل آمده و در اعلاميههاى وزارت جنگ و احكام نظامى از وى قدردانى شد. در ١٩٠٢ م، موفق به دريافت نشان علمى طلا از انجمن جغرافيايى پادشاهى گشت. از ١٩٠٥ تا ١٩١٣ سركنسول انگليس در خراسان بود. در آغاز جنگ جهانى اول، فرماندار نظامى «ساوت هميتون» شد و سپس جزو لشكر لاهور در فرانسه مأموريت يافت. در ١٩١٥ به سركنسولگرى تركستان چين تعيين شد. در ١٩١٨ م، به پاس خدماتى كه انجام داده بود به دريافت نشان نايل شده و در احكام نظامى از وى قدردانى شد و پس از پايان جنگ به انگلستان بازگشت و منشى افتخارى انجمن آسياى مركزى گرديد. وى از سپتامبر ١٩١٨ تا ژوئن ١٩٢٠ نزديك به دو سال وزيرمختار بريتانيا در تهران بود و تقريبا يازده ماه پس از ورودش به ايران يعنى در نهم ماه اوت ١٩١٩ قرارداد مشهور ١٩١٩ را با نخستوزير وقت ايران، وثوق الدوله، امضاء كرد. سرانجام وى در بيستم فوريه ١٩٣٧ در سن ٧٣ سالگى درگذشت (تاريخ ايران. ص الف و ب؛ سيماى احمد شاه قاجار ص ١٣٥ و ١٣٨).
(٩). پراودا(Pravda) روزنامه رسمى دولت شوروى.
(١٠). روزنامه پراودا، ٢٢ مى ١٩٢٣.