روز شمار تاريخ معاصر ايران - فراهانى، حسن - الصفحة ١٧
فرماندهى كلنل دومانتويچ(Domontovithch) همراه به سه افسر و پنج درجهدار قزاق در سال ١٢٩٦ ق به تهران آمدند. همچنين تزار هزار قبضه تفنگ و چند توپ براى توپخانه سبك به ناصر الدين شاه اهدا كرد. پس از «دومانتويچ»؛ كلنل «چاركوفسكى» فرماندهى گارد قزاق را بر عهده گرفت.
وى قزاقخانه را توسعه داد و بريگاد قزاق نام گرفت. پس از «چاركوفسكى» به ترتيب «كاروايف»(Karavaev) ، «شنهاور»(Schneur) ، «كاساگوفسكى»(KosogovsKi) ، «چرنوزوبوف»(Chernozubov) ، «لياخوف»(liaKhov) ، «وادبولسكى»(VadbolsKi) ، «پرزوركوويچ»(ProzorKovitch) ، (بارون مايدل»(Maydel) ، «كلرژه»(Clerzhe) و «استاروسلسكى،(StaroselsKy) عهدهدار فرماندهى بريگاد و ديويزيون قزاق شدند.
ظاهرا در زمان احمد شاه، به اصرار انگلستان ناگزير به خدمت «استاروسلسكى» در ايران پايان داده شد و در ٨ آبان ١٢٩٩ بيانيه رئيس الوزراء كه از بركنارى «استاروسلسكى» خبر مىداد، منتشر شد.
پس از عزل «استاروسلسكى»، براى اولينبار فرماندهى لشكر قزاق به يك ايرانى به نام «سردار همايون»، نوه قاسم خان والى، سپرده شد. سردار همايون تا كودتاى اسفند ١٢٩٩ رئيس ديويزيون قزاق بود. پس از كودتا، رضا خان از جانب احمد شاه لقب سردار سپه گرفت و به فرماندهى ديويزيون قزاق رسيد.
در همان سال، بريگاد مركزى و ديويزيون قزاق ادغام شد.
با انحلال پليس جنوب و ادغام ژاندارمرى در قزاقخانه، قشون متحد الشكل ايران تشكيل شد كه اساس آن سازمان قزاقخانه بود. در خصوص بودجه بريگاد قزاق بايد گفت: بودجه بريگاد قزاق در دوره ناصرى از خزانه دولت پرداخت مىشد.
در دوره مظفر الدين شاه مشكلات مالى موجب تأثير در پرداخت حقوق قزاقها مىشد. قرضه ١٣١٨ ق، درآمد گمرك شمال ايران را در اختيار روسها نهاد و مقرر شد كه بودجه بريگاد از همين اعتبار تأمين شود.
از آن پس بريگاد ديگر گرفتار تنگناى مالى نشد. (مرآت البلدان، ج ٤، ص ٢٣٨٢، تاريخ مختصر احزاب سياسى، ج ١، ص ٧٤؛ گنج شايگان، ص ١٥٢؛ كتاب آبى، ج ١، ص ٦٣؛ ايران و قضيه ايران، ج ١، ص ٧٤٥، شرح زندگانى من، ج ٣، ص ١٧٦؛ خاطرات كلنل كاساگوفسكى، ص ٣٦ و ٣٧ و ١١٩؛ بررسىهاى تاريخى، سال ٧، ش ٦، ص ٢٨٠- ٢٨١؛ بمباران مجلس شوراى ملى، ص ٣٢٥؛ انقلاب ايران، ٢١٣- ٢٢٣؛ تاريخ تحولات سياسى نظام ايران، ص ٩٦- ١٠٢؛ تاريخ بيدارى ايرانيان، ص ٦٥٤؛ ايران در جنگ بزرگ، ص ١٢٠- ١١٩).
______________________________
(١٠). بريگاد(Brigade) : تيپ قراسوران، امنيه، ژاندارم، چندين واحد
نظامى از يك صنف كه تحت فرماندهى يك سرتيپ (ژنرال) باشند. بريگاد مركزى مسئوليت
حفاظت از شاه و دربار را به عهده داشت.
(١١). مراسله مسعود خان كيهان به رضا خان، ٨/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد مؤسسه تاريخ معاصر، شم ١٨/ ٦٨٨٦.
(١٢). حكم عمومى ژاندارمرى دولتى، ٨/ ١٢/ ١٢٩٩، اسناد ملى ايران، شم ت، ٢٩٣٠٠٣٢٥٢.
(١٣). اسناد ملى ايران، شم ت ٢٩٣٠٠٦٠١٧.
(١٤). «وقوع انقلاب اكتبر و اعلام سياست ضد استعمارى و انزواطلبى از سوى حكومت انقلابى روسيه و مشكلات داخلى اين كشور، معادلات سياسى و توازن قوا را در منطقه و خصوصا در ايران بر هم زده و انگلستان را بر آن داشت تا در صدد تصاحب تمام و كمال ايران برآمده و به منظور تصويب قرارداد ١٩١٩ تمامى خاك ايران را به اشغال خود درآورد.
در اين زمان حكومت انقلابى كليه سياستهاى دولت روسيه تزارى را استعمارى تلقى كرده و همه اموال، امتيازات و حق كاپيتولاسيون را به دولت ايران واگذار مىنمايد. اما حكومت وثوق الدوله به تبعيت از دولت انگلستان و متفقين، اعتنايى به حكومت انقلابى نداشته و منتظر ماند تا حكومت مزبور هرچه زودتر توسط ضد انقلابيون اين كشور سرنگون گردد. حكومت انقلابى در نبردى سه ساله ١٩١٧- ١٩٢٠ كليه تهاجمات ضد انقلابيون و متفقين را دفع و آنها را مجبور به فرار كرد.
ارتش سرخ در تعقيب سياست افراطيون حزب كمونيست، براى تقويت جنبش انقلابى مردم ايران، به بهانه تعقيب قواى ضد انقلابيون روسى وارد گيلان شد و به حمايت از جنبش گيلان پرداخت.
حكومت مشير الدوله كه پس از وثوق الدوله روى كار آمد تمايل خود را به ايجاد رابطه با حكومت انقلابى اعلام كرد و اقدام به اعزام سفير فوق العاده نمود. حكومت انقلابى ضمن اعلام موافقت با اقدام دولت مشير الدوله همكارىهاى لازم را به عمل آورد.
پس از ماهها مذاكره از نوامبر ١٩٢٠ تا فوريه ١٩٢١ عهدنامه مودتى در ٢٦ فصل در تاريخ ٢٦ فوريه ١٩٢١ به امضاء رسيد كه طى آن معاهده تركمنچاى و موافقتنامه ١٩٠٧ و ١٩١٥ روسيه تزارى و انگليس از درجه اعتبار ساقط گرديد؛ و كليه امتيازات و حقوق روسيه تزارى در ايران شامل خطوط آهن و شوسه، تلگراف و تلفن، كشتىها و وسائل نقليه، بانك استقراضى و مايملك آن، قروض و عوائد وثيقهاى آن، همه و همه به دولت ايران بخشيده شد. حق كاپيتولاسيون ملغى گرديد و دولت ايران اجازه يافت تا در درياى خزر آزادانه به كشتيرانى بپردازد. ترانزيت صادرات ايران به روسيه و ممالك ديگر نيز از طريق خاك روسيه مجاز گرديد.
در اين بين دولت شوروى طى فصولى چند از دولت ايران خواست كه به دشمنان مسلح شوروى اجازه توقف، سازماندهى و بهطور كلى فعاليت مخرب در خاك خود ندهد و چنانچه علىرغم ميل و قدرت دولت ايران، خاك اين كشور مورد استفاده دشمنان مسلح قرار گيرد، دولت شوروى حق داشته باشد به منظور از بين بردن خطر ضمن اعزام قوا، اقدامات لازم را معمول دارد؛ ولى متعهد گرديد كه پس از رفع خطر بلافاصله نيروهاى خود را به پشت مرزهاى شناخته شده قبلى برگرداند.
عهدنامه مودت، صرفنظر از آثار سريع و موقتى كه بر سرنوشت ايران گذاشت، نظير رد هميشگى قرارداد ١٩١٩، تخليه ايران از قشون انگليس، الغاى هميشگى كاپيتولاسيون در ايران، ثمرات سريع و دائمى ديگرى نيز در پى داشت كه مىتوان به عدم دخالت در امور داخلى و مصونيت حاكميت ملى و تماميت ارضى ايران اشاره كرد.» (عهدنامه مودت ايران و شوروى، ص ٢٠ و ٢١).
(١٥). پژوهشى در تاريخ ديپلماسى ايران، ص ٣٢٤.