انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ٢٠٧
بعضى از بزرگان در مورد سند اين حديث گفتهاند: «از آن جهت به اين حديث مقبوله مىگويند كه مورد قبول و پذيرش اصحاب «فقها» قرار گرفته است؛ زيرا همگى در باب «قضا» و «افتا» به اين حديث استناد جسته و استدلال كردهاند و از ديدگاه فن «علم رجال» به همين اندازه براى حجيت خبر واحد كافى است؛ زيرا دليل حجيت خبر واحد بناى عقلاست كه شامل اينگونه موارد- يعنى خبر واحد مورد عنايت اهل خبره فن- مىگردد».[١] هرچند عمر بن حنظله در كتب رجال مورد توثيق واقع نشده، از آنروى كه روايات زيادى از معصومين عليهم السّلام نقل كرده،[٢] فقهاى بزرگ اين حديث را پذيرفته و برخى نام صحيحه را بر آن نهادهاند.[٣] افزون بر اين، در سند اينروايت صفوان بن يحيى قرار دارد كه از اصحاب اجماع است. و درباره اصحاب اجماع گفته شده: «وجود اصحاب اجماع در سند روايت، ما را بىنياز مىكند از بررسى حال وثاقت راويان بعد از او اگر دليلى بر وثاقت آنها نباشد».[٤] همچنين در دو روايت، امام صادق عليه السّلام از عمر بن حنظله به خوبى ياد كرده است:
١. «عن يزيد بن خليفه، قال قلت لابى عبد اللّه عليه السّلام، إن عمر بن حنظله اتانا عندك بوقت فقال ابو عبد اللّه عليه السّلام: اذا لا يكذب علينا».[٥] ٢. «عن عمر بن حنظله قال قلت لابى عبد اللّه عليه السّللام القنوت يوم الجمعه فقال أنت رسولى اليهم فىهذا، اذا صليتم فى جماعه ففى الركعه الاولى و اذا صليتم وحدانا ففى الركعة الثانيه».[٦] محقق مامقانى در تنقيح المقال بعد از ذكر اين دو روايت، قائل شده كه از اين دو مىتوان توثيق عمر بن حنظله را برداشت نمود.[٧]
[١] . معرفت، محمد هادى، ولايت فقيه، ص ١٢٤.
[٢] .« وقع بهذا العنوان فى اسانيد كثير من الروايات فبلغ سبيعن موردا»( خويى، ابو القاسم، معجم رجال الحديث، ج ١٣، ص ٢٩.)
[٣] . عاملى، جعفر مرتضى، ولاية الفقيه، فى صحيحه عمر بن حنظله، ناشر مؤلف ١٤٠٣ ق. بىجا.
[٤] . مكارم شيرازى، ناصر، كتاب البيع، ص ٤٩٤.
[٥] . الفروع من الكافى، ج ٣، باب وقت الظهر و العصر، حديث ١.
[٦] . وسائل الشيعه، ج ٤، باب ٥، حديث ٥.
[٧] .« ويفهم من هذين الحديثين توثيقه».( مامقانى، تنفيح المقال، ج ٢، ص ٣٤٢.)