انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ١٥٣
در همان اوايل انقلاب، امام در بخشى از حكم نخستوزير، مهندس مهدى بازرگان آورده است:
«بنا به پيشنهاد شوراى انقلاب بر حسب حق شرعى [- حق ولايت از جانب خداوند] و حق قانون ناشى از آراى اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت- كه به رهبرى جنبش دادهاند- جنابعالى رابدون در نظر گرفتن روابط حزبى و وابستگى به گروهى خاص، مأمور تشكيل دولت موقت مىنمايم».[١] ٤. سخنان امام حاكى از جمع بين مشروعيت الهى و مقبوليت مردمى است. بنابراين در ديدگاه ايشان تنافى بين حق مردم و مشروعيت الهى رهبرى وجود ندارد. ازاينرو، امام خمينى قدّس سرّه در تنفيذ حكم رياست جمهورى شهيد رجايى فرمود: «و چون مشروعيت آن بايد با نصب فقيه ولىّامر باشد، اينجانب رأى ملت را تنفيذ، و ايشان را به سمت رياست جمهورى اسلامى ايران منصوب نمودم».[٢] نيز در جاى ديگر فرمود: آنقدر بر ولايت فقيه اثر مترقى بار است كه در ساير مواردى كه شما ملاحظه مىكنيد، معلوم نيست مثل آنجا باشد.[٣] ٥. اينكه امام در اوايل انقلاب مىفرمود «من براى خود هيچ نقشى در حكومت قائل نيستم»، اين بدان معناست كه ايشان به دنبال كسب قدرت نبوده است. به سخن ديگر، اين بيان از بىاعتنايى امام به دنيا حكايت دارد.
٦. در آنجا كه امام نقش آراى مردم را برجسته مىكند، درست براساس مبانى فكرى ايشان است كه به نقش مردم در كارآمدى نظام توجه بسيار داشت. ازاينرو براساس انديشه امام قدّس سرّه اين مردماند كه نوع حكومت مطلوب خود را در چارچوب قوانين اسلام تعيين مىكنند و از سويى مسئولان نظام حكومتى خويش را بر مىگزينند.
٧. يك رهبر فهيم، نكتهسنج و موقعيتشناس درهرحال- باتوجه به شرايط آن- از موقعيت موجود در جهت پيشبرد اهداف خود استفاده مىكند. زمانى كه امام در پاريس بود، ايران در اوج جنبش انقلابى خود به سر مىبرد، و بعد از پيروزى، حضور گسترده مردم در صحنههاى مختلف براى حفظ انقلاب ضرورى مىنمود. ازاينرو، امام خمينى قدّس سرّه با برجسته كردن نقش مردم در انقلاب، شور
[١] . همان، ج ٦، ص ٥٤.
[٢] . همان، ج ١٥، ص ٦٧.
[٣] . همان، ج ١٠، ص ٥٢٥.