انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ١٠٥
٤. در كتاب صراط النجاة فى اجوبة الاستفتائات آمده است: «اما ولايت بر امور حسبيه مانند حفظ اموال غايب و يتيم درصورتىكه شخصى مانند ولىّ [شرعى] براى حفاظت از آنها نباشد، از آن فقيه جامع الشرايط است و نيز موقوفاتى كه از سوى واقف براى آنها سرپرستى تعيين نشده و همينطور است مرافعات؛ چرا كه فصل خصومتها در مرافعات و امثال آن در دست فقيه مىباشد، اما زايد بر آنها پس مشهور بين فقها عدم ثبوت است».[١] ٤. در كتاب مبانى تكملة المنهاج نيز مرحوم آيت اللّه خويى در بحث جواز اقامه حدود شرعى براى حاكم اسلامى، چنين استدلال كرده است:
يك. اجراى حدود در برنامه انتظامى اسلام در جهت مصلحت و سلامت جامعه تشريع شده است؛ آن هم براى جلوگيرى از فساد و طغيان و رواج پليديها كه امرى هميشگى است و اختصاص به زمان حضور امام عليه السّلام ندارد.
دو. ادله مزبور در كتاب و سنت كه ضرورت اجراى احكام انتظامى را ايجاب مىكند، اصطلاحا اطلاق دارد و به زمان خاصى اختصاص ندارد.
ايشان در ادامه، در اينكه مجرى احكام چه كسى باشد، مىگويد: در اين مورد بيان صريحى از شارع نرسيده و از ديدگاه عقل ضرورى مىمايد كه مسئول اجراى اينگونه امور، آحاد مردم نباشند؛ زيرا اين خود اختلال نظام است. وى، روايات «و اما الحوادث الواقعه ...»، «حفص بن غياث» و هچنين روايت «و من اليه الحكم ...» را در تأييد اين مدعا مىآورد كه «اجراى اين امور در اختيار فقها است».[٢] ٦. آيت اللّه خويى در منهاج الصالحين جهاد ابتدايى در عصر غيبت را جايز مىداند و معتقد است رهبرى و فرماندهى آن در اختيار فقيه جامع الشرايط مىباشد: «از آنجا كه انجام اين مهم و تحقق خارجى آن نيازمند رهبر و فرماندهى است كه مسلمانان دستورات و اوامر را بر خود نافذ بدانند، پس چارهاى جز تعيّن آن در فقيه جامع الشرايط نيست؛ زيرا فقيه متصدى اجراى اين امر مهم از باب امور
[١] . خويى، ابو القاسم، صراط النجاه فى اجويه الاستفتائات، ج ١، ص ١٠.
[٢] . همو، مبانى تكمله المنهاج الصالحين، ج ١، ص ٢٢٤- ٢٢٦.