انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ٤٦
اداره مملكت باشد و با سعه صدر[١] بين قواى مختلف هماهنگى ايجاد كند و از ديگر سو توان چارهجويى در رفع مشكلات و بنبستهاى سياسى را داشته باشد كه البته انجام اين امر نياز به مديريتى كاملا سنجيده دارد.
بايد توجه داشت كه شرط كفايت و حسنتدبير مستلزم دارا بودن اين صفات است:
١. فراست بالا و شناخت زيروبم كارها؛
٢. اراده قوى و مستقل كه ناشى از شجاعت اقدام در مواقع خطير و حساس است؛
٣. علم به زمان و حوادث آن؛
٤. اتصاف به مكارم اخلاقى كه براى اداره امور مردم مورد نياز است، مانند بردبارى، حكمت و سعه صدر.[٢]
اشكالاتى چند در مورد معناى واژگانى و اصطلاحى ولايت مطلقه فقيه
در مورد معناى واژگانى و اصطلاحى ولايت مطلقه فقيه اشكالاتى مطرح كردهاند كه به برخى از آنها پاسخ مىدهيم:
اشكال اول: برخى از نويسندگان بر اين گماناند كه ولايت در معناى حكومت و زمامدارى به كار نرفته است. اينان به انكار ريشه لغوى و تاريخى ولايت پرداخته[٣] و آن را به معناى «قيوميت»- كه لازمه آن تداعى «محجوريت» در مولى عليه است- پنداشتهاند[٤] و از سويى ولايت فقيه را باعث تحقير مردم و تنزل آنان تا حد صغار و ديوانگان بيان كردهاند.[٥] پاسخ: ١. در پاسخ به اين اشكال مىتوان به اين نكات اشاره كرد: پيشتر گفته آمد كه واژه «ولايت» در كتب لغت، قرآن و روايات به معناى امارت و سرپرستى و حكومت نيز به كار رفته است؛ آنسان كه اين معنا كاملا آشكار است.
٢. ولايت داراى اقسامى است كه تنها برخى از آنها مانند ولايت بر صغار و مجانين به معناى
[١] . امير المؤمنين مىفرمايد:« آلة الرياسة سعة الصدر».( نهج البلاغه، حكمت ١٧٦.)
[٢] . الداورى، مسلم، التقيه فى فقه اهل البيت عليه السّلام، ج ٢، ص ٥٦١.
[٣] . حائرى، مهدى، حكمت و حكومت، ص ١٧٨.
[٤] . همان، ص ١٧٧.
[٥] . همان، ص ٢١٦.