انديشه هاى سياسى شيعه در عصر غيبت - كربلايى پازوكى، على - الصفحة ١٩٤
در دوران غيبت صغرى چگونه مىتوان پنداشت كه توقيعى براى مردم عادى- غير از شخصيتهاى شناخته شده و مورد اعتماد- صادر شده باشد؟ نيز چگونه مىتوان باور كرد كه كلينى رحمه اللّه در زمان خود قدرت تشخيص خواص از غير خواص را نداشته است؟[١] ازاينرو شيخ جليل القدر مرحوم صدوق قدّس سرّه در كتاب كمال الدين و تمامالنعمه[٢] بيش از پنجاه روايت تحت عنوان توقيعات آورده كه در بيشتر اينروايات حتى نام سفيران و نايبان خاص امام زمان (عج) مانند عثمان بن سعيد عمروى، محمد بن عثمان، حسين بن روح نوبختى و على بن محمد سمرى را به عنوان رابط بين امام و امت ذكر نكرده است. تعابيرى همچون «فخرج اليه» (روايات ٨، ٢٢ و ٣٩)، «فخرج الاذن» (روايت ٢١)، فخرج (روايات ١٢- ١٤)، (فورد التوقيع» (روايت ٤) و ... همگى گوياى فضاى تاريك حاكم بر اوايل دوران غيبت است. اما بعد از وفات كلينى (٣٢٩ ق) كه مصادف با پايان غيبت صغرى است، در كتابهاى شيخ طوسى (متوفاى ٣٦٠ ق) و شيخ صدوق (٣٨١ ق) اينروايات آمده است.
چهار. باتوجه به فضاى حاكم در آن دوران نمىتوان كمى روايت اسحاق بن يعقوب را ابزارى براى تضعيف توقيع شريف قرار داد؛ چنانكه برخى آن را نقطه ضعف اسحاق بن يعقوب شمردهاند.[٣] اگر اين گونه است، از محمد بن عثمان، نايب دوم امام زمان (عج) نيز در كتب روايى هيچ روايتى نقل نشده[٤] و تنها در سه مورد (توقيع سوم، چهلونهم و پنجاهويكم) رابط نقل توقيع بوده است.
دلالت روايت بر ولايت فقيه
اسحاق بن يعقوب در نامهاش به امام عليه السّلام سؤالاتى را مطرح نموده كه متن اين سؤالات در روايت ذكر نگرديده، اما از پاسخهاى حضرت مىتوان دريافت كه سؤالات درباره چه موضوعاتى بوده است. با توجه به اين پاسخها مىتوان سؤالات او را به چند دسته تقسيم كرد: تعدادى از سؤالات در خصوص احكام شرعى جزئى است. مثلا از امام در مورد حكم شرب فقاع و يا وجوه شرعى سؤال نموده
[١] . ر. ك، حايرى، كاظم، بنيان حكومت اسلامى، ص ١٧٠.
[٢] . بنگريد به: شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمه، باب ٥٤.
[٣] . ر. ك كديور، محسن، حكومت ولائى، ص ٣٢٦. وى مىگويد:« اسحاق بن يعقوب علاوه بر اينكه توثيق نشده، درمجموعه روايات شيعه تنها سه روايت از وى موجود است».
[٤] . خويى، ابو القاسم، معجم الرجال الحديث، ج ١٧، ص ٢٩٤- ٢٩٧.